چگونه تماس کسی یک “class تقلیل” شد lefty توهین

هر نسل از فعال خود را همراه با توهین. چپ در گذشته ممکن است slandered به عنوان “خرده بورژوا” و یا “revisionists”; این روزها تماس کسی یک “نئولیبرالی” در حال مبارزه با کلمات است. اخیرا همراه شارژ است که به احتمال زیاد “class تقلیل.”

که اتهام reemerged به تازگی که Philadelphia فصلدموکراتیک سوسیالیست آمریکا (DSA) — بزرگترین سوسیالیستی سازمان در کشور است که به سرعت در حال رشد در چند سال گذشته بود و عمدهسازماندهی نیروی برای برنی ساندرز کمپین — با صدوربیانیه ای درقتل جورج فلوید. به عنوان تظاهرات علیه خشونت پلیس در حال گسترش بودند در سراسر کشور با گیج کننده سرعت فیلادلفیا DSA گفت: “ما در حال خشم در جورج فلوید قتل به دست پلیس مینیاپولیس. فلوید را قتل و اقدامات مشابه از خشونت های بنیادی از خشونت و نابرابری از جامعه آمریکا.”

تبلیغات:

این بیانیه در ادامه به توضیح گسترش پلیس در شرایطکاهش در “شغل خوب و پردرآمد و خدمات اجتماعی” در ایالات متحده ساخته شده و قوی ادعا در مورد اهمیت خاص خود را دارد: “به عنوان سوسیالیست ما نیز منحصر به فرد قرار به افشای ابعاد اقتصادی این موارد ازخشونت و فشار برای خواسته که خود را به آدرس علل آن است.” به این نتیجه رسیدند که حاکم خواسته برای defunding پلیس کافی نیست و این که دستیابی به “نژادی و عدالت اقتصادی” به معنای “هدف قرار دادن پایه های نابرابری” و ایجاد “جامعه عادلانه تر برای همه مردم.”

برای اینکه عادلانه این بیانیه که بسیار مختصر اشاره به مشکلات اجتماعی و پیشنهاد برخی از راه حل های سازنده به آنها. با این حال بلافاصله باعث سراسیمگی از نارضایتی در میان فعالان در DSA و آنلاین commentariat. نبود خیلی از مطالب خود را که بسیاری در زمان موضوع را با اما واقعیت این است که این بیانیه به نظر می رسد از تماس با آنچه اتفاق می افتد بر روی زمین است.

برای معترضان که به آب گرفتگی خیابان ها و نژاد پرستی آشکار و علت اساسی فلوید قتل و آن را عمیقا تعبیه شده در ساختار و شیوه های ایالات متحده ، اشاره این مشکل به نابرابری اقتصادی که سوسیالیست بودند ظاهرا “منحصر به فرد قرار به توضیح” — با وجود این واقعیت است که آنها تا به حال شده است کاملا شگفت زده گرفته شده توسط موج تظاهرات — بی اعتنا به نظر می رسید در بهترین و مهربان در بدترین حالت.

تبلیغات:

از فیلادلفیا DSA بیانیه همچنین به نظر نمی رسد در واقع یک موقعیت در تظاهرات خود که نامطلوب بود به کسانی که دیدم رو به رشد جنبش به عنوان یک وعده توسعه سیاسی در منع زمینه بیماری همه گیر. بر این اساس از نزدیک مشاهده من می توانم در حالی که برخی از عناصر این تظاهرات شامل لیبرال نخبگان و سازمان های غیر انتفاعی است که به دنبال آشتی با متنوع تر حاکم سفارش آنها همچنین شامل طیف گسترده ای از طبقه کارگر جوانی که در زمان شعار “Black Lives Matter” در حالی که هدف قرار دادن نمادهای نابرابری اقتصادی مانند بانک ها و فروشگاه های زنجیره ای و لوکس بوتیک — بدون راهنمایی از قبل موجود سازمان.

سه روز بعد فیلادلفیا DSA نوشته شده در به روز رسانی توصیف اولیه آن بیانیه به عنوان “یک اشتباه است که ما عمیقا تاسف” پس از آن “نه به اندازه کافی آدرس نامتناسب تاثیر خشونت های پلیس در مردم رنگ به طور خاص آمریکایی های سیاه و سفید و قابل توجه ضد نژادپرستانه شخصیت تظاهرات.” اما این اتهام به حال گیر کرده است.

