افزایش ادبی ستاره گابریل ضربت او منتشر شد اولین رمان “در همه جا به شما تعلق نمی,” a آمدن از سن داستان در مورد در حال رشد در سمت جنوب شیکاگو در 1990s در هفته گذشته. هر دو روزنامه نیویورک تایمز و Kirkus ستایش این کتاب برای هر دو خنده دار و سنگین, و من به توافق برسند.

Bump را انفجار نثر در حال خنده دار و برجسته کردن مسائل بزرگتر در حال حاضر هنوز بسیاری از مردم جوان در امریکا است. کلود مک کی در کتاب شخصیت نیست وحشی عضو باند-نوع که رسانه های جریان اصلی را دوست دارد به معاشرت با شیکاگو است. او به طور منظم بچه برخورد با خشونت آن دسته از اعضای باند را در ترکیب همه چیز را با چیز دیگری که افراد جوان صورت-عشق و دوستی و فشار همسالان چیدن درست و بدانند راه خود را از طریق زندگی است. کلود است متوسط — نوع شخصیت است که بسیاری از ما می تواند مربوط به در یک راه یا دیگری.

تبلیغات:

Bump متوقف شد “سالن ایران” به بحث در مورد “همه جا به شما تعلق نمی” با من و آنچه در آن می خواهم به نوشتن در مورد نوجوانان امروز که بیرون هویت, فعالیت, و استثنایی هستند, بالای ذهن بسیاری از کودکان و نوجوانان. دست انداز و همچنین بحث در مورد نوشتن از تجربه شخصی و چه نمایندگی احساس می کند مانند امروز در جهان چاپ و نشر. سازمان دیده بان من “سالن ایران” با گابریل دست انداز در اینجا و یا خواندن یک Q&A از مکالمه ما در زیر.

این متن شده است به آرامی ویرایش شده برای وضوح و طول.

تبلیغات:

شما می توانید بحث در مورد عنوان کتاب خود را “همه جا به شما تعلق ندارند.” شما چه عمیق تر پیام وجود دارد ؟

آن هم از نوع آمد و در اواخر روند. من حدود شاید 150 صفحه در messing اطراف با برخی از عناوین مختلف و آن را فقط به نوع روشن شد که در آن مرحله است که این نه تنها یک کتاب در مورد متعلق جایی و یا تلاش برای جا به جایی, اما آن را در واقع در مورد این بچه بدانند تمام مکان هایی که شاید او واقعا مناسب. و آن شروع به احساس می کنم مثل شاید که در همه جا درست است ؟

جایی که من زندگی می کنند در, در بالتیمور شما وجود دارد می توانید مقدار زمانی طولانی بدون دیدن سفید مردم در همه. و یا شما می توانید رفتن به طرف دیگر شهر و یا حتی شاید یک زن و شوهر از بلوک بیش از آن کاملا متفاوت با فرهنگ های مختلف و رستوران ها و غذا های مختلف متفاوت همه چیز. شده است بخشی از تجربه خود را فقط به طور کلی ؟

تبلیغات:

من در ساحل جنوبی [شیکاگو] و من از او و خانواده و پدر من سفید و مادر سیاه و پدرم تنها فرد سفید دیدم در محله من در همه زمان ها. این چیزی است که من واقعا فکر کردن در مورد. اما پس از آن زمانی که من به دانشگاه رفت و در میسوری در وسط میسوری در کلمبیا بود که یک شوک فرهنگی برای من.

متفاوت از شیکاگو ؟

تبلیغات:

راه های مختلف از شیکاگو است. فقط دیدن مؤتلفه پرچم در اماکن شما نمی واقعا انتظار, در, دوستان,’ اتاق خوابگاه و آنها متفق پرچم بر روی دیوار. این به نظر نمی رسد درست به من, اما من فکر می کنم از آن به عنوان یک تجربه مهم. من فکر می کنم که چرا این مهم است که کلود برگ شیکاگو بیش از حد. شما می توانید تا جدا شده در محل شما زندگی می کنند و این مهم به ترک آن است.

بیایید به خود شخصیت کلود. به ما بگویید در مورد کلود مک کی را دوست دارم.

او یک بچه به طور متوسط. من فکر می کنم که وجود دارد مقدار زیادی از فشار بر روی کودکان و نوجوانان از مکان هایی مانند شیکاگو و یا بالتیمور یا نیویورک به استثنایی مناسب است ؟ به خصوص جوان اقلیت بچه ها. آنها رو به استثنایی, افراطی است که چگونه من از آن فکر می کنم. مانند شما می خواهم که به مانند فوق العاده روشن و یا فوق العاده در حال اجرا گرفتار قانون در برخی از کسب و کار است که شما نباید وارد شدن به حق است ؟ شما باید به طور استثنایی به افراط. و کلود من فکر می کنم نشان دهنده بسیاری شاید اکثر بچه ها در این وضعیت است. او فقط یک بچه است که در تلاش برای رفتن به مدرسه و تلاش برای به دست آوردن نمرات خوب و سپس تصمیم می گیرد برای رفتن به کالج در تلاش برای سقوط در عشق است. تلاش برای ایجاد تیم بسکتبال را ندارد بسکتبال تیم های واقعی فقط میانگین مسائل است.

