آشپز لیدیا Bastianich نشان می دهد که چرا او آشپز: “مواد غذایی آسایش و راحتی است. مواد غذایی و حافظه است. آن ارتباط برقرار.”

آشپز لیدیا Bastianich زندگی است نمادی از رویای آمریکایی است. یک پناهنده از Isitria این خود آموخته آشپز ساخته شده یک نام خودش را با معرفی این کشور به منطقه ای طعم از میهن ایتالیا.

قبل از آشپز لیدیا افتتاح اولین منهتن در سال 1981 و آن هنوز رفتن قوی — ریزوتو نمی شد بر روی نقشه. جولیا کودک و جیمز ریش آمد و به سعی کنید این ظرف که باعث دوستی مادام العمر و او را برای اولین بار دعوت به نظر می رسد در PBS. Bastianich نشده است از هوا در دو دهه.

تبلیغات:

جلوتر از 40 سالگرد Felidia آشپز لیدیا تصمیم به عقب نگاه در سفر فوق العاده ای. نتیجه این است که او آخرین کتاب آشپزی که سهام خود را گل سرسبد رستوران نام. در داخل صفحات این تاریخ طبقه ایتالیایی رستوران به عنوان به خوبی به عنوان آن بی انتها دستور اقتباس برای آشپز خانه.

هنگامی که آشپز لیدیا به تازگی متوقف شده توسط سالن تلویزیون استودیو در نیویورک او نشان داد به همین دلیل او آشپز. برای پیدا کردن پاسخ او به یاد می آورد او اولین خاطرات دوران کودکی با مادر بزرگ خود را در ایتالیا.

تبلیغات:

سالن: شما شده اند به نوشتن کتاب آشپزی برای 30 سال اما این اولین بار است که شما دستور العمل های به اشتراک گذاشته شده از خود را گل سرسبد رستوران. به همین دلیل بود که آن زمان در حال حاضر ؟
آشپز لیدیا: ما باز Felidia در سال 1981 و این جایی که من تبدیل به یک آشپز جوان. من آغاز شده وجود دارد. حتی اگر ما تا به حال رستوران ها قبل از من و نه آشپز. بنابراین من آشپز آن را Felidia آن را در سال 1981. و ما هنوز هم بسیار قوی است. و این معمول برای یک رستوران به گذشته که طولانی, بنابراین من فکر کردم آن بود که شاید در مورد زمان که ما آن را کشیده و همه با هم. چرا ما هنوز هم وجود دارد ؟ آیا دستور العمل های که ما می توانیم را خاموش منو ؟ و در راه شما می گویند “متشکرم” به این تیم ساخته شده است که Felidia آنچه در آن است به خاطر آن همه چیز در مورد تیم.

شما صاحب چند رستوران در نیویورک است. وجود دارد Becco و دل Posto به علاوه Felidia و کل Eataly زنجیره ای. Felidia باز شده است 38 سال است که در یک زمان بسیار طولانی است. ترین رستوران در نیویورک نزدیک پس از حدود پنج سال است. چه راز موفقیت خود را?
آن بوده است مدت زمان طولانی. من حدس می زنم شاید آن شور و شوق. من دوست دارم آنچه که من انجام. من فکر می کنم استقبال که ما از مهمانان ما مشتریان ما. احساس مربوطه شاید در خارج وجود دارد با این مواد غذایی است. من آگاهانه در مورد غذای خوب است. من آگاهانه در مورد مواد غذایی به اندازه کافی. من آگاهانه در مورد افرادی که مواد غذایی را ندارید. و بنابراین برای من تمام است که بسیار ضروری و مهم است و من فکر می کنم من آن را به رستوران. حتی اگر یک رستوران است که یک کسب و کار این فروشگاه که در آن شما فروش مواد غذایی و امیدوارم شما را کمی از سود و شما حرکت می کند. اما من فکر می کنم برای من و یوسف و آن را خیلی بیشتر بود و هنوز هم است و من فکر می کنم مردم احساس می کنید که.

