اصطلاحات مخصوص یک صنف کسب و کار مانند “دایره بازگشت” آسان است برای مسخره. اما این باعث نمی شود آن را زباله.


A businessman reaching into his trashcan.

Huntstock via Getty Images Plus

اگر شما صرف زمان زیادی را در رسانه های فن آوری و یا بزرگتر شرکت های بزرگ جهان وجود دارد یک فرصت خوب شما آشنا با “زباله زبان”—صورت فلکی buzzwords, علامت های اختصاری و اصطلاحات مانند “موازی مسیر” “م” و “اجازه دهید قرار دادن یک پین در این” است که می تواند جمعیت کل subgenre از زبان کارت یکنوع بازی شبیه لوتو. هر چند آنا وینر به تازگی ابداع این اصطلاح در کتاب جدید خود Uncanny Valleyپدیده buzzwords و به طور بالقوه obfuscating زبان است که به عنوان قدیمی به عنوان کسب و کار خود بوده اند و هجو در فرهنگ آمریکایی به عنوان یک راه برای مردم متوسط عقل یا کم شخصیت به معنای پنهان کردن از اسکات آدامز “Dilbert” به “شرکت راه” در مورد چگونه به موفقیت در کسب و کار بدون تلاش واقعا.

این هفته مولی جوان نوشت: در مورد برخی از خاص پوچ از زباله زبان برای مجله نیویورک با این استدلال که این یک مهلک نیروی در دنیای کسب و کار. “زباله زبان نفوذ راه ما فکر می کنم ما شغل و اشکال هویت ما به عنوان کارگران” او مشاهده. “واضح است که نقطه پنهان است; آن است که کمتر آشکار است آنچه که بسیاری از ما در حال تلاش برای پنهان کردن.” جوان های اساسی نقد به نظر می رسد که این بهره وری-وسواس بومی است papering بیش از یک وجودی pointlessness در قلب مدرن کار می کنند. من نمی خواهد بحث وضعیت روح انسان تحت نظام سرمایه داری در اینجا. اما جوان می نویسد: چیز دیگری که من می خواهم به سطح و problematize: “بدون توجه به جایی که من کار کرده ام آن را همواره آشکار است که اگر همه موافقت کردند به استفاده از زبان در راه آن است که به طور معمول استفاده می شود, است که به برقراری ارتباط روز کاری خواهد بود دو ساعت کوتاه تر است.”

من اینجا هستم تا بگویم که این به سادگی درست نیست. من با استفاده از زباله های زبان در کار روزانه من در توسعه محصول در تخته سنگ و کار من خواهد بود بسیار پیچیده تر و به مراتب طولانی تر—بدون آن. تا مطمئن شوید که گوش دادن به یک گروه بسیار آموزش بزرگسالان صحبت می کنند در شرایط کسب و کار ممکن است صدای مضحک و در واقع گویش گاهی اوقات می تواند مورد استفاده قرار گیرد به مبهم دشت بی کفایتی و یا حتی سوء قصد (فکر می کنم فضای اداری و یا جانشینی). اما استفاده صحیح و عاقلانه کسانی که از نظر خدمت دو ارزشمند اهداف: آنها صرفه جویی در زمان و آنها به وضوح ارتباط معنی به همسالان.

در هسته ی اصلی آن, زباله, زبان است که فقط از یک مجموعه مشترک از اصطلاحات است که کمک به مردم حرکت از طریق جلسات و دقت تعریف وظایف. “سهامداران” است بسیار کارآمد تر از “مردم خواهد شد که بسیاری نهفته در این کار و در نتیجه باید شامل هر گونه تصمیم گیری.” “مسیر موازی” که جوان با اهداف خاص تمسخر است موجز شرح چگونه یک سری از به همان اندازه مهم است اما مستقل وظایف باید اقدام—به صورت موازی و بدون یا مسدود کردن دیگر. آن را بیشتر توصیفی از: “انجام هر دو در همان زمان” و بسیار سریعتر از گفت: “این دو وظایف مربوط به خود را در پایان هدف اما مستقل از یک دیگر; لطفا با فشار هر کدام به عنوان دور به عنوان شما می توانید و ما با هر چه می آید به ثمر اول است.”

