یک اعتصاب عمومی در افق در ما — اما چه اتفاقی می افتد پس می تواند همه چیز را تغییر دهید

جهانی بیماری همه گیر کوروناویروس در معرض عظیم شقاق در جامعه یکی بین زندگی انسان و ارزش اقتصادي است. که آیا ما ارزش بیشتر ؟ ما قطعا می دانیم که بسیاری از سیاستمداران و تیتان از دارایی پایه; از این رو درخواست تجدید نظر از بسیاری از آنها برای کوتاه شدن دوره, اجتماعی, فاصله و ارسال همه بازگشت به کار.

“کشور ما ساخته نشده بود تعطیل شود گفت:” رئیس جمهور مغلوب ساختن پیشی جستن در کاخ سفید در جلسه مطبوعاتی اطمینان عمومی است که “امریکا را دوباره و به زودی باز برای کسب و کار است.”

تبلیغات:

ارشد رئیس گلدمن ساکس لوید Blankfein ثبت شده دموکرات که به تازگی اعلام کرد که او را برای رای دادن به تهمت بیش برنی ساندرز در توئیتر خود نوشت:

اقدامات شدید برای پهن کردن ویروس “منحنی” معقول است-برای یک زمان-برای دراز کردن فشار بر روی سلامت زیرساخت ها است. اما خرد اقتصاد شغل و روحیه نیز یک مسئله بهداشتی-و فراتر از آن. در چند هفته اجازه دهید کسانی که با کاهش خطر ابتلا به بیماری بازگشت به کار.

حتی بیشتر disconcertingly ، معاون فرماندار تگزاس دن پاتریک پیشنهاد کرد در فاکس نیوز که این امر می تواند مناسب برای سالمندان به فدا کردن جان خود را به خاطر اقتصاد:

من در تلاش برای فکر می کنم از آن را در هر نوع مرضی راه اما من فقط گفت که ما انتخاب کردم در اینجا ما می رویم به در مجموع سقوط رکود و افسردگی و فروپاشی در جامعه ما است. اگر این می رود یکی دیگر از چندین ماه وجود خواهد داشت نه هر شغل به بازگشت به برای بسیاری از مردم است.

این نوع از سنگدلانه سخنان برآورده شده است با آشکار خشم از کارگران که در معرض خطرات بی سابقه ای در کار است. اما آنها همچنین باعث بهت و حیرت از دانشمندان و متخصصان بهداشت عمومی که در حال تلاش برای شنیده می شود بیش از clanging از بورس نیویورک بل. آرتور کاپلان استاد اخلاق زیستی در مرکز پزشکی NYU Langone گفته نیویورک تایمز: “شما نمی توانید تماس خاموش بهترین سلاح ما است که انزوای اجتماعی و حتی خارج از اقتصادی ناامیدی مگر اینکه شما مایل به مسئول یک کوه از مرگ.”

تبلیغات:

“ما نمی توانیم سعی کنید برای قرار دادن زندگی مردم برای اولین بار حداقل یک ماه؟” Caplan ادامه داد.

اکثریت قریب به اتفاق مردم به احتمال زیاد به توافق با Caplan: قرار دادن زندگی مردم اول باعث می شود بسیاری از حس. که پرسش: چرا این حتی یک ماده از بحث ؟ چه نوع نظام اجتماعی را در زندگی ما است که ما را وادار به بپرسید که آیا ما می توانیم زندگی مردم اول برای یک ماه?

که نیروهای ما را به سوال چه جامعه ما زمینه ای واقعا ارزش هستند. این است که بسیار مربوط به تغییر ناگهانی در طرز تفکر ما در مورد کار. ناگهان همه ما سوال که چه نوع از کار است که در واقع “ضروری” و آنچه نیست که چه نوع از کار ما ارزش به عنوان یک جامعه است. بهداشت و درمان کارگران و کسانی که به ما دسترسی به ضروریات مانند غذا کاغذ توالت و صابون تمام انجام اساسا توابع ضروری برای ما وجود ادامه — حتی اگر کسانی که این کار را انجام دهید معمولا اعطا وضعیت پایین تر از کسانی که طراحی گوشی های هوشمند, بازی و مهندس خودروهای لوکس.

