در دسترسی به مراقبت های بهداشتی, دکتر افتخار واقعی است. این است که چگونه آن را با این نسخهها کار

آن شروع می شود, می گویند با یک سرفه و تب و سپس بدن درد و چند روز بعد نارسایی تنفسی. همسر خود را با آلوده COVID-19, در حال مرگ است. شما یک ICU و نه فقط هر ICU دکتر: شما مستقیم ICU در بزرگترین بیمارستان در شهر شما.

شما می دانید چه باید بکنید: او را به بیمارستان در حال حاضر.

تبلیغات:

از یک نگاه سریع در سرشماری صبح که شما می دانید وجود دارد بدون تخت های موجود و لیست انتظار طولانی برای رسیدن به ICU. به مسائل بدتر از همه در دسترس از دستگاه تهويه مکانيکی در حال استفاده هستند.

این بیماری همه گیر در گشاد گشاد راه رفتن.

در علاوه بر این به شما رسمی, نقش شما شخصا متصل: مدیر عامل بیمارستان پزشکی مدرسه همکلاسی و شما رفقا گلف با سه بیمارستان اعضای هیئت مدیره.

تبلیغات:

بنابراین شما خودتان بپرسید: آیا من می توانید تماس بگیرید?

برای یک لحظه شما فکر می کنم شاید ما باید صبر کنید ما به نوبه خود مانند هر کس دیگری. آیا می شود که حق — اخلاقی — چیزی که به انجام است ؟

اما آن را به جهنم همسر من, مادر از من دو بچه بهترین دوست من.

چه کار می کنید ؟

تبلیغات:

من تا به حال برای پاسخ به این سوال خودم حداقل هنوز رتبهدهی نشده است با توجه به شیوع کروناویروس. اما آن را بسیار سوال من تا به حال برای مقابله با, در پاسخ به یک بحران بهداشتی که در مواجهه خانواده من سال پیش. این بود که قبل از ما تا به حال به صورت نزولی از ما به هم پیوسته جهان و دست و پنجه نرم کردن با این ویروس نشان داده است که در نزدیکی شما با هیچ آدرس بازگشت به چین و اروپا و یا در هر نقطه.

* * *

تبلیغات:

آن را 20 سال پیش در دانشگاه آلاباما-بیرمنگام که من بی صبرانه در انتظار در یک اتاق بیمارستان برای پدر من کبد می رسند.

در نقش من به عنوان رئیس بخش پیوند ریه برنامه من در حال حاضر پذیرفته شده یک اهدا کننده ریه برای من بیمار از همان دهنده است که ارائه می کنند پدر من با کبد است. من fidgeted, بررسی گوشی من بلند شد و رفت در اطراف بیمارستان راهروها و در نهایت نشستم در یکی از پرستاران ایستگاه—هر چیزی برای جلوگیری از به طور مستقیم از پرداختن به آنچه که مورد اتفاق می افتد.

صحبت کردن با پدر من به زودی پس از او آموخته های خود را تشخیص سیروز من به ارمغان آورد تا امکان دریافت یک پیوند کبد. او مبتلا به هپاتیت C از خون بعد از جراحی تعویض مفصل هیپ و در حال حاضر او در حال مرگ بود. به عنوان یک پیوند, دکتر, من می دانستم که من می تواند به او کمک کند و بزرگ ذخیره این نوع از صرفه جویی مردم مثل من زندگی می کنند.

تبلیغات:

پاسخ او این بود بدون زرق و برق: “من اینطور فکر نمی کنم. اگر آن زمان من پس از آن می شود.” من به عقب گرفته شد. پدر من قوی و مصمم و با بسیاری از چیزها در زندگی ما ارتباط چالش برانگیز در برابر او آشکار نیهیلیسم در مورد سلامتی خود را سردرگم بود به من و بر خلاف حالت عادی خود شن و خود assuredness.

من سعی کردم به درک. او رانده شده از کشور توسط نازی ها زمانی که او یک پسر بچه کوچک است و به عنوان یک نتیجه, من نمیفهمد او را نگاه در هر زندگی او پس از آن به عنوان نا مشروع و یا lagniappe به ما می گویند در لوئیزیانا.

به عنوان ماه پس از تشخیص خود گذشت, سلامت او رو به وخامت گذاشته. او از دست داده مقدار زیادی از وزن و اکثر روزها بیش از حد ضعیف به خارج شدن از رختخواب. وقتی که من تعداد بازدید او در کلرادو در سال 2000 و تاب بودن پرتقال از زردي پوست—کلاسیک نشانه ای از پایان مرحله نارسایی کبد—قابل توجه بود. پیوند بود که آخرین امید او و من ساخته شده یک مورد قوی برای او برای به دست آوردن یک.