برچسب “class تقلیل” است که اغلب به اطراف پرتاب شده و در سمت چپ امروز اما به عنوان یک بار بود درست از کلمه “جدید” این به نظر نمی رسد که برچسب هر کسی با میل و رغبت می پذیرد. در واقع آدولف نی استاد بازنشسته علوم سیاسی در دانشگاه پنسیلوانیا و نویسنده این مطالعه کلاسیک پس از جداسازی سیاه سیاست“جنبشها در کوزه” است و استدلال کرد که کلاس فلسفه چیزی بیش از یک افسانه است.

تبلیغات:

آنچه که در کلاس فلسفه? این اصطلاح تا حدودی توضیحی: این نشان می دهد یک چشم انداز است که باعث کاهش تمام اشکال نابرابری های اجتماعی به کلاس. مشخص این بدان معنی است که کلاس فلسفه هر دو روش (از تجزیه و تحلیل همه چیز را از نظر کلاس) و یک برنامه (پیشنهاد سیاست ها تنها مربوط به کلاس).

برخی از افراد به خصوص کسانی که خود را صرف کل سیاسی زندگی در اینترنت — با افتخار در آغوش برچسب اصرار دارد که کاهش همه چیز را به کلاس مناسب و مطلوب است. اما جدی تر از افراد درگیر در این بحث استدلال می کنند که کلاس فلسفه نیست دقیق شرح دیدگاه های خود را و یا هر کس دیگری. این است که چرا نی توصیف تمام دسته به عنوان یک “افسانه است.” آن را به یک اسطوره در این معنا که این یک تحریف واقعیت بلکه به این معنا است که این داستان ما به خودمان است که باعث می شود برخی از جنبه های زندگی اجتماعی و سیاسی به نظر می رسد طبیعی است.

تبلیغات:

در امتداد این خطوط وقتی نی استدلال می کند که کلاس تقلیل یک اسطوره است او بدان معنی است که هیچ معنی دار از گرایش های مختلف سیاسی در واقع فکر می کند که همه نابرابری اجتماعی در حال تقلیل به کلاس و یا کلاس که مبتنی بر اصلاحات هر مشکل را حل کند. (بسیار آنلاین افرادی که ادعا می شود کلاس reductionists ظاهرا تعداد دفعات مشاهده نیست.) رید همچنین ارائه یک توضیح که چرا مردم بر این باورند در اسطوره — چرا آنها را با این اتهام که منافع اسطوره خدمت می کند. تمام این مراحل این استدلال تا حدودی پیچیده و پیچیده و دشوار است, اما آن را پیچیده ترین پاسخ به این اتهام از کلاس فلسفه. بنابراین ما سعی خواهیم کرد به حل کردن آن و بازسازی قوی ترین نسخه از استدلال به ارزیابی آنچه را قانع کننده در مورد آن و چه چیزی نیست.

اگر شما می خواهم به درک آنچه در خطر است در این به ظاهر انتزاعی عقب و جلو بیش از مبهم دسته از کلاس تقلیل شما فقط باید به در نظر گرفتن بحث بر سر اینکه چگونه برنی ساندرزخطاب نژادی و نابرابری در کشور است. ساندرز’ سیاست پلت فرم گسترده بود و کلاس محور: ایجاد یک دولت رفاه و مترقی مالیات ساختار است که حرکت ثروت از بالا به پایین بدون در نظر گرفتن جنسيت و یا نژادی, ترکیب کسانی که در پایین. اما دهکهای درآمدی در ایالات متحده هستند متناسب: به طور متوسط زنان کمتر به عنوان افرادی از رنگ. از این رو یکی ممکن است استدلال می کنند (و بسیاری از هم) که ساندرز’ سیاست پلت فرم بود که از یک کلاس تقلیل: آن را نمی خواهد حل نابرابری که باقی بماند در جنسیتی و نژادی خطوط. در سال 2016 هیلاری کلینتون infamously (و disingenuously) به چالش کشیده ساندرز در این زمینه می فرماید: “اگر ما شکست تا بانک ها فردا خواهد بود که در پایان نژادپرستی?”