تبلیغات:

وجود دارد گسترده آمریکا از جمله “ارزش های انسانی” و آنچه به منزله ارزش اقتصادی در یک جامعه سرمایه داری. به درک چگونه ما آمد به زندگی در یک جامعه سرمایه داری است که آماده برای فدا کردن میلیون ها نفر به خاطر سود آن است که همیشه ایده خوبی است برای نگاهی به سرمایه داری بی نظیر منتقد کارل مارکس. “هر کودکی می داند که هر ملت است که کار متوقف شد, نه برای یک سال, اما اجازه دهید ما می گویند فقط برای چند هفته را هلاک” او معروف نوشت: در یک سال 1868 نامه.

اما مارکس نبود فقط این نقطه اساسی است که ما نیاز به نیروی کار به منظور برای یک کشور به تابع. ایدئولوژی نئولیبرالی ساخته شده است این به نظر می رسد مانند یک رادیکال ادعا می کنند اما آن را در واقع برای اعطا گرفته توسط غالب اقتصادی متفکران این دوره است.

تبلیغات:

مارکس در تلاش بود به استدلال می کنند چیزی بسیار خاص بیشتر در مورد چگونه کار اتفاق می افتد به عنوان او شروع به پخش کردن در جمله بعدی: “و هر کودکی می داند که این مقدار از محصولات مربوط به مقادیر متفاوت از نیاز و تقاضا متفاوت و کمی تعیین مقادیر جامعه دانه کار.”

به عبارت دیگر نیازهای مختلف در حال ملاقات از طریق انواع مختلف و زمان های مختلف کار می شود که در آن بخش از نیروی کار هر کس را در جامعه به عنوان یک کل. جامعه ما نیاز به یک مقدار مشخصی از کاغذ توالت بنابراین یک مقدار مربوطه از زمان کار را به اختصاص داده شده به ساخت آن است. ما باید یکی دیگر از مقدار خاص از کنسرو لوبیا که خواستار دیگری مقدار زمان کار, بنابراین همه, همراه زمان کار به تقسیم درآمده است. از دیدگاه جلسه یک جامعه به طور کلی نیازهای هر فرد کار فرایند است که بهترین درک را به عنوان بخشی از این کل کار.

در نهایت با یک بسیار متراکم جمله خرس با من, ما سعی خواهیم کرد به آن احساس — مارکس آمد به مرکز و نقطه اصلی: “فرم که در آن متناسب با این توزیع کار ادعا می کند خود را در یک وضعیت جامعه که در آن اتصال از کار اجتماعی بیان خود را به عنوان خصوصی ارز از محصولات منحصر به فرد از کار دقیقا ارزش مبادله این محصولات است.”

تبلیغات:

چه می کند این همه چیست ؟ مارکس تا به حال ارائه شده است که کل استدلال سیستماتیک در جلد اول “سرمایه” منتشر شده است که او سال قبل از این نامه. همانطور که ما فقط تاسیس تولید مثل انسان زندگی — در این نشست از مردم امرار معاش نیاز — نیاز مردم برای انجام کار. که کار به سازماندهی و اختصاص اجتماعی به نحوی; در غیر این صورت مردم نمی قادر خواهد بود به منظور هماهنگی برای انجام تمام انواع مختلف از وظایف است که نیاز به پاسخگویی به نیازهای متنوع از کل جامعه است. کلی کار است که هر کس در جامعه انجام می شود توزیع شده در نسبت های که مربوط به جامعه نیاز دارد.

اما در جوامع سرمایه داری — و در اینجا شما باید عجیب و غریب و پیچیده واقعیت مارکس در تلاش بود تا توضیح دهد — این اتفاق نمی افتد به عنوان نتیجه آگاهانه تعیین طرح (که ممکن است به نظر می رسد مانند یک ایده awfully خوب در این لحظه). آن را نیز اتفاق نمی افتد و بر اساس سنت آن را به عنوان ممکن است در قبل از سرمایه داری جوامع; به عنوان مثال پدر من یک آهنگر, بنابراین من بیش از حد تبدیل به یک آهنگر. در سرمایه داری جوامع تخصیص نیروی کار مصمم است از طریق تبادل محصولات از نیروی کار در بازار.

