چگونه نوعی اب نبات Brodesser-Akner ثابت همه اشتباه


The writer Taffy Brodesser-Akner with a book
تصویر عکس با تخته سنگ. عکس توسط Scott Heins.

نوعی اب نبات Brodesser-Akner ممکن است داده اند تا قهوه, اما او هنوز هم می شود همه چیز انجام می شود—از جمله نوشتن پرفروشترین اولین رمان Fleishman دچار مشکل استدر شش ماه. یک استاد مشهور, مشخصات, نوعی اب نبات تحریریه برای مجله نیویورک تایمز توسعه داده است یک استعداد برای گرفتن مردم را به باز کردن به او را اعم از داخلی چتربازی با ملیسا مک کارتی و یا گلف با ساکت رابرت پتینسون. حتی زمانی که بردلی کوپر رد تمام سوالات خود را نوعی اب نبات به سادگی نوشت: یک قطعه با عنوان “بردلی کوپر واقعا به این مشخصات.” و هنگامی که او سردبیر دوست ندارم یکی از نوعی اب نبات داستان ایده ها—با الهام از یک طلاق از دوستان تازه کشف حیات بر روی نرم افزار دوستیابی—نوعی اب نبات آمد تا با یک بی پروا راه برای نوشتن در مورد آن: آن را تبدیل به پرفروشترین رمان. در این قسمت از چگونه!, نوعی اب نبات نشان می دهد دستیابی به موفقیت لحظه ای برای Fleishman دچار مشکل است و چگونه او به پایان رسید این کتاب در شش ماه. این متن شده و تغلیظ شده و ویرایش شده برای وضوح.

چارلز Duhigg: آیا شما قصد تبدیل شدن به یک رمان نویس?

نوعی اب نبات Brodesser-Akner: من قصد تبدیل شدن به یک روزنامه نگار است که در سوال اول. من رفتم به مدرسه فیلم و نشان می دهد یک زن و شوهر از چیزهایی که به من اساتید—در ’90s من نر اساتید—که مانند “این خوب نیست.” بنابراین درست بعد از دانشگاه, من یک کار در روزنامه نگاری چرا که یک صنعت پر رونق. اجازه دهید ما یک خنده که! در نهایت من شد کسی که داستان خوب نوشت. داستان من به خودم به عنوان یک نتیجه بود, “اوه,, باید آن را که شما خوب نیست در فیلمنامه. باید آن را که شما خوب نیست خلاق نویسنده است. باید آن را که شما یک روزنامه نگار خوب. بنابراین شما باید بسیار خوشحال برای موفقیت شما به نظر می رسد داشتن و رفتن با آن است.”

سپس یک روز من رفتم برای ناهار با یکی از دوستانم که گفت: “گوش کن من طلاق گرفتن.” او در حال حاضر نقل مکان کرد. این نفقه کار کرده بود. حمایت از کودکان کار کرده بود. او در زمان از تلفن خود را و او به من نشان داد آنچه در آن است برای کسی در سن و سال ما به نرم افزار دوستیابی. ذهن من دمیده شد. من تا به حال هرگز دیده می شود هر چیزی شبیه به این. من می دانستم که پس از آن که اگر من تا به حال هرگز دیده می شود هر چیزی مانند آن را ممکن است آن را یک داستان خوب.

من سمت چپ که ناهار. من به یاد داشته باشید من در خیابان پنجم در خیابان. من به نام من GQ ویرایشگر و من گفتم: “من باید برای انجام یک داستان در مورد نرم افزار دوستیابی.” او به من گفت: “شما می دانید که شما معمولا نمی صدا مانند یک clueless در نیوجرسی دار در وسط سن اما در حال حاضر شما انجام دهد.” و او به من توضیح داد که GQ خواننده در حال حاضر می داند که در مورد نرم افزار دوستیابی و آنها در حال رفتن به ریسک شهرت خود را به عنوان یک هیپ مجله در 40 سال نوشتن در مورد نرم افزار دوستیابی. چیزی در من بیدار شد. من طول کشیده به معنای واقعی کلمه به یک رستوران. من نشستم و نوشتم 10 صفحه اول رمان من.

