Coronavirus Diaries: من تصویری-آشنایی یک مرد از لولا. من فکر می کنم او عینک بوکسورهای ما در تاریخ اول.


Two people join hands from two different rooms, while a Coronavirus Diaries banner hangs over them.

تصویر عکس با تخته سنگ. عکس های گتی ایماژ به علاوه.

Coronavirus خاطرات یک سری از اعزام کاوش چگونه coronavirus مؤثر است و زندگی مردم است. برای آخرین بهداشت عمومی اطلاعات مراجعه به مراکز کنترل بیماری و پیشگیری از وب سایت. به صورت تخته سنگ را coronavirus پوشش, کلیک کنید اینجا.

من هرگز ملاقات آدم*. ما برای اولین بار در تاریخ است که بیش از زوم. ما هر دو در بستر در خانه خود ما کمتر از دو مایل از هم جدا. آن را تقریبا 10:30 p. m. روز جمعه. (چه آخر هفته ها حتی معنی در حال حاضر؟) من نشسته در تخت خواب پوشیدن پیراهن من برداشت از لباس های شسته شده شمع بر روی زمین است. من شسته نشده و یا خار در حدود پنج روز است. او را در بالای مخزن, هدفون, و آنچه ممکن است خود را بوکسورهای.

در ابتدا آدم پاسخ زوم با یک مجازی پس زمینه از عکس او در کوه. من کسی را دست انداختن او که به من نشان داد او را به اتاق خواب من, بنابراین او به من نشان می دهد خود را.

من شده است در حدود 40 خرما در سال گذشته بیشترین لذت بخش چند مبهم نگران کننده است. هیچ کدام تا کنون گیر کرده در دراز مدت. قدمت رو حتی سخت تر از زمانی که من به شدت رگ به رگ مچ پا من حدود یک ماه پیش. در آسیب-تحمیل انزوا کار از خانه با من پا به لبه پنجره رساند تا روی نیمکت دوستیابی احساس مانند یک راه برای ادامه برخی از صورت ظاهر از عادی زندگی اجتماعی است. من messaged با یک تعداد انگشت شماری از مردم و رفت و در تاریخ اول با چهار بچه. آن را یک عملیات: من همخانه من فشار در یک صندلی چرخدار نیم مایل به نزدیکترین کافه ملاقات من خرما وجود دارد و مرتب او را برای آمدن به من را انتخاب کنید تا در دو ساعت. اگر تاریخ من به نظر نمی رسد مانند یک قاتل زنجیره ای من خواست او را به چرخ مرا به خانه حمل و من بر روی صندلی چرخدار به خانه.

فقط به عنوان من مچ پا شد و شروع به احساس بهتر coronavirus وارد شدند و هر کس دیگری به من پیوست و در صفحه اصلی.

من شروع به ارسال پیام با آدم بعد از ما همسان در لولا فقط قبل از اقامت در خانه سفارشات وارد شده است. او غرق در کار دیوانه وار آماده شدن برای در حال حاضر اجتناب ناپذیر shutdown. روز جمعه بیدار شدم گلو درد, بنابراین من در آنجا ماند و در انزوا در اتاق من من مشاوره ازدواج و مشاوره ترک مواد غذایی در خارج از درب من. با پایان تعطیلات آخر هفته منطقه ما بود که در مستند.

در طول دو هفته آدم و من تا به حال بوده است, پیام کوتاه, زندگی رفت و از خیلی عادی به طور کامل وارونه است. بحران یکباره ما حق بر بحث کوچک. ما از به اشتراک گذاری لیست پخش Spotify در برای چک کردن اینکه آیا فرد دیگری به اندازه کافی به غذا خوردن.

ما از به اشتراک گذاری لیست پخش Spotify در برای چک کردن اینکه آیا فرد دیگری به اندازه کافی به غذا خوردن.

من نمی توانم تمرکز در کار, بنابراین من ترال به کمک های متقابل گسترده است که ظهور کرده اند در جامعه. من پیشنهاد حرکت جعبه با استفاده از یک گوش گوش دادن. من آدم شده است اهدای منابع نیز هست. این باعث می شود ضربان قلب من کمی سریع تر است.

