آلزایمر در دوران COVID-19: چه چیزی شما را بکنید هنگامی که شما جدا—و بعد از قوم و خویش?

پیام کوتاه بود و مرموز است. فرستنده به نظر می رسد اجرای قانون محلی در حومه شهر در نیوجرسی و موضوع خط بود: “پلیس در انگليسي به” مادر من آدرس خانه. “لطفا با من تماس بگیرید در اسرع وقت در مورد یک مسئله فشار دادن” آن خوانده شده همراه با خط مستقیم از کسی شناسایی خود را به عنوان یک افسر. آن بود 2:41 p. m. در یک هفته اخیر بعد از ظهر. من تلفن را برداشت. انگشتان من لرزید که من اقدام به ضربه بزنید در یک دنباله از اعداد است. من صحبت با یک غریبه برای چند دقیقه. و من می دانستم که خیلی خوب از تجربه خواهد بود که چگونه زندگی من را تغییر دهید.

من شکاف بزرگی در حافظه من از هفته گذشته. من خودم راه رفتن در اطراف در خارج قادر به یاد اگر من در زمان آسانسور و یا پله و یا که در آن من قصد دارم. من نمی دانم اگر من خورده ام در تمام یا صبحانه دو بار. تروما می تواند بسیاری مانند خاموشی ، شما حرکت در اطراف مانند شما واقعا وجود دارد, انجام کارها و داشتن مکالمات اما مغز شما در حال حاضر در حال اجرا بخش هایی از داستان را از طریق پاره پاره کننده. من به یاد داشته باشید در دامن من بود و با پوشیدن آن روز و به دنبال پایین در چین و موج در دامان من به عنوان من نشسته در ایستگاه پلیس. من به یاد داشته باشید سرکوبگر گرما و دو افسر پیاده روی به سمت من. من اما فراموش کیف پول و عینک ترک آنها را به پشت روی صندلی وقتی که من در نهایت ایستاد.

تبلیغات:

هنگامی که شما یک پدر و مادر مبتلا به زوال عقل وجود دارد بخشی از شما که همیشه در هشدار برای تماس. وقتی که پدر و مادر جدا و شما را در میان یک بیماری همه گیر وجود دارد هیچ پروتکل برای چگونگی پاسخ به آن است. افسر تا به حال به من داده هر گونه اطلاعات بر روی گوشی. او به من گفت که او را ملاقات در ایستگاه به عنوان به زودی به عنوان امکان پذیر است و این که او می خواهم به صحبت کردن با من ، همسر من بسته بندی شده خانواده ما را محاکمه و درست اضطراری کیسه: یک بطری آب مزین با عبارت “پس از این که ما در حال گرفتن پیتزا” نوار granola, ژاکت, نقد و Excedrin. من به نام یک بارگذاری و آن را متهم به کارت اعتباری خود را. من ماسک صورت و صرف یک ساعت خیره در باغ دولت پارک وی تصور بدترین.

این یک امداد هنگامی که شما یاد بگیرند که مادر خود را کشته نشده هر کسی. این یک تسکین وقتی که او نیست سوختن خانه. این امداد رسانی در زمانی که سرپرست سرخوردگی و خستگی نیست و منجر به چیزی افتضاح است. همه من می دانم این است که پلیس بهت زده به نظر می رسید من نسبتا خوش مشرب واکنش هنگامی که آنها به من گفت که چه اتفاق می افتد. همه من را می شنوید در سر من است که آنها را بارها و بارها با اشاره به من به عنوان “نزدیک ترین خویشاوندان.”

خانه بهداشت کارگری کشف شده بود ناپدری من بدن که آن روز صبح. آن را به نظر می رسد به یک کرونر. همچنین به نظر می رسد مادر من تا به حال متوجه شده. او قطعا هنوز هم نمی داند که او مرده است. آنها او را به بیمارستان که در آن او باقی مانده است.

تبلیغات:

من را دیده اند در یک دهه و من تنها صحبت به او چند بار در 15 سال گذشته. او قطع خودش را از من و خانواده من مدتها پیش. من صرف مقدار زیادی از زندگی بزرگسالی من به تماشای او کینه قوی تر رشد می کنند و سکوت دیگر نه فقط نسبت به من اما به ظاهر همه. تلاش در تماس نادیده گرفته شد تا زمانی که من داد تا در تلاش است.

اما زمانی که این بیماری همه گیر ضربه من او را به نام خانه برای بررسی در در او و شوهرش جواب داد. او به من گفت که او تا به زوال عقل پیشرفته در حال حاضر. او به من گفت که او در یک مرکز نوتوانی. “من شما را شگفت زده به نام” او گفت: به عنوان اگر من تا به حال به نام در بسیاری از مواقع برای بسیاری از سال است.