تبلیغات:

هنگامی که پدر من شروع به گرم برای ایده گرفتن جدید و کبد او به من گفت که او هرگز به من اجازه اهدای بخشی از مال من به او. او با اشاره به تقسیم پیوند کبد که در آن زندگی کمک کننده می دهد یک قطعه از کبد خود را به گیرنده یک روش مورد استفاده قرار گیرد اگر یک اهدا کننده می تواند یافت نمی شود در زمان.

“نگران نباش من هستم نه ارائه” من می خواهم به شوخی و با استفاده از طنز برای منحرف کردن جدیت این موضوع است. “با من شراب قرمز عادت من نیاز به رفتن به تمام کبد کردم.”

“خوب,” او می خواهم پاسخ داد و سپس متوقف شد. “شاید شما فقط می تواند کمک به من پیوند طبیعی راه” که من در زمان به معنی یک اهدا کننده کبد تهیه شده از یک مرگ مغزی اهدا کننده عضو معمول راه مردم یکی است. او می دانست که من می خواهم سعی کنید برای کمک به—مانند بسیاری از فرزندان من می خواستم به آنجا و پدرم تحویل کالا اگر من می تواند حتی اگر این درخواست کمی متفاوت تر از بسیاری از.

دکتر استیو Bynon یک دوچرخه سواری دوستان من که در آن زمان زد پیوند کبد برنامه در بیرمنگام بود و نه کسی که من می خواهم فقط تماس بگیرید و می گویند آیا من می توانم از شما برای قرار دادن یک کبد جدید در من است ، من نفع بازگشت اگر شما یا کسی در خانواده شما نیاز به یک ریه.

تبلیغات:

نفوذ است که البته به ندرت مانند آن — آیا زمانی که یک دانشگاه عضو هیئت مدیره می نویسد: نامه ای از توصیه برای فرزند خود که درخواست خود را به کالج و یا زمانی که کسی شما می دانید شما کمک می کند تا یک کار — و قطعا نمی خواهم که در بهداشت و درمان. به جای آن ظریف حتی ناخودآگاه.

در فیگوراتیو که در تخیل من پدر من استیو و من نشسته نفوذ بود و نه شفاف و نه معاملاتي آن آویزان در هوا در اطراف ما. ما ممکن است اشاره به هر یک از دیگر, اما ما نمی چشمک.

در اینجا من در یک شرایط که در آن من می تواند اعمال ناگفته نفوذ به دنبال مزیت ویژه درست مثل دیگران انجام داده اند در طول سال حتی کمتر از شرایط وخیم اساسا اتخاذ یک جنگل ذهنیت است که قطعا غیر مساوات طلبانه اما همیشه حاضر بخشی از مشترک ما تجربه انسانی است. من نشسته بر روی یک خوبی قرار گرفتن با توانایی گریس سورتمه برای قرار دادن انگشت شست در مقیاس — انتخاب کنید هر آنچه شما کلیشه مانند. امروز این امر می تواند به سادگی به عنوان “امتیاز” نیست از مالی یا وضعیت نوع اما از دسترسی به نوع شاید با ارزش ترین از تمام امتیازات.

* * *

تبلیغات:

چند هفته بعد من مرتب برای دیدار پدر من با تیم پیوند. دکتر Bynon ملاقات با او رفت و از طریق خود ارزیابی قرار داده و او را در لیست انتظار.

هنگامی که من این خبر را شنیده من احساس طیف گسترده ای از احساسات: امداد قدردانی و شاید حتی برخی از گناه. پیوند یک بازی با حاصل جمع صفر. هنگامی که یک شخص می شود یک عضو که معمولا به معنی شخص دیگری نمی خواهد حداقل در آن لحظه کسانی می دانم که اگر بیمار به پیوند خواهد برای زنده ماندن در حالی که انتظار برای آینده ارگان به آمده است. پدر من کمتر مستحق تر از افراد جوان با تمام طول زندگی خود را جلوتر از آنها ؟ که او به دلیل یک مادر یا پدر با بچه های کوچک را دریافت نمی صرفه جویی در زندگی پیوند?

