چگونه واگرا نویسنده ورونیکا راث آموخته برای نوشتن بهتر خائنانی


Veronica Roth.

ورونیکا راث.

نلسون Fitch

در این قسمت مشغول به کار ژوئن توماس صحبت با نویسنده ورونیکا راث نوشت که بخش اول از چند میلیون فروش Divergent trilogy زمانی که او هنوز هم در دانشگاه نورث وسترن. آنها در مورد چگونه نوشتن فرایند متفاوت برای هر یک از کتاب های او که در آن او در بر داشت اعتماد مشاوران به ارائه بازخورد در کار خود را و چگونه او ایجاد باور آنتاگونیست. این جزئی متن مکالمه خود را ویرایش شده و تغلیظ شده برای وضوح.

ژوئن توماس: شما نوشته خود را برای اولین بار منتشر شده کتاب Divergentبسیار سریع—به اعتقاد من به شما نوشت: اولین پیش نویس شما را شکستن زمستان از شمال غربی. باید خود را در کتاب های دیگر آمده به راحتی ؟

ورونیکا راث: نه ابدا. بود که برای اولین بار آن را تا به حال اتفاق افتاده است و همچنین این زمان گذشته است.

به همین دلیل بود که یکی بسیار آسان است و یا چرا آنهایی که دیگر سخت تر است ؟

نوشته بودم کامل مقاله قبل از واگرا, بنابراین من می دانستم که من می تواند پایان یک رمان در طول داستان. من تا به حال نیز بدست این یکی واقعا مفید قطعه ای از بازخورد از استاد. او دور واقعا به سادگی و صریح نوشته شده است بند در یکی از قطعات من و او گفت: “این بهترین نوشتن در این قطعه است.” دلالت, توقف تلاش بسیار سخت برای بازنویسی هر چیز دیگری.

بنابراین من تصمیم گرفتم بر اساس آن بازخورد را در آغوش بسیار مقایسه کردن و ساده سبک نوشتن. من فکر می کنم که طبیعی من است اما من مقاومت کرده بود و آن را برای مدت زمان طولانی به دلیل آن احساس نمی شد که شاعرانه به اندازه کافی و یا این چیزی است که نویسندگان خوب انجام دهد. بنابراین واگرا اولین بار بود که من واقعا خودم بود که نویسنده در واقع من بود که به جای من فکر کردم من قرار بود.

این بود که تنها زمان شما تا به حال این نوع از بازخورد حلقه ؟

نه من که زیادی است. من در نوشتن خلاق برنامه در دانشگاه نورث وسترن که یک برنامه بسیار کوچک. من به یاد داشته باشید من ارائه یک داستان کوتاه و سپس شما را مجبور به نشستن وجود دارد برای کارگاه که بدان معنی است که شما مجاز به صحبت می کنند و مردم فقط جدا کنید کار خود را برای حدود نیم ساعت و شما نمی توانید پاسخ است که یک سیستم شگفت انگیز است. کسی که فقط نشسته وجود دارد و در خلاصه داستان من به من. او گفت: همه چیز را که اتفاق افتاده در آن است. و من متوجه شدم که “اوه خدای من این داستان بسته بندی شده است پر از درام و من واقعا نیاز به پاره کردن آنچه که من سعی کنید به تمرکز در این کوتاه-داستان شکل.” و این یکی دیگر از لحظه های بزرگ, خلاق, شیفت من فکر می کنم.

بازگشت به تجربه خود را از نوشتن. آیا شما کتاب های دیگر همان احساس به عنوان شما نوشتن آنها ؟ وجود چالش های مختلف در هر زمان ؟

وجود دارد قطعا شدند. زمانی که من در حال نوشتن یک ثانیه شورشیبود که اولین بار من تا به حال یک کتاب نوشته شده است که دانستن مردم خواهد آن را بخوانید. بنابراین من تا به حال به یاد بگیرند که چگونه به حرکت به نوشتن در حالی که بسیاری از چشمان من. من می دانستم که مردم آن را مطالعه و نظرات خود را و پیش بینی من از نظرات خود را واقعا سخت بود به حرکت. من فکر می کنم هر کسی که بدست منتشر شده و سپس تلاش می کند خود را به نوشتن کتاب دوم به این احساس.

