یک رواندا پناهنده فارغ التحصیلان به یک بیماری همه گیر و آینده نامشخص

کلودین, 26 ارشد در مری بالدوین دانشگاه در Staunton, ویرجینیا, اتمام ترم آخر آنلاین. او صرف بیشتر از زندگی خود را در Osire اردوگاه پناهندگان در نامیبیا. او فرار از خانواده رواندا در سال 1994 زمانی که او دو ساله بود. او وارد ایالات متحده در سال 2014 در سن بیست. هنگامی که ما صحبت کرد کلودین بود در آپارتمان خود در Roanoke, ویرجینیا که در آن او زندگی می کند با مادر او و خواهر کوچکترش. او سپاسگزار به صرف زمان با خانواده اش بلکه نگران پیدا کردن کار پس از فارغ التحصیلی.

* * *

تبلیغات:

من به پایان رسید من در دوره های کار اجتماعی برنامه در پاییز. ما باید به پایان تمام کلاس های قبل از میدان دادن. من شروع کردم در زمینه قرار دادن با Roanoke شهرستان و بخش خدمات اجتماعی در ماه ژانویه است. آن را بسیار عملی است. شما تمرین تمام چیزهایی که شما در یادگیری و برنامه ریزی در کلاس. در آژانس کار می کردم به طور منظم هشت ساعت در روز از دوشنبه تا پنج شنبه. سپس در روزهای جمعه ما تا به حال کلاس و من گرفتار در تکالیف. در کلاس ما صحبت در مورد تجارب ما در مورد تکالیف و در مورد آنچه که قرار بود در این زمینه ما قرار دادن. ما گوش به همکلاسی های ما’ تجربیات و نحوه برخورد با موارد استرس زا.

من در این زمینه من قرار دادن به مدت دو ماه و سپس در اواسط ماه مارس متوجه شدم که همه چیز قطع شد. من تا به حال به ماندن در خانه به دلیل COVID-19. تمام کلاس ها در مری بالدوین آنلاین رفت. وجود دارد بسیاری از فعالیت های که من هنوز هم نیاز به انجام برای میدان دادن مانند حضور در وکالت جلسات جامعه. اما من قادر زیرا این جلسات بودند دیگر اتفاق می افتد. بنابراین من نگران اگر من هنوز هم می تواند فارغ التحصیل. خوشبختانه ما مدیر برنامه های تنظیم شده مورد نیاز ما بنابراین ما می تواند فارغ التحصیل و هنوز هم در دیدار با ما حرفه ای مورد نیاز است. من همچنان به انجام کار از راه دور و انجام تحقیقات برای پوشش ساعت. این همان نیست هر چند. من با بزرگسالان محافظ خدمات در آژانس و ما مقدار زیادی از بازدیدکننده داشته است صفحه اصلی. بعد از خاموش کردن من نیست که در تماس مستقیم با مشتریان. من تا به حال دو مشتریان خود من است که من مشغول به کار بود و قبل از من سمت چپ من موارد بسته شد. بنابراین من تا به حال فرصتی برای کار با آن دسته از مشتریان از آغاز تا پایان از موارد خود را.

در حال حاضر من بسیار نا امید در مورد فارغ التحصیلی. من تا به حال برنامه ریزی یک جشن بزرگ است. خانواده و دوستان بودند که از سراسر کشور است. حتی خانواده در رواندا که مادر من وصل با تنها به تازگی که ما دیده نمی شود و در طولانی شد که به جشن می گیرند. فارغ التحصیلی من یک دلیل بود برای همه ما به هم. اما طرح من شکسته است در حال حاضر. مریم بالدوین در حال برنامه ریزی خوب آنلاین, جشن, اما آن را نمی خواهد همان خواهد بود. من رفتن به پوشیدن کلاه و لباس شب. ما نمی خواهد بود قادر به گرفتن عکس با تمام خانواده و دوستان ما. مادر من که قرار بود به دیدن من راه رفتن در سراسر مرحله. او خیلی سخت کار کرده به من در اینجا. برادران من نمی توانم سفر از نیوهمپشایر و حتی یک جمع کوچک ممکن است ممکن است. من می دانم که همه آنها افتخار می کنیم اما در حال حاضر آنها نمی تواند آن را نشان می دهد.

تبلیغات:

پس من میدان دادن بود و در رونوک من نقل مکان کرد و از من خوابگاه و به یک آپارتمان در ژانویه و سوار به کلاس در روزهای جمعه در استانتون — یک ساعت رانندگی. مادر من رفت و برگشت به رونوک از, New Hampshire. او به کمک برادران من وجود دارد اما در حال حاضر ما با هم زندگی می کنند در رونوک. هنگامی که خواهر من کلاس در ردفرد دانشگاه آنلاین نقل مکان او با ما نقل مکان کرد بیش از حد. آن را واقعا سخت است. من تنها یک کار. من شده است با ارائه روزنامه ها برای Roanoke بار به پرداخت اجاره بها در آپارتمان. من کار را از نیمه شب تا 4 صبح رانندگی و گرفتن مقالات از خانه به خانه. من حدود 1400 یک ماه اجاره است که بیش از نیمی از آن است. این واقعا خوب است که ما هم در حال حاضر هر چند. مادر یک طرح در, باغ جامعه, به طوری که او رشد می کند و سبزیجات است که به ما کمک می کند. ما همه عاشق بودن با او. او طول می کشد مراقبت از ما.