این یک راه غیر مستقیم از بدنام کردن او را به عنوان یک کلاس تقلیل و بسیاری از ناظران به طور مستقیم به استناد برچسب. در آن زمان این منجر به یک موقعیت احساسی بحث است. کسانی که پرتاب این اتهام ادعا می کنند اهداف خود را در حال انکار یا کم اهمیت جلوه دادن اهمیت اشکال سرکوب مربوط به نژاد و جنسیت و دیگر دسته بندی های اجتماعی است که به شدت اقتصادی است. در ضمن کسانی که متهم بودن کلاس reductionists تلافی که شاکیان خود را در حال اتخاذ استقرار عدالت اجتماعی به منظور توجیه شدید نابرابری اقتصادی است که سیستم سیاسی مامنع ما از سوال.

تبلیغات:

وجود یک مبنای تاریخی برای اتهام کلاس فلسفه. در برخی موارد جنبشهای اجتماعی در سراسر کلاس را نواخته شده است انحصاری و یا شکست خورده اند برای ایجاد برابری میان اعضای خود است. این هم درست است که گسترده اصلاحات اجتماعی باید گاهی اوقات در پشت سمت چپ بخش از جمعیت که در معرض ویژه اشکال تبعیض.

این استدلال را می دهد ناقص و تصویر تحریف شده از تاریخ تا زمانی که نی مشخصه آن را به عنوان یک اسطوره او باعث می شود دو تاریخی امتیاز در پاسخ. اولین کار و سوسیالیست جنبش یک نقش اساسی در تاریخمبارزات علیه نژادپرستیچرا که آنها تا به حال گسترده برابری طلب چشم انداز یک جامعه فقط و چون برابری در درون طبقه کارگر پیشرفته خود همبستگی جمعی و قدرت. (یک مطالعه اخیرخرس این.) قطعا وجود داردنمونه هایی از شکست های خود را به اندازه کافی در برخورد با مشکلات از مسابقه اما این تغییر نمی کند به طور کلی اهمیت کار و دیگر سازمانهای سوسیالیست در جنبش علیه نژادپرستی از حزب کمونیست مبارزات علیه مجازات در جنوب به کار ائتلاف هماهنگ با اتحادیه سازمان دهندگان و رهبران حقوق مدني مانند A. فیلیپ راندولف که در هسته اصلی جنبش حقوق مدنی.

دوم این جمعیت که در حال اختصاص داده نژادی دسته های “سیاه” هستند نامتناسب طبقه کارگر به طوری که آن را کاملا غیر منطقی به نمایندگی اقتصادی و توزیع مجدد به عنوان نوعی در برابر منافع خود. به عنوان نی آن قرار می دهد: “آمریکایی های آفریقایی تبار, Latinos و زنان به طور نامتناسبی فقیر یا طبقه کارگر با توجه به سابقه طولانی نژادی و تبعیض جنسیتی در بازار کار و بازار مسکن.” نما اختلاف نژادی و نابرابری اقتصادی به عنوان نوعی قطع جداگانه مسائل منجر به یک برنامه سیاسی است که کاملا در پشت برگ اکثریت مردم سیاه و سفید و دیگر زحمتکشان رنگ — مهم نیست که چقدر حرف ممکن است در قرعه کشی بر زبان جاری از عدالت اجتماعی است.

تبلیغات:

به عبارت دیگر اگر شما قطع اختلاف نژادی و نابرابری اقتصادی به عنوان کلینتون و دیگر لیبرال ها را, شما را تا پایان با چیزی نی مشخص به عنوان “نئو لیبرالی عدالت اجتماعی است.” این موقعیت به مقدار این استدلال که “جامعه عادلانه خواهد بود اگر 1% از جمعیت کنترل 90 درصد از منابع تا زمانی که غالب 1% 13%, سیاه, 17 درصد, لاتینی, 50% زن 4 درصد و یا هر چه تجاوز و غیره.” توسط فریم عدالت در شرایط عادلانه توزیع این واقعیت که وجود دارد این است که غالب 1% از جمعیت مقبول می رود. تنها برنامه سیاسی خواهد بود تنوع نخبگان به جای پایان دادن به انحصار خود در ثروت و قدرت است. (از زمان به زمان من از دانش آموزان بخواهید در صورتی که این مدل از عدالت اجتماعی آنها را در آغوش. سوال این است که همیشه در جواب با یک سکوت طولانی.)