به طوری که شما ذکر شما بودند sous-آشپز خود را در دو رستوران و سپس شما در زمان کمر در Felidia بود که خود را بزرگترین سرمایه گذاری نشده است, اما در آن زمان وجود ندارد بسیاری از زنان از انجام آن کار است. پس چگونه شما را شکستن دیوار ؟
خوب شما کاملا حق با شماست. اولین رستوران در ’71 بود در کوئینز و ما استخدام آشپز و من sous-سرآشپز برای 10 سال. من گفتم: “باشه.” چون من عاشق پخت و پز من پخته با مادر بزرگ. من پخته شده در مدرسه و در رستوران ها. اما من گفتم: “من رو به یاد این — چگونه برای اجرای یک رستوران آشپزخانه.” و برای 10 سال من به عنوان یک sous-آشپز در رستوران ما بود که ما در کوئینز.

تبلیغات:

و سپس هنگامی که ما باز Felidia در ’81, من احساس کردم که من آماده بود. و زن بودن — من یک زن جوان جوان, مادر,,, آشپز, پخت و پز مواد غذایی ایتالیایی. اما شما می دانید یوسف من شروع به پخت و پز مواد غذایی در منطقه ای از ایتالیا. این مواد غذایی در آمریکا — این مواد غذایی ایتالیایی — آن عمدتا ایتالیایی آمریکایی مواد غذایی است. و آن را خوشمزه اما این متفاوت است. این مواد غذایی از مهاجران — چگونه حل و فصل آنها و آنچه در آنها یافت می شود و آنها چگونه پخته شده با مواد تشکیل دهنده که آنها یافت می شود.

و ’81 من گفت: “شما می دانید چه ؟ من می توانم در یک مقدار زیادی از مواد تشکیل دهنده. من قصد دارم به طبخ غذاهای منطقه ای از ایتالیا.” ایتالیا دارای 20 منطقه وجود دارد مقدار زیادی از تنوع است. و اگر شما به سفر به ایتالیا, شما می دانید که مواد غذایی وجود دارد که تا حدودی متفاوت است. و من فکر می کنم که به نوعی گرفتار همه توجه. من انجام سوپ زرت risotto jota چیزهایی که شناخته شده نیست همه که زیاد است. و من فکر می کنم که توجه مطبوعات و شما می دانید که شما روزنامه نگاران کنجکاو هستند.

تبلیغات:

و من اعتقاد دارم که شما به من بگویید که هر چند ریزوتو مورد علاقه جولیا کودک مناسب است ؟
بله. یکی از نکات برجسته بود که جولیا کودک در راه می رفت با جیمز ریش. در حال حاضر ما در حال صحبت کردن در مورد پر اب و تاب مردم — آنها از نظر جسمی نیز دو نفر است. و او در آمد و او می خواست من mushroom risotto. او کنجکاو بود. او می خواست خوب ایتالیایی ریزوتو. و در نهایت هنگامی که او آن را خوردند آنها آمد و دوباره او می خواستم به یاد بگیرند که چگونه به طبخ آن. و پس از او به خانه آمدند. ما دوست شد و از دوستان ما بودند تا پایان.

و کمک کرد که تخم ریزی حرفه ای خود را در PBS درست است ؟
قطعا آن را انجام داد. او استاد سرآشپز سری رفتن و او تا به حال به آشپز فرانسوی. او می گوید: “لیدیا من می خواهم شما را به من نشان دهد.” و ما دو قسمت و البته یکی از آنها بود ریزوتو. و من دوست داشتم که با او پخت و پز با او از بودن در دوربین و نوع صحبت کردن به دوربین. آن را هیجان انگیز بود. و در نهایت تهیه کننده می گوید: “لیدیا شما خیلی خوب است. چگونه در مورد یک نمایش خود را؟” و یوسف که چگونه از آن آغاز شده است. و PBS — من دوست دارم که در PBS و من هنوز هم هستم در PBS 20 سال بعد.