در حالی که نظریه پردازان سرمایه داری خواهد بود ما این را به عنوان یک بیماری مارکس نشان داد که این قطعا نه. آن را مختص به جوامع سرمایه داری, چرا که در نظام سرمایه داری مردم ندارد و دسترسی مستقیم به چیزهایی که آنها نیاز به انجام این کار: زمین و ماشین آلات و مواد. این “ابزار تولید” را به عنوان مارکس به نام آنها متعلق به یک اقلیت کوچک به عنوان مالکیت خصوصی است. برای مارکس بخشی از جامعه است که ما ممکن است امروز تماس “یک درصد” نیست تعریف شده از لحاظ نسبی ثروت و یا وضعیت اما از لحاظ مالکیت..

تبلیغات:

در آن دسته از ما که اصلا خود ابزار تولید — که مربوط بیشتر یا کمتر به “99 درصد” — وابسته به کار برای دستمزد به آنچه که ما نیاز به زنده ماندن.

این است که چرا مارکس را رد کرده و سوسیالیستی شعار که در نگاه اول ممکن است به نظر می رسد مانند او موافق است که “کار منبع تمام ثروت و فرهنگ است.” طبیعت به او اشاره کرد همچنین یک منبع ثروت و برای تولید هر چیزی از طریق کار ما نیاز به دسترسی به آن را در برخی از راه. اما در جوامع سرمایه داری تنها برخی از مردم هستند “صاحبان” طبیعت! بقیه از ما مارکس نوشت: “انتقاد از برنامه گوتا,” “می تواند تنها با اجازه آنها زندگی می کنند از این رو تنها با اجازه آنها.”

در حال حاضر این بیماری همه گیر است و بسیاری از مردم سوال این ترتیب. چگونه دقیقا جامعه تصمیم بگیرد که چه کند و چه کسی باعث می شود چیست ؟ چرا تا چند هواکش اکسیژن ماشین آلات ماسک و coronavirus تست کیت در حال تولید به سرعت در ایالات متحده?

پاسخ این است که کار نمی اختصاص داده و بر اساس آنچه که مفید است اما رقابت در بازار برای سود. تعداد زیادی از هواکش و coronavirus تست کیت بسیار مفید خواهد بود در واقع در حال حاضر, اما بازار آزاد است که با داشتن فوق العاده ای مشکل تخصیص کار ما برای تولید این نوع از چیزی که موثر است. کاملا به سادگی کار نمی اختصاص داده و بر اساس نیاز انسان است; آن است که بر اساس ارز بازار از محصولات آن است. و هدف از این تبادل سرمایه داری انباشت ارزش اقتصادي است.

تبلیغات:

واقعیت این است که خیلی از کار مردم به طور معمول انجام روز به روز در حال حاضر می تواند تلقی “غیر ضروری” به ما می دهد یک نوع تصویر چگونه سرمایهداران جمع ارزش اقتصادي است. تنها بخش کوچکی از کل کار انجام شده توسط جامعه به عنوان ما می بینیم در حال حاضر است که در واقع مورد نیاز برای بقای انسان. اما ما می تواند دسترسی به محصولات است که کار بدون پول است. به عبارت دیگر ما وابسته به بازار برای بقا است. کارفرمایان باید به ما پرداخت پول به اندازه کافی به طوری که ما می توانید دسترسی به این محصولات در بازار و نشان می دهد تا به کار در روز بعد. اما آنها نیازی به پرداخت ما هر بیشتر از آن. (مگر اینکه ما خواست که آنها را انجام دهد.) تا زمانی که اقتصاد سرمایه داری است که عملکرد به طور معمول همه از این اضافی “مازاد” نیروی کار ما انجام می شود نوتبوک از طریق فرایند تبادل کالا می آید و بازگشت به سرمایه داری را به عنوان سود. این تئوری مارکس استثمار.