بنابراین درست است که زمانی که لیبرال ها را به اتهام کلاس تقلیل آنها اغلب در حال سقوط به عقب بر تحریف تاریخی و منطقی مغالطه است. اگر این همه وجود دارد به نی استدلال آن خواهد بود بسیار روشن رد از راه لیبرال نخبگان سعی در توجیه نابرابری اقتصادی. اما نی استدلال می رود بسیار بیشتر از این است که که در آن ما شروع به اجرا به مشکل.

مشکل شروع می شود به ظهور زمانی که ما نگاهی به مسئله خشونت پلیس. نابرابری اقتصادی نقش بزرگی در خشونت های پلیس یک واقعیت است که لیبرال نخبگان به طور مداوم نادیده گرفت. اخیرمطالعه از افغانستان توسط دانشگاه هاروارد اپیدمیولوژی جاستین فلدمن نشان می دهد که “نرخ افغانستان افزایش در پشت سر هم با سرشماری دستگاه فقر برای کل جمعیت است.” اما در همان زمان فقر نیست به طور کامل توضیح این واقعیت است که مردم در حال کشته شدن توسط پلیس در یک میزان است که دو که از سفیده: “افزایش فقر در میان سیاه و جمعیت حساب برای معنی دار اما نسبتا متوسط بخشی از سیاه و سفید شکاف در پلیس به قتل نرخ.”

بنابراین ما باید به در نظر گرفتن دو نکته بسیار مهم در اینجا: اول از همه هر زاد نژادپرستی و موقعیت سیاسی نیست که همچنین به یک تجزیه و تحلیل اقتصادی به وضوح نمی تواند به اندازه کافی توضیح و یا پاسخ به خشونت های پلیس. اما در همان زمان یک کلاس خالص مبتنی بر تجزیه و تحلیل به وضوح کافی نیست دلیل آن را توضیح نمی دهد غیر قابل انکار نژادی و نابرابری.

تبلیغات:

این کاملا درست است که شما نمی توانند درک کنند هر شکلی از نابرابری های اجتماعی در جوامع سرمایه داری بدون در نظر گرفتن کلاس و نقش آن. اما نی طول می کشد یک جهش بزرگ از وجود دارد و باعث می شود دو استدلال است که من فکر می کنم یک پل خیلی دور است.

اولین نی استدلال می کند که این دسته از نژاد پرستی بی فایده است برای درک مشکلات مانند خشونت پلیس. دوم او استدلال می کند که antiracism نیست یک فرم از مخالفت با وضع موجود و یا حتی فقط یک جنبه اساسی از نجابت انسانی. در نی را مشاهده antiracism است که ذاتا یک جنبه از “نئو لیبرالی عدالت اجتماعی” که با تمرکز بر اختلاف نژادی به عنوان راهی برای توجیه نابرابری طبقاتی.

برای مثال در مقاله ای در خشونت های پلیسنی اذعان دارد که “اطلاعات موجود نشان می دهد… به تعجب هیچ کس نیست که در عمدی انکار است که در این کشور مردم سیاه و سفید را تشکیل می دهند یک درصد از کسانی که کشته شده توسط پلیس است که تقریبا دو برابر سهم خود را از کل مردم آمریکا.”

اما پس از ساخت این مشاهدات نی می رود به استدلال می کنند که “کاهش بحث از کشتار غیرنظامیان توسط پلیس به یک ماده از نژاد پرستی ابرها درک و امکانات برای پاسخ موثر به منابع این پدیده است.”

تبلیغات:

چرا جلب توجه به این واقعیت است — و فقط به طور کلی با استفاده از کلمه “نژاد پرستی” — ابر درک ما از خشونت پلیس و جلوگیری از تماس با ما پاسخ به آن موثر است ؟

نی اشاره می کند که آمار نشان می دهد که بروز خشونت های پلیس می تواند بهتر توضیح غلظت آنها در کاهش درآمد محله و آن را روشن است که این کلاس از جنبه های ضروری برای درک خشونت پلیس. اما با استفاده از آن به عنوان پایه ای برای رد توضیحی نقش “نژادپرستی” در مجموع به سادگی را دنبال نمی کند. اول از همه که ما در حال حاضر دیده می شود در حالی که نابرابری اقتصادی است که قطعا بخشی از این توضیح نمی کند آن را به طور کامل توضیح نژادی و اختلاف.