چگونه شگفت انگیز است. آیا شما هر گونه بزرگ داستان در مورد جیمز ریش برای به اشتراک گذاشتن ؟
جیمز ریش. خوب او یک مرد فوق العاده. او یک مرد بود که هنگامی که او صحبت کردن در مورد مواد غذایی — و او یک مرد بزرگ — شما نوع از احساس گرم. شما نوع از احساس مثل شما در حال در آغوش گرفت با کلمات از مواد غذایی است. او چگونه صحبت در مورد مواد غذایی است. چگونه او نوشت: در مورد مواد غذایی است. و در حال حاضر او بیش از حد کنجکاو چرا که او می دانست که برخی از مواد غذایی فرانسوی و او همه چیز در مورد مواد غذایی آمریکایی. بنابراین مواد غذایی ایتالیایی یا او نیز بود اما او بود که منجر مرحله برای جولیا.

تبلیغات:

آن را برای تلفن های موبایل بسیار عجیب و غریب به فکر می کنم در مورد آن در حال حاضر, اما غذای ایتالیایی بود و هنوز هم یک چیز جدید و سپس اصل. خوب این نوع از مواد غذایی ایتالیایی است که ما آوردن به آمریکا.
منطقه ای غذای ایتالیایی بود و یک چیز جدید از آن بود — واقعا…. این risottos این osso bucos. چیزی که بسیار معمول است که cacio e pepe. این بسیار معمول است در حال حاضر.

بنابراین صحبت از مشهور شما دوستان حرفه خود مشغول به کار در آشپزخانه می رود دور برگشت. شما مشغول به کار در 15 در Walken نانوایی و آن را متعلق به پدر Christopher Walken, راست?
ما به عنوان مهاجران به آستوریا, کوئینز. و حق در سراسر — catty-corner سراسر از جایی که من زنده شد Walken نانوایی. و من در اینجا به عنوان یک جوان 12 ساله — پس از دبیرستان بود. و من نیاز به یک کمی پول جیب بنابراین وجود دارد, آلمانی, شیرینی و آنها تا به حال محصولات خوشمزه.

و بنابراین من دروغ گفته. من به آنها گفتم من 16 بود چرا که من یک دختر بچه. و از من پرسید اگر من می تواند یک آخر هفته کار — مانند شب جمعه یا شنبه و یکشنبه زمانی که من در خارج از مدرسه. و آنها را به من داد و من شروع به عنوان یک دختر فروش و پس از آن رو به پشت پخت. آنها سه برادر: Ken گلن و کریستوفر. و آنها خواهد آمد در آخر هفته و به آنها کمک خواهد کرد. کریستوفر به خصوص. او مسئول تحویل کیک عروسی.

تبلیغات:

و شما هنوز هم دوستان امروز ؟
ما هستند. ما هنوز هم دوستان است. او یک آشپز خوب.

او است ؟
بله.

که بزرگ می دانم. بنابراین شما داد تا کمر به عنوان سر آشپز در Felidia دلیل این که شما یک مشکل با زانو خود را, درست است ؟
بله.

آنچه که بود ؟ آیا شما از دست بودن در این موقعیت ؟
من فکر می کنم پس از 18 سال — من 18 سال در محدوده, یوسف, به عنوان ما آن را می گویند. و آن را گرفتن کمی مشکل جسمی. و بنابراین من گفت: “خوب شاید من باید در پیدا کردن کسی.” و آن را آسان نبود و یوسف. این آسان نیست به من عزیزم به کسی. اما در نهایت من به نام یک دوست در Piemonte و من به او گفتم که من به دنبال کسی است که می تواند جایگزین من — به همکاری با. من نمی خواهم کسی به انجام پخت و پز من و من به او دستور من می خواستم به همکاری با کسی.

تبلیغات:

و او گفت: “لیدیا من حق مرد جوان برای شما.” Fortunato Nicotra که در سیسیل به دنیا آمد اما مطرح شد در تورینو چرا که حتی در ایتالیا وجود دارد مقدار زیادی از مهاجرت به شمال است. تورینو بود فیات کارخانه و پدر و مادر خود را یافت و کار وجود دارد.

