COVID-19 در یخ بازداشت: پناهندگی-سالک در coronavirus به سود مهاجرت زندان

Coronavirus همه گیر شده است به خصوص ویرانگر برای کسانی که پشت میله های زندان از جمله مهاجران برگزار شده توسط اداره مهاجرت و گمرک (ICE) که در حال قفل کردن در حالی که موارد خود را ادامه دهید. مراقبت های پزشکی در این مراکز است که اغلب عام و محله های تنگ باعث می شود به لحاظ اجتماعی فاصله غیر ممکن است. سال گذشته رائول لونا گونزالس یک ضعف سيستم ايمنی پناهندگی-سالک از مکزیک منتقل شد به بدنام مهاجرت زندان در لوئیزیانا اجرا شده توسط LaSalle اصلاحات یک شرکت برای سود. داخل که بیشتر مردم قرارداد این بیماری یخ همچنان به انکار Gonzalez آزادی مشروط درخواست تا او هم آلوده شد. بیش از چند مکالمات اغلب قطع سرفه متناسب با او صحبت کرد که چرا او فرار مکزیک و آنچه که او در بر داشت که او وارد ایالات متحده است.

* * *

تبلیغات:

من وارد Richwood مرکز تادیبی در تاریخ 13 ژوئن 2019. گروه من بیشتر بود کوبا — ما تا به حال منتقل شده است و از تگزاس به می سی سی پی به لوئیزیانا. ما هیجان زده شدند چرا که ما انتظار می رود به زودی منتشر می شود. اما در Richwood این بازداشت شدگان به ما گفت که آنها نمی دهد هر کسی آزادی مشروط و یا اوراق قرضه در لوئیزیانا. آنها تا به حال یک نام برای Richwood: قبرستان زندگی مردان است. از من خواسته می شود منتشر شده در آزادی مشروط به هر حال اما یخ من رد کرد. آنها را تکذیب کرد من چند بار.

من به ایالات متحده آمد چرا که تا زمانی که من اعتقاد بر این بود که در یک کشور که در آن شما می توانید پیدا کردن عدالت است. برخی از مردم در Richwood فکر کردند که من دیوانه به حمل تمام فایل های صوتی ضبط شده از تهدیدات از کارتل. “اما شما باید برای اثبات آنچه که برای شما اتفاق افتاده است:” من می خواهم به آنها بگویم.

من یک قصاب در آکاپولکو, مکزیک. در آکاپولکو اگر شما می خواهید به کسب و کار شما مجبور به پرداخت هزینه به کارتل حتی اگر شما تنها فروش آبنبات چوبی. این Jalisco Nueva Generación کارتل نگه داشته و افزایش هزینه به دلیل آنها را دیدم من کسب و کار به خوبی انجام شد. من تا به حال ماشین خوب و خونه و من رفتم به رستوران فانتزی. من تا به حال یازده کارکنان و به آنها پاداش.

تبلیغات:

کارکنان من در زمان مراقبت از من بیش از حد. در سال 2014 من مبتلا به سرطان روده بزرگ است. وقتی که من مریض شدم آنها مغازه زد. من تحمل 28 تابش درمان هشت chemotherapies و کاهش به 104 پوند است. یک لحظه وجود دارد زمانی که من از خدا برای پایان دادن به زندگی من. اما دکتر به من گفت چیزی که من نگهبانی به عنوان یک گنج: “ذهن خود را قدرتمند است. اگر شما فکر می کنم شما می رویم به زندگی و مبارزه برای زندگی شما را.” در سال 2017, آنها در زمان 43 سانتی متر از روده و راست روده و نصب یک کیسه کولوستومی. من پشت در محل کار سه ماه بعد.

تا سال 2018 این کارتل را مطرح کرده و هزینه را به 1000 پزو در هفته (حدود 45 دلار آمریکا). یک روز یکشنبه آنها مرا به رئیس خود. او پیشنهاد کرد که من برای این کارتل برای شناسایی افراد ثروتمند آنها می تواند آدم ربایی برای باج گیری. من به او گفتم که من فقط می خواستم برای اجرای کسب و کار من. قبل از من سمت چپ او گفت: “فکر می کنم با دقت در مورد آن.”

من نگه داشته و پرداخت هزینه اما من حاضر به کمک کارتل. در فوریه 18, 2019, من در مکانیک فروشگاه هنگامی که یک SUV کشیده و پنج مرد شدم; دو نفر از آنها کسانی بودند که جمع آوری شده هزینه. آنها کشیده من به کامیون. یکی قرار دادن تفنگ به سر من. آنها به من رمه را به یک تپه و من مجبور به راه رفتن به جنگل. این جایی که من صرف سه روز با من دست و پا پیچیده شده در نوار مجرای. آنها ضربه و لگد من یک مرد ادرار در من. آنها می خواستند 300,000 پزو بنابراین من به آنها گفتم به من تماس بگیرید ، آنها به او گفت: “نگاه سنرا ما باید این پول در حال حاضر.”