من قبل از درست قرار دادن لغو شد من حتی در خواب. من می خواهم به خانه می آیند از ارائه مقالات و آماده شدن برای رفتن به آژانس. اما در حال حاضر که من دارم انجام می شود که با آژانس کار من زمان کمی بیشتر به خواب و به درخواست برای شغل. اما من خیلی نگران در مورد کار و مراقبت از خانواده است. من حتی نمی دانم اگر من می خواهم به قادر به پیدا کردن کار در مددکاری اجتماعی به دلیل بسیاری از مکان های که در آن من به دنبال بسته شده است. هیچ جای خالی وجود دارد در حال حاضر. من باید وام های دانشجویی.

من همچنین می خواهم برای رفتن به مدرسه فارغ التحصیل, اما من می خواهم به انجام این کار در حالی که من مشغول به کار در حرفه من در همان زمان. من نمی دانم که چگونه من می روم برای پوشش آن است. چون واقعا اگر من می توانم پیدا کردن یک خوب بورس تحصیلی, من در حال رفتن به مجبور به صبر کردن برای حداقل دو سال و صرفه جویی در پول برای آن است. امیدوارم که من می تواند پیدا کردن یک محل است که به استخدام من در حالی که من در نظر گرفتن کلاس به عنوان به خوبی. من به دنبال بالینی کار اجتماعی.

تبلیغات:

من می خواهم برای باز کردن خود من آژانس یک بار من فارغ التحصیل رشته محل برای کار اجتماعی اما با دانش آموزان دبیرستان که مایل به دنبال کردن آموزش و پرورش—مانند که من وقتی که من آماده برای رفتن به کالج. من می خواهم به کار با مهاجران و پناهندگان و من می خواهم به کار با دانش آموزان به طور مستقیم. پس از دبیرستان وجود دارد بسیاری از کسانی که عجله برای رفتن به نیروی کار. برخی از آنها خود را تحت فشار پدر و مادر و من از تجربه شخصی می دانند که برخی از والدین باید باورهای فرهنگی و سنت است که نگه داشتن بچه ها خود را از کالج به خصوص دختران است. برخی از دختران از پدران و فشار آنها به ازدواج است. این است یک کشور جدید را برای آنها و آنها ممکن است دسترسی به اطلاعات است. وجود دارد خیلی بیشتر است که ما می تواند دستیابی اگر ما به دانشگاه بروند.

من می خواستم به یک مددکار اجتماعی از سن بسیار جوان است. مادر من یک مادر تنها با چهار فرزند و هنگامی که ما را به اردوگاه ما برای اولین بار رواندا. وجود دارد اتیوپی برخی از سودان کنگو و Burundis. وجود دارد برخی از منابع برای آنها, اما هیچ چیز برای رواندا ، وجود دارد هیچ کمک هزینه تحصیلی برای رواندا به پایان یازدهم و دوازدهم کلاس. بسیاری از دیگران کمک کردم به پایان برساند اما مادر من نمی تواند کمک کند به من ارسال را به پایان برساند ، بنابراین او خود سبزیجات و پول ذخیره شده را برای من ارسال به ضعف عضلانی متوسطه در اتجیورنگو یک شهر کوچک در نامیبیا. من به پایان رسید دبیرستان وجود دارد. من تا به حال به آن شکل در خود من.

تبلیغات:

من واقعا از دست, کالج, چرا که من زندگی می کردند در دانشگاه با دوستان و ما هم در کتابخانه و یا کافی شاپ در مرکز شهر و صحبت در مورد کلاس های ما و مشکلات ما است. من هم از دست من استاد مریم رس توماس, مدیر برنامه های من. من می توانم به او و صحبت کردن با او. من واقعا گرامی حمایت از او. زمانی که من انتقال از کالج به مریم بالدوین من ماند و بعد از کلاس و از او پرسید که “آنچه که من نیاز به دانستن ؟ چه چیزی باید تغییر کند؟” نگران بودم که برای من شکست یک گزینه نیست.

من را دیده اند برادران من در نیوهمپشایر در مدت زمان طولانی اما به دلیل COVID-19 من نمی می توانید ببینید برادر من که در اینجا زندگی می کند در رونوک یا نه. همسر او باردار است و برادرزاده من کوچک است بنابراین ما بسیار مراقب باشید. ما تا به حال برای انجام یک زوم چت برای تولد او. من دیده نمی شود دوست پسر من برای دو ماه. او زندگی می کند در مریلند است. ما با استفاده از زوم چت زیادی بیش از حد.

من امیدوارم که همه چیز به حالت عادی بازگشت. گاهی اوقات هنگامی که من در مورد آن فکر می کنم شما می دانید گفت: “این است آنچه در آن است.” شما باید با آن زندگی می کنند. هنگامی که شما لازم نیست که کنترل بیش از آن چیزی که می توانید انجام دهید ؟ تاکید کرد نمی خواهد به شما کمک کند. من یاد گرفتم که زندگی در اردوگاه ها.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.net

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>