به عنوان بسیاری از فمینیست اشاره کرده اند پس از مارکس این امر همچنین به این نوع از کار است که ممکن است به نظر می رسد به خارج از سرمایهداری بازار کار. کارهای خانه و مراقبت از کار به طور سنتی اختصاص داده شده به زنان و درمان به عنوان هدیه ای از طبیعت است. اما این پنهان این واقعیت است که این نوع کار نیز تولید یک کالا: توانایی کار و یا “کار-قدرت” است که دقیقا آنچه ما فروش به ما کارفرمایان هر وقت ما ساعت در.

به عنوان مدارس و سایر خدمات عمومی از نزدیک با توجه به همه گیر این “باروری” کارگری است که به سرعت در حال گسترش: مردم را مجبور به صرف بیشتر وقت خود را به دنبال پس از کودکان و سالمندان تمیز کردن و ضد عفونی هر سطح و انباشت مواد غذایی. اگر این اتفاق نمی افتد وجود دارد نمی تواند یک نیروی کار پس از بحران. اما سرمایه داران انتظار نیست که باید به پرداخت هزینه برای این کار اضافی. گاهی اوقات آنها مایل به اجازه دولت پرداخت در قالب رفاه و خدمات عمومی; اما آنها نیز مشتاق به پیدا کردن فرصت های به خصوصی سازی این خدمات و ما را به آنها پرداخت کنیم. فست فود به عنوان مثال اجازه می دهد تا مردم مسابقه بین دو یا سه کم-شغل پرداخت جایگزین بخشی از دستمزد خود را برای زمانی که آنها ارزش کمی از آن را به طبخ برای خانواده خود را. به عنوان آنجلا دیویس استدلال چه این در واقع نشان می دهد این است که ما باید از این ظرفیت به خصوصی بار کارهای خانه منسوخ اگر کارهایی مانند تهیه غذا و تمیز کردن و مراقبت از کودکان می تواند اجتماعی و یارانه. آنها پس از سقوط فوق العاده استثمار نیروی کار داخلی تا حد زیادی متشکل از زنان از رنگ.

شما لازم نیست که برای دریافت از طریق سه جلد “سرمایه” که برای دیدن این وضعیت فوق العاده عجیب و غریب است. این بدان معنی است که عملکرد آن مورد نیاز است برای بقای ما فقط انجام می شود به طوری که کسانی که در بالا گذاران می تواند جمع ارزش اقتصادي است.

تبلیغات:

این یک مشکل است, تعریف, چرا که “ارزش” به این معنا نیست واقعی ثروت — که در بیشتر چیزهای که می تواند مفید باشد در راه های مختلف. آن را پیگیری بیشتر ثروت در شکل پول — که می رسد پوچ ارتفاعات در جهان از سرمایه داران که فرار اقبال در نهایت تعیین سرنوشت ما.

این واقعیت است که این سناریو عجیب و غریب است تغییر نمی کند این واقعیت است که آن را واقعی است. در جامعه سرمایه داری, مردم نیاز به خرید و فروش کالاها برای تخصیص کار به جای. در این غیر منطقی, منظور, آن را واقعا مهم نیست که آیا شما در حال انجام هر چیزی مفید برای جهان است. اگر شما در حال تولید چیزهایی است که دیگران خرید و تولید سود برای کارفرمای خود را در این روند شما در حال انجام کار است که لازم است برای ایجاد ارزش اقتصادی. “غیر ضروری” کار است که در واقع کاملا ضروری برای کل سیستم.

در این زمینه انگیزه کسب سود در واقع تعیین می کند که آیا ما زندگی می کنند و یا می میرند. به دلیل رقابت در بازار انباشت سرمایه نیاز به ثابت رشد و گسترش است. سرمایه داران همه در رقابت با یکدیگر و هر سرمایه داری که نتواند به شدت افزایش سود و افزایش بهره وری خواهد بود تحت فشار قرار دادند از بازار توسط سرمایه داران است. از منظر ارزش های انسانی در این بیانیه “زندگی باید اولویت بیش از سود” معقول است. از دیدگاه اقتصادی ارزش زندگی تنها می تواند پایدار تا آنجا که آن را تسهیل بی امان درایو برای سود.