تبلیغات:

او در برخورد با مسائل خانواده و مسائل در محله خود.

فقط چیزهای اولیه است. مانند رفتن به کالج و دلتنگ. من فکر می کنم داستان زندگی او مهم است چرا که از بچه ها فقط تلاش برای نگه داشتن سر خود را پایین و ذهن کسب و کار خود جالب است که چگونه پاسخ آنها به دیدن تعالی به دیدن دوستان خود را که بازیکنان بسکتبال. چگونه او را در مقابله با این نوع از حسادت و حقارت? به خصوص نسل او. او که از یک محل که در آن وجود ندارد بسیاری از نمونه ها در محله خود و یا خانواده در اطراف آنچه او چسبیده به. وجود ندارد یک تن از روزنامه نگاران حرفه ای در اطراف او.

من فکر می کنم آن را گیج کننده به یک نوجوان در امریکا است. مانند من فکر می کنم وجود دارد شدید قطبش وجود دارد به دلیل وجود رسانه های اجتماعی وجود دارد فشار به حال خود را در برخی از راه. من نوع نگاه کنید که با دانشجویان است. آن را احساس می کند مانند مردم ارائه خود را در راه آنها فکر می کنم مردم می خواهید آنها را به.

تبلیغات:

و سپس البته شاید آب و هوا در اطراف حساسیت نژادی و خشونت پلیس است که در مورد صحبت در این کتاب شاید آب و هوای اطراف است که تا حدودی تغییر به عنوان زمانی که کلود در حال رشد بود ، مانند اجازه دهید فقط می گویند قبل از اوباما سال در اردن سال مانند ’90s در اوایل 2000s, اما من فکر می کنم که تجربه خود را با اضطراب و افسردگی, چیزهای که ما واقعا نمی بحث در مورد آن را آرام در کتاب اما آن وجود دارد درست است ؟ کلود نگران است او را افسرده. او در تلاش برای کشف کردن راه برای شاد بودن.

شما بافت که به این کتاب بدون اینکه آموزشی. یکی از چیزهایی که من فکر می کنم در مورد زمانی که من این کتاب را بخوانید و زمانی که من در افراد جوان به طور کلی این است که چگونه با تمام مشکلات ما است که رسانه های اجتماعی انجام داده است یک کار خیلی خوب در اتصال مختلف مردم به فرهنگ های مختلف و ساخت جهان کوچکتر است. آیا شما فکر می کنم که نژاد همیشه خواهد بود یک مشکل در امریکا و یا آیا شما فکر می کنم که ما در واقع می توانید آن گذشته در نهایت? ما خواهید بود مانند 250 سال که چیزی نیست اما آیا شما فکر می کنم ما می توانیم تا کنون گذشته است ؟

من نمی دانم. من فکر می کنم ما باید یاد بگیرند که بسیاری در ماه نوامبر بود که آیا این لحظه ما در حال زندگی در, شدید قطبش با تثبیت باورهای مانند “شما نوع از مردم بد هستند. شما نوع از مردم نیست و شایسته بودن در اینجا” که در آن است که تشدید مناسب است ؟ من ترس از این که آن را به شدت. خارج از جهان وطنی شهرستانها مثل بقیه کشور من فکر می کنم ما ممکن است در حال حرکت به سمت بدتر نژادی مسائل که نوع ترسناک به فکر می کنم در مورد دلیل شهرستانها نوع از تبدیل شدن به غیرقابل سکونت. هزینه زندگی خارج از کنترل فزاینده.

من زندگی می کنند در بوفالو. بسیاری از مردم نیست و در یک موقعیت خوب در امریکا, و من احساس می کنم کسانی که نگرانی در اطراف شغل و کار من است. آن ممکن است همه چیز را بدتر اگر چیزی شدید تغییر نمی کند.