تبلیغات:

خانواده من تماس دولت و شروع به کار با یک ضد آدم ربایی تیم ملی. من نمی دانم در این زمان. گفتم کارتل آنها می توانند پول نقد من در خانه من ماشین و طلا و جواهر. در فوریه 20, کارتل گفت: خواهر من برای قرار دادن پول و جواهرات را در یک کیسه در جیپ پاتریوت, پارک آن را در یک نقطه خاص و ترک کلید در زیر صندلی راننده. آنها او را تماشا پارک ماشین از تپه. اما آنها هنوز هم به من برش با قمه.

“شما ببینید در این زندگی وجود دارد هیچ خانواده یا دوستان” رئیس به من گفت از طریق تلفن. “در حال حاضر ما به شما را بکشند.” من التماس او را به رحمت. من به او گفتم نهفته است: این که من می خواهم به او 15,000 پزو یک ماه و کارتل. من در نهایت او را متقاعد کرد. من آدم ربایان می تواند آن را باور نمی کند. یکی گفت: “بسیاری از مردم آمده اند اینجا. شما برای اولین بار که در حال رفتن به ترک این تپه راه رفتن.”

تبلیغات:

زمانی که من به خواهرم. من می دانستم که من نیاز به خارج شدن از وجود دارد با خانواده من. دقیقه بعد او وارد با پلیس که گفت: آنها متوقف شده بود من جیپ و بازداشت سه نفر است. من کاملا دست پاچه. در مکزیک پلیس نمی تواند از شما محافظت از کارتل ها و شرکت کارتل خواهد می دانم که خانواده من به دولت رفت. من فکر کردم برای یک مدت زمان طولانی و تصمیم به مذاکره کنند. من می خواهم بگویم که پلیس همه چیز را من می خواهم یاد گرفتم اما من نیاز به یک کپی از فایل مورد برای اثبات آنچه تا به حال اتفاق افتاده است.

ما پنهان در من برادر Placido را در خانه او زندگی می کردند در خارج از آکاپولکو — و من در آنچه که من می دانستم. در همین حال رئیس خواستار نگهداری خواهر و تهدید ما است. به عنوان به زودی به عنوان ما این فایل ها رو ما سوار به سیوداد خوارس که در آن من دیگر برادر. در روز ما وارد, رئیس, نام خواهر من. “به رائول که اگر او می داند که چگونه برای اجرای بايد در اجرا به همان سرعتی که او می تواند. وجود دارد هیچ جایی نمی توانیم او را پیدا کنید و هنگامی که ما انجام من می خواهم شخصا به برش را به قطعات.”

من عبور از پل به ال پاسو در تاریخ 2 آوریل 2019. خواهر و برادر Placido عبور بعد از آن در آریزونا. من خودم را معرفی به اداره مهاجرت. “من آمده ام تا به درخواست پناهندگی است. در اینجا من شواهد است.” من فکر کردم من می خواهم زندگی با خواهرزاده من در ال پاسو, اما به جای آنها قفل شده است و من در حالی که من منتظر پناهندگی من شنیدن.

تبلیغات:

در Richwood من زندگی در یک خوابگاه با بیش از 100 نفر. آنها نمی, شما میوه یا سبزیجات — همیشه لوبیا و برنج. گاهی اوقات ما رفت و 20 روز بدون رفتن خارج. بسیاری از نگهبانان بودند نژادپرست است. هنگامی که ما می خواهم رفتن به کافه تریا, آنها می گویند, “خوک ها می آیند برای آنها برنج است.” اگر ما خواسته برای چیزی است که آنها می گویند “از اینجا دریافت کنید wetback!”

این مراکز بازداشت هستند طراحی شده به لحاظ روانی مردم را مجبور به رها کردن. یکی از دوستان من بود که کوبا به نام Roylan. او یک فرد بسیار مثبت بسیار خوش بینانه است. او می گفت: “مکزیک نمی دهد!” من داد عقب: “من نمی خواهد!” او آویزان خود را در سلول خود در ماه اکتبر.

من تمیز من کیسه کولوستومی در حمام که در آن دیواره های تحت پوشش در قالب ها و باکتری ها. در ماه دسامبر یک عفونت شده تناسلی بنابراین تورم است که من نمی تواند راه برود. اصحاب من فریاد زد برای کمک و نگهبانان مرا دور در یک صندلی چرخدار. تمام وقت من در دستبند و زنجیر بودند پیچیده در اطراف پاها و کمر. من پرسید: “آیا شما واقعا به من قفل است ؟ من حتی نمی تواند راه برود.”