بنابراین شما تا به حال کسانی که در 10 صفحه نوشته شده است. چه شما انجام بعدی ؟

من خیلی عملی که من فکر کردم هیچ راهی وجود دارد من می توانم جریمه یک دوره قابل توجهی از زمان برای کار بر روی این بدون دانستن من خواهد پرداخت. بنابراین به خودم گفتم “من قصد دارم به شما شش ماه برای نوشتن این. شما نمی خواهد آن را یک روز بیشتر از شش ماه. اما شما باید آن را انجام دهد چرا که به وضوح وجود دارد چیزی است که در شما است که نیاز به قرار دادن به بقیه است.” من تا به حال برای پیدا کردن اگر من فیلمنامه معلمان درست شد که من خوب نیست خلاق نویسنده است.

اگر شما در 40s خود را مانند من و شما یک زن هستید شما به دست آورده اند یک سر پر از داستان که در آن شما قرار است به انجام این کار است. کسی بهتر از شما وجود دارد این است که انجام این کار. چرا باید شما حتی این کار را هنگامی که شام می شود ساخته شده است زمانی که شما در حال حاضر یک کار خوب زمانی که کودکان خود را که شما نیاز دارید? وجود دارد بسیاری از نیروهایی که در حال کار بر علیه شما برای نوشتن یک کتاب اما این کوچک صدای درون شما است که فریاد برای شما به توجه.

من فکر می کنم در مورد این واقعیت است که مردان هرگز این سوالات را بپرسید. من نوشتن آموخت زیادی است و من هرگز دیده می شود یک مرد از من بپرسید این سوال که “به چه حقی من را به این فضا؟” من فکر می کنم این مهم را از خود بپرسید “چرا من باید این کار؟”

چگونه شما در واقع آن را انجام دهد ؟ چگونه شما در واقع زندگی خود را به طوری که شما تا به حال زمان و انرژی برای نوشتن هر روز ؟

چیزی که من می خواهم انجام دهید این است که من می خواهم قفل خودم را در یک اتاق و من می گویند: “آنچه که در این کتاب است که من خودم نوشتن? چه نقطه ای که من نیاز به انجام?” چیز زیادی به یک هدف است. هدف باید یک تعداد کلمه از آنجا که برخی از نوشتن خود را صرف فکر کردن به قدم زدن چیدن بینی خود را پخت و پز و یا پیمایش از طریق توییتر در حالی که شما بدانند آن. من فقط دیدم چیزی در توییتر توسط نویسنده مجله کریس جونز که منفجر ذهن من—اگر شما نوشتن 500 کلمه چهار روز در هفته در روز پنجم شما تجدید نظر آن دسته از 2000 واژه و در روز دوشنبه شما بیش از شروع دوباره در یک سال شما به پایان رسید یک کتاب است. من نوشت: این کتاب در شش ماه. من نوشت: این برای اولین بار 30 صفحه در یک ماه.

آیا شما تا به حال تجربه بلوک نویسنده?

من خیلی خوشحالم که شما خواسته است که. آن را مورد علاقه من سوال است. من باور نمی کنم در بلوک نویسنده. من نوشت: نیمی از کتاب من در Nordstrom بانوان اتاق که در آن وجود دارد یک نیمکت و نیم دیگر با بچه ها نشسته در کنار آنها تماشای تلویزیون به طوری که آنها خواهد این توهم که من صرف زمان با آنها. مثل من هرگز از خواهر من که یک دامپزشک, “اوه, شما مسدود امروز شما هستند ؟ چون شما که عمل جراحی را انجام دهد.” این یک حرفه است و شما باید برای درمان آن به صورت حرفه ای. در قلب آن بلوک نویسنده عمل فکر کردن در مورد نوشتن به جای انجام آن است. و اگر شما فقط به یاد داشته باشید که شما همیشه می توانید بدانید که شما فقط می تواند با نوشتن جمله بعدی. آن را نمی ممکن است بسیار خوب اما یکی از پس از آن احتمالا خواهد بود.

جاناتان Franzen یک بار گفت: بسیاری از مردم فکر می کنم یک کتاب در مورد آنچه اتفاق افتاده اما بهتر است نسخه ای از یک کتاب, “در اینجا چیزی است که اتفاق افتاده است. در حال حاضر اجازه دهید من به شما بگویم که چگونه.” و من فکر کردم که خیلی قابل توجه از آنجا که این بدان معنی است که شما لازم نیست که به برخی از بزرگ نشان می دهد در مورد عمل است. شما باید به یک آشکار در مورد شخصیت. و روند نوشتن بسیار فرایند گرفتن به دانستن شخصیت خود را.