دوم اگر شما reframe نژادی و نابرابری در کلاس شرایط — با این استدلال که این مشکلات به طور کلی نسبت به نژاد پرستی واقعا نتیجه از این واقعیت است که مردم سیاه نامتناسب نشان داده در میان فقرا — شما فقط به تعویق انداختن واقعی توضیح. شما در حال حاضر باید توضیح دهد که چرا مردم سیاه نامتناسب نشان داده در میان فقرا. این به این معنی با اشاره به فرایند طولانی است که توسط نژادی و طبقه بندی شدند و متقابلا تشکیل شده در تاریخ آمریکا شروع از برده داری و در حال تحول بیش از توسعه سرمایه داری آمریکا در ادامه به در حال حاضر به عنوان نتیجه تبعیض در بازار کار و بازار مسکن که نی خود را امتیاز.

وجود دارد بدون هیچ دلیل که چرا این نوع از توجه به سببی عامل نژادپرستی — حتی زمانی که آن را در عمل در راه است که نسبتا مستقل از اقتصادی باید تضعیف توجه به کلاس.

تبلیغات:

در واقع این دقیقا همان مغالطه از نخبگان لیبرال را که به اتهام کلاس فلسفه: که صحبت کردن در مورد مسابقه و صحبت کردن در مورد کلاس ها در نهایت ناسازگار است. به عبارت دیگر کلینتون rejoinder به ساندرز — که “شکستن بانک” آیا پایان نژاد پرستی — اشتباه است. بانک ها را به یک نقش اساسی در حفظ نژادی و نابرابری در ثروت — برای مثال از طریق تبعیض آمیز شیوه های وام دهی و خود را ملی خواهد یک راه طولانی به سوی غلبه بر آن نابرابری.

در یک روش مشابه نی می رود تا آنجا که به استدلال می کنند که یک سیاست antiracism نمی تواند با موفقیت مقابله با خشونت پلیس به دلیل تمرکز بر اختلاف نژادی منجر به اشتباهات. آن را به جلوگیری از مردم را از پرداختن به ریشه مشکل است که چگونه خشونت پلیس را هدف قرار فقیر و اجرا رو به بالا توزیع ثروت است. دوم آن جلوگیری مردم از ساختمان گسترده متقابل نژادی کلاس مبتنی بر ائتلاف است که می توانیم به طور کلی الگوهای خشونت پلیس.

اما این امتیاز در واقع نمی پیروی از محل. اشاره به یک اختلاف نیست شما متعهد به کاهش سیاست خود را برای غلبه بر این اختلاف بیش از هر حمایت از یک محل کار اقدام برای امن تر شرایط در یک کارخانه بسته بندی گوشت می آمد به شما مانع از حمایت از اقدام برای دستمزد بالاتر در آمازون انبار. در امتداد این خطوط سفید پوستان فقیر هستند که آسیب توسط پلیس ایستاده به سود قابل ملاحظه ای از حرکات علیه خشونت پلیس حتی اگر این جنبش شروع شده توسط اشاره نژادی و اختلاف.

ما می توانیم در مجموع تا این مشکلات گفت که زمانی که نی مجموعه های خارج برای رد اسطوره کلاس فلسفه او شروع می شود با اشاره به وجود دارد در واقع هیچ ناسازگاری بین پرداختن به نابرابری نژادی و نابرابری اقتصادی. اما پس از آن زمانی که او درآمد حاصل از رد نژاد پرستی به عنوان یک تحلیلی رده و رد سیاست antiracism او به پایان می رسد تا انعکاس لیبرال جدایی بین نژاد ها و کلاس.

اما مشکل دوم اینجا است که آیا با رابطه بین مسابقه و کلاس اما راه ما فکر می کنم در مورد خود کلاس. پس از کلاس فقط فرض به یک جامد پایه و اساس چیزی که صریح جهانی و اساس قوی و فراگیر ائتلاف در مقابل ظاهرا خاردار و تفرقه دسته نژاد — تناقضات سیاست های طبقاتی اغلب به دور بماند.