اما پس از آن که یکی خوب بود. چگونه است که تاثیر یک سوم?

من در حال نوشتن یک سوم Allegiantدر حالی که آنها ساخت Divergent فیلم. من تا به حال نوشته شده از یک پیش نویس و سپس آنها شروع به فیلمبرداری کردم ولی گاهی اوقات ویرایش Allegiant در مجموعه ای از واگرا. که واقعی بود سفر. این بود خیلی فوق العاده هم یک بار عجیب و غریب به ساخت هر چیزی خلاق و سعی کنید به خودم یادآوری کنم که آن را OK به خطر. با Allegiantمن برنامه ریزی شده بود از همان ابتدا به یک خطر بسیار بزرگ در پایان پس از ارتکاب به این oddest بخشی از نوشتن این کتاب. من همچنین متوجه شدم که در اولین کتاب از این سری من تا به حال خودم را با یک مشکل ساختاری و در کتاب سوم من تا به حال به رقابت با آن وجود دارد فقط چیزی من می توانم در مورد آن انجام دهد.

بود که در مورد جهانی سازی ؟

بله. دو کتاب موجود در شهر شیکاگو است که یک dystopian شهر در این نقطه و سپس در کتاب سوم آنها مجبور به ترک که مجموعه شما را برای این آپلود اطلاعات است. و این نیست که یک چیز بزرگ برای یک کتاب. این کار ممکن است در یک فیلم است که می تواند “در اینجا شما هستند; ما قصد داریم به توضیح همه چیز را به شما” اما در یک کتاب آن را مانند 30 صفحه از backstory که خوب نیست.

The cover of Veronica Roth's The Chosen Ones.

HMH کتاب

می تواند به شما می گویند کمی بیشتر در مورد نحوه فیلمبرداری از واگرا تحت تاثیر قرار به نوشتن از Allegiant?

من فکر می کنم از آن ساخته شده من گاهی اوقات در نظر بصری بخشی از صحنه های متفاوت مانند آنچه که ممکن بود به فیلم. من هم تا به حال بسیار آگاهانه نادیده گرفتن برخی از مسائل به دلیل وجود دارد بسیاری از شخصیت های که نگاه متفاوت در این کتاب از روی صفحه نمایش. شما به خودتان پیدا کنید در توصیف این شخصیت و تفکر “آه که آنچه مانند نگاه کنند.” نگه داشتن که مستقیم یک چالش بود.

اما گاهی اوقات مشغول به کار در یک راه مثبت. یکی از مشکلات اصلی این فیلم برای اولین بار است که آنها بازیگران کیت وینسلت به عنوان اصلی دشمن جانین و ترفند بود که جانین به عنوان یک شخصیت در این کتاب است که یک بیت از یک سبیل-twirling archvillain. آنها در تلاش بودند که به دلیل کیت وینسلت بسیار توانمند و آنها می خواستم برای نوشتن یک دقیقتر شخصیت او. به عنوان من از شنیدن در مورد آن, من در حال توسعه یک جدید دشمن برای Allegiantو از آن ساخته شده من فکر می کنم شما واقعا باید به تمرکز بر روی ساخت مطمئن شوید که این فرد پیچیده تر است. از آن پس من سعی کردم به انجام یک کار بهتر از ساخت مطمئن شوید که حتی “بد” یک زندگی درونی.

من بسیار کنجکاو چگونه شما آمد تا با ایده های بزرگ بد در انتخاب آنهایی کهتیره خداوند. چگونه شما در مورد ایجاد یک شخصیت است که طراحی شده برای متنفر می شود و کسی که شما واقعا می خواهید خوانندگان خود را به این باور مطلق بدترین?

ایده من برای انتخاب آنهایی است که آن را بسیار در مورد این پست و نوجوان تجربه از ورود به دنیا و تلاش برای حرکت به عنوان یک فرد بالغ در جهان است. اگر شما مبارزه با بد چیزی زمانی که شما یک نوجوان شما در حال رفتن به آن را به عنوان بسیار سیاه و سفید است. این مرد پسر بد, و او باید متوقف شود. آن را بسیار ساده انگارانه نظر بد. و به عنوان شما متوجه است که شرایط و مردم بیشتر از این پیچیده تر است. بنابراین انتخاب آنهایی است که به منظور کشف من شخصیت اصلی اسلون درک آنچه اتفاق افتاده است به او قبل و همچنین آنچه اتفاق می افتد به او در حال حاضر. چگونه همه چیز تبدیل شده است و بیشتر به رنگ خاکستری و بیشتر عجیب و غریب و بیشتر مبهم به عنوان او را بدست مسن چرا که تجربه من در 20s فقط درک چگونه همه چیز پیچیده هستند.