ما صحبت کرد و چند بار پس از آن. او توضیح داد که چگونه این مرکز فرستاده شده خانه خود را و چگونه او می تواند پیدا کنید هر جا به او را در حالی که ویروس خروشان از طریق دولت سالمند جامعه است. او گفت که او با قرار دادن چنگال در مایکروویو و روشن کردن اجاق گاز است. او به او گفت که او آرزو او مرده بود و او را بکشند او را اگر او می تواند. او به من گفت که او گاهی اوقات دعا خدا فقط می خواهد او را. اما او چند سال جوان تر از مادر من. گمان می کنم او فکر کرد که همه ما انجام دهد که وجود خواهد داشت زمان بیشتری است.

تبلیغات:

پلیس که به من گفت پدر من مرده بود گفت: صحبت او به مادر من; او را به نام شده است به خانه مقدار زیادی از زمان قبل از. این برای من عجیب است که او می داند که او در حال حاضر بهتر از من انجام دهد. او سعی میکرد به من دست کلید به خانه من نگه داشته و التماس او را به من آنها را. سپس او به من یادآوری آنها تا به حال گربه ها, بنابراین من به نام جامعه انسانی و blubbered به آنها برای دیدار با من در آدرس.

خانه هوا و کثیف بود و وهم آور پوچی از یک محل است که بسیار به تازگی قطع شده است. یک ورقه های سبز رنگ کور گربه نشسته در آشپزخانه خیره به فضا است. همراه او در ضمن hid را به خوبی در درهم و برهمی آن زمان جامعه انسانی کارگر یک ساعت و نیم به او را پیدا کنید. من باز یخچال بیرون کشید و با یک کوزه شیر ریخته و آن را به نزول است. من سرگردان به اتاق نشیمن که در آن یک عکس از من و من در ساحل نشسته در بالای یک توده ای از مقالات. من در نگاه من ناپدری میز کاغذ تقویم که در آن او می خواهم که در حروف درشت آخرین بار مادرم به نام پلیس او را.

تبلیغات:

من هیچ ایده چه چیزی اتفاق می افتد در حال حاضر. اگر من تا به حال یک ارتباط معمولی با یک مادر که ندارد زوال عقل, و آن را یک بیماری همه گیر این هنوز هم می تواند یک رویداد زندگی. ناپدری من که زد از برج شمالی در 9/11 و از دست 84 همکاران آن روز مرده است. مادر من یک زن بیوه است. به عنوان چیزهایی که یک زن که نمی تواند صحبت می کنند و برای خودش و یک دختر که نمی دانم بیشتر از هر چیزی در مورد او در حال حاضر به حرکت او در امور. من مادر در قانون دقیق و بخشنامه ها در یک فایل با تمام کاغذ بازی مهم. مادر خود من یک رمز. مردم می گویند همه چیز برای من مثل “من خیلی متاسفم برای از دست دادن خود را” و “چه می خواهید انجام دهید؟” و من نمی دانم چه می گویند به هر یک از آن.

من در شهرستان زندگی می کنند که تا به امروز نزدیک به 23000 نفر فوت کرده اند از COVID-19. من رشد کرده uneasily عادت این چند ماه گذشته به نه سوار مترو نمی فرستادن بچه ها به مدرسه و دیدن نیست دوستان من. من به تماشای یک بیمارستان صحرایی بهار تا چند بلوک از آپارتمان من و دیدم سوار کردن کسب و کار تبدیل موقت یادبود برای جورج فلوید و Breonna تیلور. من گوش به شعارهای معترضان و 7 p. m. به سلامتی برای کارکنان بهداشتی درمانی. من تنها از طریق آنچه که ما باید از طریق بی سابقه ای بهداشت و درمان بحران و عدالت اجتماعی جنبش در میان عمیق شخصی التهاب و درد و منحصر به فرد و چالش های سرسام آور.

من دوست دارم مادر من مددکار اجتماعی. او به من اطمینان داد که دیروز مادر من راحت است و “خوش مجنون.” زمانی که او گفت که من ناگهان خودم گریه. من نمی تواند به یاد داشته باشید آخرین بار کسی به من گفته بود هر چیزی مثبت در مورد او.

تبلیغات:

ممنون میشم که مادر ندارد به سرند. من مطمئن هستم که چگونه او آن را مدیریت کند حتی اگر او می تواند. در نیوجرسی این هفته coronavirus نرخ انتقال در حال افزایش است. هیچ یادبود در حال حاضر برنامه ریزی شده است.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>