تبلیغات:

پناهندگی من شنیدن بود در مارس 27 سال 2020 است. قاضی شد بر روی صفحه نمایش های ویدئویی از نیویورک; وکیل من نشسته در کنار من. خواهر و مادر در حال حاضر موفق به کسب پناهندگی در آریزونا و من مطمئن هستم که من می خواهم برنده معدن بیش از حد از من بود که ربوده شد. من شروع به صحبت اما قاضی قطع شود. او گفت این بود که لازم نیست, چرا که او در حال حاضر خواندن فایل. او گفت که او معتقد بود داستان من اما که او فکر نمی کنم من رو آزار و اذیت در آینده. من می توانم آن را باور نمی کند. او پرسید: اگر من قرار بود به درخواست تجدید نظر. من گفتم: “البته.”

در این زمان ما تا به حال شنیده در مورد کوروناویروس. ما خواسته پاسداران “چرا شما نمی ماسک می پوشند? شما با قرار دادن ما در خطر است.” اما بسیاری از نگهبانان حاضر به آنها را می پوشند. آنها نمی به ما ماسک یا. آنها هرگز حتی به ما صابون و یا ضد عفونی کننده دست. این تخت تختخواب سفری حدود سه فوت از یکدیگر است. آن را غیر ممکن است برای ما برای محافظت از خودمان است.

در مارس آنها شروع به حرکت در اطراف ما. دو خوابگاه A و B هستند و جدا از دیگران. از حیاط ما می توانید ببینید که مردم لباس پوشیدن و مانند فضانوردان رفتن به آنها را. که هنگامی که ما واقعا عصبی است. خارج از وکیل من نگه داشته و درخواست برای آزادی مشروط. یخ نگه داشته و انکار آن.

من شروع به داشتن یک تب و اشکال در تنفس. در مارس 17, آنها آزمایش من برای COVID-19 و آن را به عقب آمد مثبت است. آنها نقل مکان کرد و من به خوابگاه یک با 30 نفر دیگر. اگر من نقل مکان کرد و حتی کمی من نمی توانستم نفس بکشم. من شروع به استفراغ و احساس من رفتن به غرق. آنها رو من تا به اکسیژن و مرا به بیمارستان کشید خون من و فرستاده من به همان روز است.

تبلیغات:

شرایط من نمی بهبود بخشد. من هنوز هم نمی توانستم نفس بکشم—این زمان من فکر می کردم واقعا رفتن به مرگ است. پشت در بیمارستان پرستار به من گفت به راه رفتن اما من بیش از زمانی که من سعی کردم. آنها به من کشیده به یک اتاق که در آن من داده شد اکسیژن دوباره. وجود دارد یک پرستار که دعا را برای من آورده و من توت فرنگی و گلابی و پرتقال است. به آرامی شروع کردم به گرفتن یک کمی بهتر است. پس از پنج روز برگشتم به Richwood. به جای 30 نفر با COVID-19 در خوابگاه در حال حاضر وجود دارد 55.

که زمانی که من یاد گرفتم که دو نگهبان در Richwood مرده بود از COVID-19. من می دانستم که یکی از آنها افسر جانسون. ما تا به حال تبدیل شدن به دوستان; من به او گفتم در مورد زندگی من و او به من گفت که برای ادامه جنگ. او گفت که گاهی اوقات او نمی خواهید برای آمدن به محل کار به خاطر چه بد ما تحت درمان قرار گرفتند. آنها قرار نیست به ما نعمت اما من در روز تولد او به من یک شکلات.

در تاریخ 1 مه یک نگهبان فریاد زد: “رائول شما باید یک تماس تلفنی.” آن Jaclyn از مرکز قانون فقر جنوب. “تبریک” او گفت:. “آنها به شما اجازه رفتن. شما آزادی مشروط.” من آن را باور نمی کند. من به نام های مارگاریتا که در واشنگتن زندگی میکند و او تایید آن است. دو روز بعد یک افسر گفت: “با شتاب خود را همه چیز شما می روم.”

مرسی. وای! من شروع به گریه. من را در آغوش کشید ، من به آنها گفت, “آیا نمی دهد تا. مبارزه کنند.”

تبلیغات:

آنها در را باز کرد و در آنجا بود مارگاریتا. “چه شما می خواهید به خوردن؟” من به او گفت من نمی خواهم به غذا خوردن. “در بزرگراه ها و درایو دور از اینجا. فقط به من دور از اینجا. Don’t stop متوقف نمی را متوقف کند.”

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>