شما نوشته اید دو سری—یک سه گانه آغاز شد که با واگرا و یک duology آغاز شد که با حک کردن علامت. چگونه می توانم شما تصمیم می گیرید اگر چیزی خواهد بود که بخشی از یک مجموعه و پس از آن چگونه می توانم شما تصمیم می گیرید که چگونه بسیاری از کتاب های آن را به کلی داستان ؟

هنگامی که یک ایده به من می آید من باید یک ایده از اندازه آن است. من نوشتن بسیاری از کوتاه داستانی و آن را همیشه به آنچه که روشن است یک داستان کوتاه در ایده و چه یک ایده رمان است. گاهی اوقات این ایده را احساس می کند و حتی بزرگتر از یک رمان است که معمولا زمانی که من می دانم که این یک مجموعه است. اما با Divergent series و با حک کردن علامتمن پیشنهاد هر یک از کسانی که به عنوان هر دو یک duology و یک سه گانه است. بنابراین من مشخص duology و پس از آن من مشخص شده سه گانه و پس از آن من را بخواهید من دوست مورد اعتماد و عامل به من بگویید که او تصور می شد یک شکل بهتر برای کسانی که کتاب. که اجازه می دهد تا یک کمی از اتاق برای نفس کشیدن مفهومی. که یکی احساس می کند مانند آن را شاید کشیده بیش از حد? که آنچه اتفاق افتاده بود با حک کردن علامت. من فرستاده او سه گانه طرح و duology رئوس مطالب و او گفت: سه گانه طرح بسیاری از پرکننده بنابراین فقط انجام duology. و واگرا مخالف بود.

چگونه شما پیدا کردن کسی که به شما اعتماد به مهم انتقادات و پیشنهادات خود را در نوشتن?

دو نفر وجود دارد. یکی از آنها این است که شوهر من. او یک نویسنده او فقط یک خواننده و این بسیار مهم است چرا که او می تواند به من بگویید که این حس را ندارد و این خسته کننده است این جالب است. بسیار عادی واکنش خواننده. او بسیار مفید است که در راه است. اما من عامل شده است بزرگترین نوشتن مشاور در طول سال است. من با او در یک نویسندگان کنفرانس 11 یا 12 سال پیش.

هنگامی که شما تا به حال است که اولین پیش نویس از Divergent?

من تا به حال ارسال اولین مقاله—یکی که منتشر نشده و هرگز به او و او آن را رد کرد اما او به من داد برخی از یادداشت ها. بنابراین هنگامی که من نوشتم واگرا, من این خبر را به او چرا که او تا به حال گفت: “من می خواهم خود را به نوشتن اما این پروژه کار نمی کند, بنابراین من ارسال نکته بعدی شما باید انجام دهید.” برای واگرا, من دو ارائه می دهد از عوامل مختلف. یکی از آنها در او بود و او تا به حال نه صفحات تک فاصله یادداشت ها. دیگر عامل بود “این است که آماده رفتن به در حال حاضر.” من فکر کردم: “یکی از این افراد مناسب است و یکی از آنها نیست.” و من همیشه اعتماد به کسی که به من می دهد یادداشت ها. بنابراین من اعتماد او را از ابتدا چرا که او از ترس به من بگویید که چه چیزی اشتباه است با من پیش نویس است.

برای دیدن این قسمت از کار که در آن راث همچنین در مورد چگونه نوشتن برای بزرگسالان متفاوت است از نوشتن YA, داستان, در پاسخ به بازخورد از خوانندگان جوان و تم ها او خودش را می یابد بازگشت به دوباره و دوباره با کلیک بر روی بازیکن زیر و یا عضویت در هر کجا که شما دریافت پادکست های خود را.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>