بنابراین او تا به حال سنت — منطقه ای سنت سیسیل در جنوب ایتالیا — که من دوست دارم. و او تحصیل کرده و مشغول به کار در رستوران در شمال. او حتی به آلمان رفت. او در یک Michelin restaurant. اما او جوان بود و بسیار با استعداد است. ما ابلاغ شد و او آماده به نوع نگاه من به عنوان شاید یک مربی و یا شاید به عنوان یک مادر. و ما گفت: “بیایید این کار را با هم.’ و من نمی تواند شادتر چرا که او تا به حال همه انرژی که به نوعی به آرامی بیرون رفتن از من اگر شما خواهد شد. و او هنوز هم وجود دارد 20 تا حدودی سال پس از.

و او را coauthor از کتاب خود را درست است ؟
که ایده این کتاب به دلیل این است که من سیزدهم کتاب. پس چرا در حال حاضر Felidia? و این شاید به دلیل آن را در آینده نزدیک به 39-40 سال — برای دادن اعتبار به مردم کمک کرد که Felidia آنچه در آن است. زیرا همانطور که می گفت: برای یک رستوران به همچنان مشغول, کسی تا به حال به کار سخت در آن است. و آن را در مورد این تیم و به خصوص خوش شانس بوده و حمل آن را برای بیش از 20 سال در حال حاضر.

و او بسیار هیجان زده در مورد این که بخشی از یک کتاب آشپزی — درگیر شدن در دستور — از آنجا که شما می دانید یوسف در یک رستوران حتی اگر این همه, سنتی, ساده, دستور العمل های که شما آنها را در رستوران شما نوع ضربه آنها را تا درجه یک, به طوری که آنها می گویند.

تبلیغات:

این دستور العمل است که ما قادر به خاموش Felidia منو. اما با توجه به دستور العمل ها و ساخت آنها را یک کمی کهنه و ساخت آنها را در خانه طبخ در دسترس — که این پروژه بود. بنابراین مردم است که می تواند به Felidia و پیدا کردن این دستور غذا را — لوکس و deliciousness از آنها — می توانید به خانه بروید و در واقع آنها را طبخ در خانه.

شما بوده ام در این صنعت برای مدت زمان طولانی. با که می آید هر دو بالا و پایین. من خواندم که شما گفته بودید کاملا “ویران” که اخبار در مورد Mario Batali بیرون آمد. این بود که یک زمان سخت را برای شما ؟
آن را بسیار سختی. آن را فوق العاده دشوار زمان. من که از نزدیک با او. من قطعا نمی معاشرت با او. آن سخت بود. آن را واقعا به من صدمه دیده است و نه تنها به عنوان یک حرفه ای به عنوان یک زن آشپز. اما آن را لطمه می زند و احساسات من احساسات من. آن را در برابر من ایستاده بود.

من می خواهم به بحث در مورد خانواده خود را زیرا آنها در جلو و مرکز در این کتاب است. و هنگامی که شما در حال صحبت کردن در مورد رستوران خود را و چگونه آن را واقعا یک پروژه مشترک خود خانواده نقش بزرگ.
شما نوشتن که شور و شوق خود را برای آشپزخانه می آید از مادر بزرگ خود را و دوران کودکی خود را در ایتالیا. شما می توانید بحث کمی در مورد آن ؟ چگونه او الهام بخش شما را به طبخ ؟

خوب یوسف من متولد در ایالت ایستریا کشور پس از Istria کمی شبه جزیره در شرق ونیز. این دیگر ایتالیا. آن است که در حال حاضر کرواسی. اما پس از جنگ جهانی دوم ایتالیا را از دست داد جنگ — پاریس معاهده تعیین مرزهای. و Istria داده شد به تازگی تشکیل کمونیست یوگسلاوی. در حال حاضر ما شدند قومی و ما گرفتار شدم. من فقط به دنیا آمد در زمان ما رو گرفتار در پشت پرده آهنین و زندگی دشوار بود.

مادر من معلم مدرسه, پدر من یک مکانیک و آنها در این شهر — در شهر کوچک — اما او برادر من و خودم با مادر بزرگ در حومه شهر. و غذا کمیاب بود بنابراین مادر بزرگ ارائه غذا برای تمام خانواده — نه فقط ما.