به عبارت دیگر کل بحث در مورد “کلاس فلسفه” معلوم می شود یک شاه ماهی قرمز. در واقع اگر بحث های ساخته شده در برابر antiracism اعمال شد به طور مداوم مشابه ادعا می کند می تواند ساخته شده در مورد طبقه کارگر و مبارزات — که آنها بوده ام irredeemably اداری و مقطعی به راحتی شرکت تصمیم گرفتند که توسط نخبگان و باید حول جلوگيري از طبقه کارگر “هویت” در سیستم سرمایه داری به جای از بین بردن نابرابری طبقاتی. است که ارائه نمایندگی بهتر برای طبقه کارگر و حمایت از آن را با برنامه های عمومی تغییر نمی کند این واقعیت است که مردم مجبور به کار برای دستمزد خود را برای بقا در حالی که صاحبان ثروت غارت و از بین بردن این سیاره به جمع آوری سود.

مانند نقد antiracism این است که تا حدودی یک طرفه تفسیر و معاملات با تصویر بزرگ مشکلاتی که ممکن است به نظر می رسد خیلی دور از روزمره ما نگرانی های سیاسی. اما آن را به ما نشان می دهد مهم تناقضات و چالش های مبارزه طبقاتی است که نمی توان نادیده گرفت. آن همچنین با اشاره به دراز مدت استراتژیک پرسش که نفوذ ما در کوتاه مدت تاکتیک. در کوتاه مدت استدلال برای بازگشت به کلاس مبتنی بر سیاست ارائه نمی شود هیچ تضمینی وجود خواهد داشت که همبستگی در سراسر بخش های مختلف طبقه کارگر است که سازمان های کارگری را واقعا نماینده منافع خود رتبه و فایل یا که سیاستمداران را دنبال اصلاحات است که در واقع به نفع خود طبقه کارگر حوزه.

پس از همه, تاریخچه نشان می دهد که مبارزات کارگری نمی ذاتا منجر به همبستگی و برابری. آنها می توانند خود را محدود دامنه به یک لایه خاص از کارگران و محروم کردن دیگر کارگران بر اساس تفاوت مانند سطح مهارت. این نمونه ای از هنر و صنعت اتحادیهی برای مثال که سازماندهی کارگران در معاملات خاص به جای کل صنایع, اما آن را ریشه در کلی راه است که اتحادیه های کارگری مجبور به کار در منطق سرمایه داری رقابت است. کارگران مجبور هستند با بازار به عنوان صاحبان کالا را که کار خود را با قدرت به تجارت. از منظر بازار اتحادیه ها “شرکت” که مجموعه ای از قیمت ها و شرایط و ایجاد یک پرسنل اداری برای نظارت بر معاملات و مذاکره قرارداد. این است که زمینه و اساس کسب و کار “اتحادیهی” که پس از آسیب رساندن به جنبش کارگری.

پس از یک مبارزه فعال شده بود برپا داخل کلاس سازمان برای ایجاد وحدت و برابری به عنوان جین McAlevey توصیف درحساب از بیمارستان اعتصاب در نوادا است. مهم خطر در زايمان اقدامات در محل های کار مانند بیمارستان ها است که آنها را محدود به “professionalized” لایه پرستاران — اما این اعتصاب به نمایندگی از طیف وسیعی از کارگران در بیمارستان از پرستاران به پاک کننده ها را آشپز چون کار سازمان ساخته شده است یک نقطه از “توسعه محل کار همبستگیهای که پل intra-class تفاوت است.” بر این اساس آنها قادر به برنده اصلی محل کار سیاسی و پیروزی. McAlevey اشاره می کند که این نوع از همبستگی نیست داده شده اما به ساخته شده است اغلب در برابر گرايشات نهادهای موجود. کار سازمان باید به فکر می کنم در مورد “چه گزینه های استراتژیک مورد نیاز امروز برای جعل جدید طبقه کارگر همبستگیهای حتی در صورت موجود اتحادیه سازمان های که ارزش آنها است.”

در واقع یکی از درس های مهم از تاریخ نیروی کار که اغلب فراموش شده است که جنبش کارگری غالبا وارد درگیری مستقیم با سرکوب جناح از دولت — از آنجا که در گذشته رفت و آمد مکرر حتی دموکراتیک سرمایه داری جوامع تکیه بر پلیس برای حفظ نظم است. این فقط یکی از دلایلی که چرا جنبش کارگری باید یک علاقه خاص در حمایت از جنبش علیه خشونت پلیس و انتقاد آنها از یک نقطه نظر ظاهرا بر اساس در کلاس معنا ندارد.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>