جوان نیز scoffs در “م نمودار” یک ابزار سازمانی او اذعان می کند که هرگز در واقع با استفاده از. این ماتریس به وضوح تعریف کنید که نیاز به انجام کاری (مسئول) است که تصمیم نهایی ساز (پاسخگو) که شما نیاز به خرید در از (مشورت) و کسی که نیاز به آگاهی از طرح (مطلع). در حالی که RACIs قطعا می تواند گیج کننده به یک خارجی پس از درک آنها به یک ابزار ارزشمند برای هماهنگی یک سری از وظایف را با تیم های بزرگ است که کاهش در نشست بار و به وضوح مشخص است که چه تصمیم گیری. این نمودار در کنار خود عموزاده نمودار گانت (که تجسم زمان به صورت موازی و متوالی فرآیندهای) شده اند ابزار مفید برای من در هر شرکت من مشغول به کار در از چند ملیتی سازمان آگهی به راه اندازی کوچک به تخته سنگ خود را. عمل آنها به عنوان guardrails برای جریان بسیاری از کارگران با تعداد زیادی از انرژی و نگه داشتن ما در حال حرکت رو به جلو و مطمئن شوید که پروژه های تکمیل در مقدار مناسب از زمان است.

زباله زبان نیز می تواند صاف و لبه های سخت و انفعالات و یا کمک به مردم برای صرفه جویی لازم صورت. “به من اجازه انجام یک شیرجه عمیق و پشت دایره” اغلب می تواند به معنای “نمیدانم اما من به شما انجام برخی تحقیقات و به عقب بر گردیم به شما.” در بسیاری از سازمان ها به خصوص مشتری رو به آنهایی که آن را سخت برای اعضای تیم سوم به اعتراف آنها چیزی نمی دانید; فوق اصطلاح است که به لحاظ اجتماعی قابل قبول پلیس که اجازه می دهد تا هر کس در حرکت با روز خود را. “اجازه دهید قرار دادن یک پین در این بحث” بسیار مودب راه برای کسی که رهبری یک جلسه می گویند: “این گفتگو ندارد مولد” یا “shut the fuck up جان” بدون ruffling بیش از حد بسیاری از پرهای و یا اینکه کاملا بی ادب. ما با قبول این تعارفات اجتماعی در هر جنبه ای دیگر از زندگی ما—هیچ کس ارتباط در یک مانور “ما باید کاملا قطع مدتی” و یا “من باید برای بررسی تقویم من و به عقب بر گردیم به شما.” چرا چنین مشکلی اگر ما شفقت نشان می دهد این راه در محیط کسب و کار?

آن را قطعا مهم است که مطمئن شوید زباله زبان باقی می ماند در یک محیط مناسب—داشتن “ذینفعان تحویل” نفوذ به مدارس ابتدایی و یا RACI نمودار نشان می دهد تا در فاصله یک فروشگاه تقریبا قطعا معنا ندارد. این نیز مهم است برای ایجاد شرکت های بزرگ فرهنگ که در آن هر عضو تیم به خصوص کسانی که از لحاظ تاریخی به حاشیه رانده شده گروه که همه بیش از حد اغلب دلسرد از پرسیدن سوال احساس می کند راحت اعتراف به آنها چیزی نمی دانید و که در آن رهبران را تشویق به مردم به سرعت به جای سرعت بیش از آنها را. اما حتی در اینجا نیز مورد استفاده قرار زباله زبان می تواند یک ابزار برای صاف کردن بیش از شکاف دانش: عباراتی مانند “شیرجه عمیق” و “نقطه درد” صدا ممکن است مسخره است اما آنها بلافاصله بصری و با استفاده از کلمات کمتری برگ بیشتر زمان برای کسی ابتلا به یادگیری با انجام به جای نشستن در جلسات بی پایان.

هر محل دارای مجموعه خود را از زباله های زبان و یا محل کار بومی. پزشکان با استفاده از آمریکای لاتین و یا شرایط پزشکی خاص چون آنها بیشتر توصیفی از آنها بومی هستند. روزنامه نگاران بحث در مورد ledes, nutgrafs و kickers به دلیل داشتن مختصر برای ساختار داستان نگه می دارد و فشار نورد. برای من, زباله, زبان نیست در مورد پیچیده و یا پنهان کردن. من از آن استفاده کنید زیرا به این معنی است که من می توانید زمان کمتری را صرف برقراری ارتباط به آنچه من می خواهم به اتفاق می افتد و بیشتر زمان operationalizing اهداف و ساده گردش کار من … خوب خوب در واقع گرفتن همه چیز انجام می شود.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>