اما بیشتر به نقطه: این عادلانه است ؟ شاید بله شاید نه; من هرگز برای مطمئن دانند. تا به حال من با استفاده از دسترسی به پدر من در لیست انتظار ارتکاب پیوند معادل خودی معاملاتی ؟

در آن زمان پدر من پیوند تقریبا همه آنها انجام شد در افراد جوانتر از 60. برنامه ها گاهی اوقات در زمان بیماران مسن تر اما هرگز کسی به عنوان قدیمی به عنوان پدر من بود که 68. علاوه بر مشکلات شد که یک نتیجه مستقیم از خود بیماری پیشرفته کبدی و سن خود را تحرک محدود شد و پس از چند ارتوپدی عملیات. به پیوند پزشکان این عوامل ممکن است او را به نظر می رسد مانند یک مشکوک نامزد برای طولانی, عمل, حتی اگر او آن را نیاز به صرفه جویی در زندگی خود.

تبلیغات:

ساخته شده است که من فکر می کنم در مورد گسترده تر سوال.

هنگامی که ما ارائه مراقبت های بهداشتی به خصوص پیچیده است که آن را همیشه و یا حتی معمولا عادلانه است ؟

آن را ذهنی طبیعت پیوند “انتخاب” ساخته شده است که من مضطرب است. در تمام پیوند برنامه های که من در آن کار کرده ام وجود دارد هفتگی جلسه انتخاب (بله, آن را در واقع به نام آن). ما نشستن دور یک میز کنفرانس تصمیم گیری در اصل که زندگی می کند و کسی که می میرد. به عنوان یک جامعه ما نه نا آشنا با ذهنیت — آن را همه در اطراف ما ما بخشی از تجربه روزانه. و متاسفانه در مراقبت های بهداشتی مختلف تفاوت هستند و حتی برجسته تر نشان داد در بسیاری از تنظیمات آشکار در بسیاری از تجزیه و تحلیل. اما در عرصه پیوند من هرگز با آن راحت حتی به عنوان شغل مستلزم من این انتخاب به طور منظم. آن را جویده من در آن زمان و هنوز هم می کند در حال حاضر.

حتی بدتر از من تبدیل شده اند نگران است که چیزی وجود دارد ظریف در رفتن چیزی به عنوان آشکار معمول بهداشت و درمان عوامل اختلاف — رنگ پوست شما چقدر پول دارید و یا کیفیت از بیمه درمانی خود را.

این است که شما هستند و چگونه شما در حال حاضر خود را.

پدر من برای مثال بود و به خوبی صحبت فرهنگستان با نشریات و عناوین افتخاری و استادی که همراه با یک حرفه ای پرکار. یک مرد با تحسین بسیاری از صفات او بودن “به اندازه” برای یک ممکن است پیوند مردم با مشابه تجربه زندگی — علمی overachievers کسانی که به دنبال و دریافت جوایز آن با نشریات علمی.

می شود آن را اگر پزشکان به او نگاه کرد به عنوان “یکی از آنها”است ؟

هیچ. این امر می تواند تقریبا غیر ممکن نیست.

زمانی که من در ارزیابی اینکه آیا به لیست یک بیمار برای پیوند من خودم انجام همان چیزی که پس از گذراندن یک ساعت با جذاب بیمار شاید یکی با استعداد با برنده شدن شخصیت یا من تمایلی به اعتراف یک “موفقیت” در زندگی اندازه گیری معمول راه است که ما اندازه گیری موفقیت در جامعه ما است. گاهی اوقات وقتی که می آید به جای یک عضو آن می توانند به چگونه شما در حال حاضر خود را برای اینکه تیم پیوند “لایک” شما.

در اثر, اجتماعی, مهارت های آموخته شده در مدرسه در حال حاضر می تواند زندگی شما را نجات دهد.

اما مهم برای من مهم تر از آنچه پیوند تیم ممکن است فکر کردن بود این واقعیت ساده است که او پدر من بود و من آماده بود به دیدن او می میرند. من می خواستم او را در این لیست است.

و هنگامی که نفوذ مانند این است که اعمال, آیا آگاهانه یا نه که در سمت چپ پشت سر, آیا یکی است صحبت کردن در مورد دسترسی به یک پیوند و یا درمان برای COVID-19: underinsured که اغلب یک وضعیت اجتماعی و اقتصادی پایین تر کمتر به خوبی متصل شده و آن باید گفت: افراد با پوست تیره رنگ نشانگر عدم دسترسی باقی می ماند که یک ویروس از ویژگی های ما در سیستم بهداشت و درمان.

تا حدودی به دلیل موقعیت من, پدر من بود قادر به ارائه خود را به مردم با قدرت به صرفه جویی در زندگی خود را قبل از آن خیلی دیر شده بود. و همچنین به دلیل حرفه ای خود را به عنوان پس زمینه انجام شده پزشک و دانشمند که مردم درک او به عنوان یک فرد شایسته در نیاز به یک کبد برای زنده ماندن به جای داده های نقطه ای با پتانسیل منفی انحراف برنامه بقا آمار به دلیل نسبتا پیشرفته سن.