تبلیغات:

این حیاط — ما تا به حال جوجه های ما تا به حال اردک, ما تا به حال بز. من شیر بز در صبح با مادر بزرگ. که من کاپوچینو در صبح — قهوه. ما تا به حال دو خوک. هر نوامبر وجود دارد کشتار. ما ساخته شده سوسیس, ما ساخته شده prosciutto ما ساخته شده سوسیس خون. من به یاد داشته باشید مخلوط کردن تمام خون از حیوان ذبح شد حق دور. خون پخته شده بود بلافاصله. و من می خواهم مخلوط را در آن قرار داده و کمی از سوپ زرت آرد ذرت در آن وجود دارد برخی از کشمش برخی از شکلات اگر او تا به حال آنها.

و او را به من بفرستید البته به باغ. “برو سیب زمینی به دریافت لوبیا به دریافت حکیم.” سپس فصلی از آن است. او را به من نیز به علوفه من دوست داشتم که. بهار علوفه برای, خوب, مارچوبه برای nettles. سقوط زمان برای قارچ, و در نهایت, پس از آن ما طبخ. او پخته شده و من آنجا بود که آیا من به ارمغان آورد تا آب گرم و یا اینکه من فقط به او کمک کرد تا شکل gnocchi. من در کنار.

و یوسف که پدر و مادر من تصمیم گرفت در سال 1956 “OK از آن زمان به حرکت می کند” ما رفت و به تریسته چرا که درست در طرف دیگر مرزهای, که در آن ما باید خانواده چپ. اما آنها اجازه نمی دهد که تمام خانواده — فقط من و مادر من و برادرم — از آنجا که آنها می دانستند که تمام خانواده خواهد شد. به طوری که آنها به سمت چپ پدر من به عنوان گروگان. و حدود یک هفته پس از پدر من فرار او به ضرب گلوله کشته شد در آنها فرستاده سگ همه چیز. اما ما در نهایت از آن ساخته شده.

وجود دارد و ما در تریسته. Ee بودند با برخی از خانواده در تریسته, اما من متوجه شدم که من قصد ندارم به عقب و من خداحافظی به مادر بزرگ به من بز به دوستان من. بنابراین من فکر می کنم که غذا برای من نوع باقی مانده است که اتصال. شروع کردم به پخت و پز به دلیل آوردن بوی عطری طعم و مزه به من به ارمغان آورد که به حیاط با مادر بزرگ و من از دست رفته او ، و من نگه داشته در پخت و پز و به یاد همه است که او به من آموخت و پس از آن شور و اشتیاق برای برقراری ارتباط با مواد غذایی و به اشتراک گذاری مواد غذایی و غیره. بنابراین من فکر می کنم که به من شور و شوق برای مواد غذایی آغاز شد و پس از دوره آموزشی که رفت و پس از آن.

شما در زمان این کلمات از دهان من. من فکر می کنم زمانی که من کوک, برای مثال, آن را به طور مستقیم در ارتباط به مامان من و مادر بزرگ من. مادر من مرحوم در حال حاضر, اما برخی از بهترین خاطراتی از دوران کودکی من در حال پخت و پز در آشپزخانه. مادر بزرگ من به من آموخت که چگونه به طبخ. او یک مهاجر از مکزیک پس از آن متصل می شود من نه تنها به فرهنگ من اما به دوران کودکی من. و من فکر می کنم من هنوز هم تغذیه است که در درون من.
شما همیشه خوراک آن است. و آن را برای رفتن به منطقه راحتی خود را و آن را برای رفتن به منطقه خود را هنگامی که شما اشتیاق برای چیزی. مواد غذایی آسایش و راحتی است. مواد غذایی و حافظه است. آن ارتباط برقرار. بنابراین اگر شما فکر می کنم شما در حال رفتن به تغییر. شما در حال رفتن به نگه داشتن در انجام آن و انجام آن به دلیل آن را احساس می کند خوب است گاهی اوقات. آن را نمی کند?

این مصاحبه شده است به آرامی ویرایش شده برای وضوح و طول.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>