اما این فقط یک دروغ است که سرمایهداران بگویید. این در واقع بی رحمانه و پیچ خورده , واقعیت نظام ما در زندگی: نیازهای ما را برآورده تنها جایی که وجود آب و هوای مطلوب برای دستیابی به سود است.

تبلیغات:

این چیزی است که بسیار عجیب و غریب در مورد این بیماری همه گیر, چگونه آن را در معرض بی خردی از این سیستم است. حتی قبل از زمان همه گیر سرمايه داری به طور مداوم درد و رنج بحران — به دلیل رقابتی تجمع منجر به شرایطی که در آن برخی از صنایع تولید بیشتر کالاها از آنها می توانید فروش و یا سرمایه داران نزول سرمایه گذاری در ماشین آلات است که به سرعت منسوخ شود; یا افرادی که لازم نیست به اندازه کافی پول برای خرید کالاهایی که نیاز; یا مالی رشد منجر به حباب که به ناچار پاپ; یا اساسی زیربنایی مورد نیاز برای تولید مثل جاده ها برای ساخت سود آور نیست. یا در این مورد یک ویروس قرار می دهد وجود زندگی انسان را زیر سوال.

این است که چرا دولت باید به مرحله برای تنظیم صنعت و سرمایه گذاری ارائه تقاضای موثر از طریق هزینه های ساخت و زیرساخت و…. اما آنها در یک وضعیت متناقض چرا که اگر فعالیت آنها را تهدید می کند سرمایه داری سود کل سیستم است که در واقع تعیین کننده راه مردم نیازهای خود را می تواند به سقوط و آنها می تواند از دست دادن درآمد مالیاتی است که اجازه می دهد تا آنها را به صندوق برنامه های خود را.

این تناقض ما در حال دیدن اطراف رمان coronavirus. اجتماعی فاصله است نیاز مطلق برای بقای انسان. کار ما برای حفظ جامعه کار غیر ممکن است به انجام اگر ما بیمار نه به ذکر است مرده است. اما در همان زمان اگر بحران اقتصادی همچنان به تبدیل شدن بیشتر شدید و تجمع grinds به توقف خواهد شد تا تخصیص اجتماعی کار است. مردم را در واقع از دست دادن شغل خود. وجود دارد خواهد بود در دراز مدت افسردگی است.

تنها راه برای حل این تناقض در وضعیت فعلی ما این است که برای دولت به بیرحمانه اقداماتی که تهدیدی برای مالکیت خصوصی سرمایهداران و “بازار آزاد.” بیشتر آنها را کنترل مالکیت خصوصی لازم است صنایع ملی از طریق ارائه خدمات عمومی و پرداخت های نقدی و جابجایی بازار روابط اجتماعی برنامه ریزی بیشتر احتمال دارد آن است که ما قادر خواهد بود برای کاهش اثرات این بیماری همه گیر در حالی که هنوز هم اجازه می دهد مردم برای دیدار با بقای خود نیاز دارد. در غیاب چنین تغییرات ارزش های انسانی ناتوان در برابر ارزش اقتصادی.

در کشورهای دیگر این اقدامات در حال اجرا با موفقیت. اما متاسفانه سرمایه داری متحده — به خصوص ما — اغلب تمایلی به این اقدامات. حتی در جایی که این تغییرات ساخته شده در یک مقیاس گسترده تر — فکر می کنم از ملی شدن بیمارستان در اسپانیا و ایرلند و دانمارک اقدامات علیه اخراج های دسته جمعی — دولت به فکر بازگرداندن شرایط را برای تجمع در آینده و تحمیل ریاضت اقتصادی برای جبران موقت خود سازش است. (در واقع آمریکا در حال حاضر در حال کاهش.)

در برخی از موارد وجود دارد که جناح های طبقه حاکم است که در حال حاضر به تهدیدی برای منافع کوتاه مدت از سرمایه داران به منظور بازگرداندن تعادل: بیل گیتس برای مثال طرفداران برای یک “افراطی shutdown.” دیگر جناح های طبقه حاکم مانند کسانی که در قدرت در تگزاس و DC در حال حاضر به فدا کردن زندگی ما برای حفظ سرمایه داری روابط اجتماعی. آن را کاملا ممکن است که جناح طبقه حاکم است که مایل به قمار در مرگ و میر دسته جمعی به منظور رسیدن به اقتصاد در حال اجرا دوباره موفق خواهد شد در فرستادن مردم به کار می کنند.