فکر می کنم در مورد ایستاده در خط در CVS و داستان شما به خودتان بگویید در مورد آن مرد در مقابل از شما. در حال حاضر فکر می کنم در مورد راه هایی که شما از او متنفرم. شما همچنین می تواند استفاده از آن چیزهایی که او را به چیزی است که شما عشق است ؟ از آنجا که این اثر داستانی است همدلی. این اثر داستانی است “در اینجا یک داستان است که باعث می شود هیچ حس به من. در اینجا یک داستان که در آن همه به نظر می رسد وحشتناک است.” در حال حاضر ایجاد شرایطی است که در آن شما را در درک چرا همه خواهد رفتار کنند که در راه است.

من مطمئن هستم که شما از این لحظه—من آن را در همه زمان ها که در آن من نشستن و من چیزی بنویسم و من خجالت می کشم که این واژه ها از انگشتان من. چه چیزی شما را بکنید هنگامی که آنچه شما نوشتن بد است ؟ شما یک قاضی خوب نوشتن.

نه خود من! شما نمی توانید به این جملات خوب اگر شما نوشتن نیست آنهایی که بد ، در واقع من شنیده ام این نکته به تازگی از چارلز سهره که یک رمز و راز نویسنده که اولین چیزی که شما باید انجام دهید این است که نوشتن کل داستان در 10 جملات. فکر می کنم در مورد چگونه ذاتی ما می دانیم که چگونه به داستان. من فکر می کنم که هر نویسنده می تواند یک نویسنده بهتر اگر او صدا مانند او هنگامی که او. تمام داستان باید گفته شود—داستان و نه به عنوان چیزی که شبیه به در حال اجرا به یک اتاق گرفتن کسی با برگردان و گفت: “من باید به شما بگویم این چیزی است که من فقط شنیده ام!” یکی دیگر از نویسنده من می دانم که یک بار به من گفت که اگر شما نمی توانید کشف کردن راه برای شروع مقاله خود را, شما آن را انجام دهد گفت: “در اینجا چیزی است…”. در نهایت شما حذف “چیزی که هست” اما آن را بی درنگ شما را به دسترسی به مهارت شما به عنوان یک کلامی ارتباط برقرار.

اگر من اشتباه در مورد یک بخش من گاهی اوقات آن را بخوانید و عقب—آخرین جمله دوم به آخرین جمله سوم به آخرین جمله. که در واقع چیزی است که من یاد گرفتم در نیویورک تایمز گرایش. اگر شما خواندن چیزی در بسیاری از مواقع شما می توانید فقط به عنوان خوانده شده آن را به عقب و ببینید که اگر این جملات را حس.

چگونه بسیاری از شما اصلی 10 صفحه است که شما نوشت که در رستوران در مقابل تغییر ماند همان است ؟

اول 30 صفحه در حال دست نخورده و همه چیز تغییر کرده است. من یاد گرفتم که من نمی توانم اجازه شوهر من خواندن همه چیز تا زمانی که آنها منتشر می شوند چرا که او قاضی می تواند یک قطعه از نوشتن و من بیش از حد متصل به خود را در نظر. بنابراین من باید یک گروه از مردم من ارسال و مسائل به, غیر حرفه ای افرادی که من می دانم می خواهم به عنوان خوانده شده. بزرگترین تغییری که اتفاق افتاده است به کتاب من آمد وقتی کسی گفت: “این باید یک فرد برای اولین بار کتاب است.” با خودم گفتم که دیوانه است!” هزینه این کتاب از یک سال و [اما آن را تبدیل به] به این دلیل من در نوشتن این کتاب. در پایان کتاب من, من تا به حال این غیر متعارف از بیهوده گویی در مورد آنچه آن را مانند به یک زن در جهان است. کل کتاب یک نیرنگ به طوری که من می تواند آن نقطه است.

برای شنیدن نوعی اب نبات کمک به یک تازه نویسنده, کارگاه خود ایده برای یک رمان گوش دادن به قسمت با کلیک کردن بر روی بازیکن زیر و یا اشتراک به چگونه! با چارلز Duhigg هر کجا که شما دریافت پادکست های خود را.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>