در پایان از من خواسته آدم در آن تاریخ برای اولین بار. “آیا شما می خواهید به اویختن (هر چه که معنی) امشب؟” من متن. او گفت که او در تلاش برای کشف کردن آنچه که “هر آنچه که به معنی” به معنی بنابراین من او ارسال کار من زوم لینک, احساس عجیب و غریب به عنوان اگر من در اشتباهم من مشخصات دوستیابی و ارتباط با.

در نهایت ما در دیدار با تصویری. او یک صدای دوست داشتنی و جذاب قصه گو. من دوست دارم که چگونه چشم خود را زیگ زاگ زمانی که او می خندد. من را لمس مو نشسته بسیاری از آنجا که می بینم خودم را در آینه در گوشه ای از صفحه نمایش. این است که احتمالا بدترین راه برای کمک به در حال حاضر خودآگاه فرد باقی می ماند متمرکز در یک تاریخ. در حال حاضر که ما در حال “فرد” ما بحث دوباره در مورد آثار از زندگی عادی: اگه فارغ التحصیل مدرسه و جایی که من کردم که عجیب و غریب لامپ در کنار سر من. (از Kickstarter.) او را می کشد تا خود را در صفحه کیکاستارتر و سهام این صفحه با اسکرول از طریق خرید ضربه او ساخته شده است. من می توانید ببینید که چگونه بسیاری از زبانه ها او باز است. من پایان زوم هنگامی که شروع به احساس بیشتر از یک sleepover اما معاشقه ادامه می دهد و ما را از ارسال پیامک تا زمانی که ما تصویب کردن. ما همچنان پیام هفته تمام.

زمانی که من به همخانه من در مورد آدم, او می پرسد: “چگونه شما می دانید آن را نه فقط هیجان قرنطینه?” وجود دارد بسیاری از جنبه های جاذبه که من گم شده از طریق صفحه نمایش آن روده واکنش هنگامی که کسی وارد فضای شخصی خود را. ممکن است هفته ها یا ماه قبل از ما به آن است. شاید ما در خواب برنامه راه و یا ما را دوست ندارند و هر یک از دیگر بوی یا رفتار جدول. شاید وجود خواهد داشت نه هر گونه پروانه ها وقتی که ما را لمس کنید. اما من صرف مقدار زیادی از زمان fantasizing در مورد راه های ما می تواند تامین کند. نشسته در دو طرف حصار در اطراف حیاط. در دو اتومبیل پارک شده در کنار هم در رانندگی-در سینما است که قطعا در حال حاضر بسته. خرید مواد غذایی, چت در مقابل خالی کاغذ توالت راهرو. پشت سر هم دوچرخه سوار در کامل تجهیزات حفاظتی. من نفرت خودم را با این چشم انداز. این یک بد کمدی رمانتیک. من آسم! بیمارستان در حال غرق شدن!

در یک سه شنبه شب من مشاوره ازدواج و من تصمیم به یک شام خوب. ما لباس در لباس و لباس. به عنوان من در خط چشم در آینه از من نگاه را در من نتراشیده ، ارزش تلاش. ما با قرار دادن یک طلا sequined پارچه دونده روی میز پر کردن گلدان با شکوفه های دزدیده شده از بوته و خارج از رها دندانپزشک منشی درب بعدی کم نور چراغ و روشن این نوع از موسیقی ما تصور خواهد بازی در یک رستوران رمانتیک. اتاق ناهار خوری تبدیل. دو تا از مشاوره ازدواج و مشاوره خدمت ما مانند پیشخدمت. ما جرعه شراب را ترک رژ لب بر ما عینکی, پچ پچ با خوشحالی و فراموش نکنید که ما همه گیر شده است در خانه ما هم برای دو هفته گذشته.

ارسال کنم آدم یک عکس از خودم dolled از رستوران ما شام. “شما نگاه خیلی خوب” او پاسخ می دهد. سنگین تر معاشقه آغاز. آدم می گوید او می خواهد به بیرون رفتن در اندام و به من بگویید که چگونه او احساس می کند در مورد من. من احساس پاك و مبتلا به دوار سر. “من آرزو می کنم من تا به حال برخی از راه های آسان برای تشدید صمیمیت چون من مثل شما” او می نویسد. من تصور همه شیرین, برای اولین بار در حال حاضر ممنوع چیزهایی که ما می خواهم انجام اگر ما با هم دست انداز, آرنج, درهم و برهم کردن انگشتان دست لمس کردن هر یک از دیگر مواجه است. من متن بازگشت “می خواهم به نگه داشتن دست ها?”

*تغییر نام.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>