این تنها راه ما می دانیم که به اطمینان حاصل شود که نتیجه یکی می کند که اکثریت قریب به اتفاق جمعیت که با این نسخهها کار برای یک زندگی است که برای شرکت در مبارزه طبقاتی. این نیست که همان دفاع از ارزش های انسانی که بی معنی در یک جامعه حکومت ارزش اقتصادي است. با وجود شناخت ما از چه نوع کار واقعا لازم است برای زندگی انسان سرمایه داری است که بی تفاوت نسبت به تحقق این; نه سرمایه داران و دولت سرمایه داری خواهد شد نقل مکان کرد ، ما را به واقع مختل تلاش طبقه حاکم برای کنترل زندگی ما قرار داده و ما را در معرض خطر. توسل به ارزش ها از سیاستمداران و سرمایهداران نیست ما در هر نقطه.

اجتماعی فاصله به نظر می رسد در ابتدا به یک نوع منفعل بالقوه “اعتصاب عمومی”: یک وضعیت که در آن بسیاری از مردم در سراسر صنایع کار متوقف شد و به ارمغان آورد و اقتصاد را متوقف کند. پس از سرمایه داری بستگی به استثمار نیروی کار برای انباشت این نوع از جرم امتناع از کار به شمار یک تهدید اساسی برای سیستم.

اعتصاب عمومی به عنوان یک فعال تاکتیک مبارزه طبقاتی را در گذشته اتفاق افتاده در طول تاریخ ایالات متحده است. W. E. B. Du Bois معروف توضیح داده شده در طول جنگ یک “اعتصاب عمومی” از بردگی افرادی که در یکی از مهم ترین وقایع از خود رهایی در تاریخ مدرن چپ مزارع و حاضر به کار وادار تشدید جنگ نسبت به لغو برده داری.

در سیاتل — که در آن ما شیوع کروناویروس شروع و جایی که آمازون در حال حاضر آماده برای درو رکورد سود حاصل از این بیماری همه گیر با توجه به ادامه کار و کارگران خود را در شرایط خطرناک — اعتصاب عمومی تعطیل این شهرستان در سال 1919. این سال پس از اپیدمی آنفلوآنزای اسپانیایی که در حال حاضر منجر به عمده shutdown از شهرستان. شروع در صنعت کشتی سازی و گسترش در سراسر معاملات مردم در سراسر سیاتل به کار خودداری کرد و خواستار دستمزد بالاتر است. اما آنها همچنین درگیر در برنامه ریزی دقیق برای اطمینان حاصل شود که هر کس بقا نیاز خواهد بود ملاقات کرد از طریق کمک های متقابل —بیمارستان باقی خواهد ماند باز شیر تحویل داده می شود و زباله ها را جمع آوری می شود. آنها نه تنها خواستار شرایط کاری بهتر اما گرفتن کنترل زندگی خود را از سرمایه است.

سیاتل اعتصاب عمومی باعث قوی ضد کمونیست واکنش تکان دهنده ترس است که تا به حال مطرح شده توسط انقلاب روسیه دو سال پیش و دولت شهر آماده شد برای استفاده از پلیس و نظامی سرکوب آن را به پایان. در نهایت این اعتصاب در بر داشت خود را در یک بن بست. آنها تا به حال به یا تشدید مبارزه خود را به چالش غالب قدرت سیاسیو یا عقب نشینی. اتحادیه بوروکراسی شروع به برداشت خود را پشتیبانی می کند. به آرامی مردم بازگشت به کار و اعتصاب به پایان رسید.