تبلیغات:

برای یک بچه مثل کلود گاهی اوقات که خانه نیست امن و بودن در کالج است امن نیست. چه یک مکان امن برای او ؟

من نمی دانم. نه به از بین بردن هر چیزی اما احساس من می خواهم مردم را به ترک در پایان کتاب است که ما ارتباط بین فردی بسیار مهم است. این مهم است اگر شما نمی احساس امنیت در محیط زیست, اگر شما احساس نمی امن در کشور است. این مهم است به اطراف خود با افرادی که شما را دوست دارم و مراقبت در مورد چگونه شما انجام می دهند در مورد مراقبت از ایمنی خود را. حتی اگر ما فکر می کنم در مورد محله است که آنچه ما می گویند خطرناک است و یا آنچه مردم تماس خطرناک, مردم, تنگ, سیستم های پشتیبانی مانند کلود می کند. و من فکر می کنم کلود است ممتاز در این راه بیش از حد. او رشد می کند تا با افرادی که واقعا او را دوست دارم و برای او مراقبت کنید و سعی کنید و محافظت از او.

چگونه می تواند ما را تا قطبی در عین حال بسیاری از فعالان? آن را مانند همه “فعال” در زیستی مناسب است ؟ ممکن است برای نه فعال اجتماعی در راه است ؟

من نمی دانم. من فکر می کنم که کلود ندارد خیلی علاقه به فعالیت و شاید او باید. من نمی آیند پایین در دو طرف است که آن را فقط که او چه کسی است. و من فکر می کنم وجود دارد مقدار زیادی از بچه ها که در حال از نوع فقط می خواهم که ، شخصا, من دوست دارم به خودم فکر می کنم که بسیار عملی و تا حدودی سطح رهبری. اما آره من دیوانه گاهی اوقات. من دیوانه فقط فکر کردن در مورد بی عدالتی در جهان و می خواهید فقط به خیابان.

تبلیغات:

آیا شما فکر می کنم که باید وجود داشته باشد یک انحصار در داستان سرایی ؟ شما خواهد بود راحت نوشتن یک رمان در مورد یک سختکوش مرد سفید پوست به نام چاک? با یک سگ به نام باک و یک کامیون ؟ من احساس می کنم مثل من می تواند به چاک. شما می دانید من می خواهم داغ شام شما می دانید چه کنم ؟ من می خواهم WiFi است که با این نسخهها کار. اینها چیزهایی است که چاک نیاز دارد. مانند من می تواند ساخت که شخصیت ،

من فکر می کنم [در مورد آن] پس از “خاک آمریکا” بیرون آمد و در حال حاضر. من فکر می کنم هیچ کس نباید انحصارات در هر چیزی, اما من احساس می کنم اگر شما در حال رفتن به, و این چیزی است که تامی پرتقال گفت: در بررسی که من واقعا و واقعا در زمان به قلب است و زمانی که ما در حال نوشتن در سراسر تجربیات خود ما است که به عنوان داستانی نویسندگان ما باید سعی کنید برای انجام کار درست است ؟ نوشتن سراسر از ما تجربیات هدف اصلی است برای همیشه همدلی مناسب است ؟ ما برای نزدیک شدن به این با همدلی? هنگامی که ما در حال ساخت این شخصیت های داستانی ما الهام بخش همدلی ، و من فکر می کنم که یک چیز زیبا است.

من فکر می کنم در هسته به خصوص به عنوان هنرمندان, من فکر می کنم ما همه بر این باورند که. ما معتقدم که ما باید قادر به انجام و ایجاد هر آنچه ما می خواهیم. که تبدیل به یک مشکل زمانی که شما وارد این صنعت به دلیل این صنعت خواهد شد و مبارزه با بالا بردن شما و شما گفتن داستان خود را. شما می دانید چه کنم ؟ آنها می توانند هماهنگ و موزون هر کس که آنها می خواهم بگویم که هر چه داستان اما شما باید به مبارزه به خود بگویید ، به طوری که در آن نوع مخلوط می شود. برای مثال شما نمی خواهید مردم گفت: “اوه خدای من گابریل, ما عاشق این کتاب است. این واقعا برای یک پسر سیاه و سفید.” شما می خواهید مردم را به می گویند: “این کتاب بزرگ است و مهم نیست که چه کسی آن را نوشته است.” شما می توانید مانند یک بنفش alien مهم نیست. این یک کتاب بزرگ است. و من فکر می کنم که همه ما می خواهیم احترام ما سزاوار برای کیفیت در صنایع دستی و وقت و انرژی ما را به ما کار می کنند.

من مطمئن هستم که شما با تجربه همان چیزی که بیش از حد. من فکر می کنم که وجود دارد این ضربه و شاید آن را فقط اقلیت نویسندگان که در آن فقط می تواند به شما می دانید اگر شما یک نویسنده جنوب و شما در حال نوشتن در مورد شما می دانید این است که یک کتاب خوب برای جنوب و یا چیزی شبیه به آن. من امیدوارم که این جهانی است رمان. من امیدوارم که هر کس می تواند پیدا کردن چیزی در آن است که آنها می توانید لذت ببرید.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

خرید کتاب زبان اصلی