به تازگی ما به نظر می رسد در آستانه مجبور شدن به یک اعتصاب عمومی توسط pandemic, اما آن را به سرعت روشن شد که چنین اقدامی یک تهدید جدی برای نظام سرمایهداری. طبقه حاکم در حال حاضر می خواهد برای قرار دادن یک توقف به اعتصاب عمومی. برای حفظ اجتماعی فاصله به معنی گسترش و طولانی کردن اعتصاب عمومی به عنوان Instacartآمازون و غذاهای کل کارگران اعلام این هفته است. کارگران در جنرال الکتریک در حال احیای این عمل از ترکیب این اعتصاب با اصل کمک های متقابل است. این کارگران به طور معمول تولید موتورهای جت اما مدیریت با استناد به اثر این بیماری همه گیر در صنعت حمل و نقل هوایی به تازگی اعلام کرد اخراج های دسته جمعی. در پاسخ کارگران در کارخانه جنرال الکتریک در لین ماساچوست راه می رفت خاموش و ایستاده شش فوت از هم جدا خواستار آن است که گیاه بود repurposed برای تولید هواکش. در زمینه بی خردی و ضرر تولید سرمایهداری این کارگران که پله به اعمال منطقی و صرفه جویی در زندگی اقدامات است.

به عنوان 1919 سیاتل اعتصاب عمومی نشان می دهد وجود دارد استراتژیک مشکلاتی که هر اعتصاب برخورد خواهد شد. اختلالات مانند حملات اتفاق می افتد در طول تاریخ سرمایهداری و اغلب تحریک سیستم به منظور توسعه و تغییر در روش های جدید. مبارزات بیش از این طول روز کارگر, برای مثال, مجبور گذاران به منظور توسعه فن آوری ساخته شده است که کار سازنده تر و ایجاد یک جهش در توسعه است.

آن را غیر ممکن است برای گفتن چه نوع از “جهش” ممکن است امروز. آن ممکن است بسیار زشت و به احتمال زیاد شامل انتقال از بزرگترین هزینه های بحران را بر روی آسیب پذیر از جامعه ما. تا کنون این دقیقا همان طرح است. به عنوان نائومی کلاین به تازگی گفت: “نخبگان سیاسی و اقتصادی درک می کنیم که لحظات بحران [هستند] شانس خود را برای فشار از طریق لیست خواسته های خود را از سیاست منفور است که بیشتر متضاد در اوردن ثروت در این کشور و سراسر جهان است.”

برای امتناع از کار در واقع به تغییر اساسی در ساختار جامعه وجود دارد به پاساژ سیاسی در سطح سازمان است. وجود دارد به نوعی از سازمان مستقل است که چالش های موجود در ساختار قدرت سیاسی و کانال های امتناع از کار را به تقاضا برای کاملا متفاوت سیستم.

این نوع از سازمان استفاده می شود حزب سیاسی اما مشخص نیست که چه آن را مانند نگاه در حال حاضر. ما نمی باید جرم سیاسی احزاب وجود داشت که قبل از شرایط بحران از قرن 20th انقلاب و احزاب سیاسی هستند که در بخشی از موجود ما دولت کاملا بوروکراتیک و از بالا به پایین و مقاوم در برابر تغییر است. چالش ها و ارقام مانند بهداشت ، برنی ساندرز شده اند به طور سیستماتیک تعطیل توسط نخبگان.

بنابراین ما نیاز به کشف کردن که چگونه برای ایجاد سازمانهای جدید است که می تواند تسهیل و پیشرفت لازم در مبارزه طبقاتی. در واقع در این بیماری همه گیر لحظه میلیون ها نفر در حال ناگهان متوجه می شوند که چگونه غیر منطقی ما سیستم اقتصادی است. آن را اجتناب ناپذیر در این لحظه است که همه ما خواهد بود فکر کردن در مورد آنچه که یک سیستم اخلاقی از ارزش خواهد بود و چگونه است که تعیین می کند ما پاسخ به همه گیر تر و منطقی در جهان است. اما برای این نوع از تفکر به چیزی بیش از حدس و گمان ما باید اول تشخیص دهد که این می تواند هرگز متوجه درون نظام سرمایهداری و ما باید برای شروع به فکر می کنم از لحاظ سیاسی در مورد آنچه که آن را برای تغییر سیستم.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>