ما مشغول, پدر من و من در نفوذ-نا مشخص — و نه به سود مالی خواهد بود که به طور معمول انگیزه اما به جای به دست آوردن مزیت در جهت خدمت به یک هدف بالاتر: زنده ماندن ؟

فقط چند ماه پس از پدر من ذکر شده بود برای پیوند تماس آمد.

“وجود دارد یک کبد که من فکر می کنم برای او کار می کنند. تصادف موتور سیکلت. پسر جوان” دکتر Bynon گفت. قلب من شتافت و با پیش بینی و سپس آهسته به حالت عادی بازگشت آن را به عنوان همیشه می کند که به نظر من فاجعه ای است که فراهم می کند اندامهای اهدایی به گیرندگان پیوند است. این مرد من می توانم تصور کنید که بیدار شد که صبح بوسید خانواده اش خداحافظی پریدند در موتور سیکلت خود را و ملاقات سرنوشت خود را به عنوان یک اهدا کننده عضو. بود که طرح خود را که روز خود را بد بخت تبدیل به پدر من یکی خوب.

من به نام پدر من است. در ابتدا من تردید پس از آن راه اندازی شد ، “من فکر می کنم آنها یک کبد برای شما.” نه چیزی به شما می گویند به پدر خود را هر روز.

من پدر و مادر و من را به بیمارستان رفت. پس از یک ساعت, یک دستیار در نهایت به فرمان او به عمل جراحی است. با توجه به عدم شرایط حتی کشویی بیش از تخت به gurney دشوار بود. او سعی در انجام آن خود را قبل از اینکه در نهایت پذیرش کمک از حمل و نقل و من اش نشان از کل زمان. یک بار در gurney او خود را صاف کنید لباس بیمارستان و نفس آه.

“خوب همه مجموعه ؟” حمل و نقل پرسید.

“من حدس می زنم” پدرم پاسخ داد: unenthusiastically. او به نظر نمی رسد وحشت زده به طور عمده فقط زحمت که برای این روز باعث می شود من لبخند — پدر من صبر, آیا در حال انتظار برای یک پیشخدمت به او وعده غذایی یک متصدی بار به خدمت خود اسکاچ یا یک جراح خود را به جای کبد بود نه قوی خود را کت و شلوار.

هنگامی که ما به قبل از عملیات منطقه حمل و نقل به من گفت: “OK, doc, من به او را به عقب در حال حاضر.”

و با این که پدر من چرخ را از طریق درب های اتوماتیک به برگزاری منطقه است. من به تماشای این درب پس از آن ایستاده بود وجود دارد در حالی که خیره.

همانطور که من راه می رفت به اتاق بیمارستان که در آن مادرم منتظر بود من تعجب که آیا این آخرین باری است که من همیشه دیدن پدر من و در مورد تمام سوالات است که من تا به حال موفق به از او بخواهید: آنچه که مهم ترین را به شما در زندگی ؟ کار خود را? خانواده خود را?

و من فکر می کنم در مورد چگونه ما تا به حال فقط botched ما good-bye.

* * *

گذشته از تفکر است که کالین پاول در بیمارستان اتاق بعدی خود را (یک توهم اثر از دارو درد) پدر من که از پیوند و بدون دردسر. او پنج روز در بیمارستان بستری شده اند در نظر گرفته شده برای هر بیمار اما برای 68 سال از آن شگفت آور است. او nonplussed, با تجربه — برای او نتیجه خواهد بود آنچه در آن خواهد بود.

در عین حال حتی اگر پدر من پیوند ندارد او تبدیل آن را به من.

رشد من هرگز نمی تواند پیش بینی کرده اند که من می خواهم که در این موقعیت برای کمک به اعضای خانواده در این راه اما وجود من بود. من این فرصت را به کمک به نجات پدر من زندگی — با کمک از پیوند کبد تیم ، اگر این احساس اشتباه به انجام این کار, آن را احساس خیلی بیشتر اشتباه به او اجازه می میرند بدون دادن او شانس دوم او سزاوار.

* * *

پدر من زندگی 12 سال پس از پیوند بیشتر از آن را در خوب سلامت تا پایان زمانی که توسعه مالتيپل ميلوما. او و مادر من قادر به رشد با هم. او در اطراف به دیدن کودکان خود من دو خواهر بزرگتر و حرکت به سن متوسط خوب و بد از آن است. او خود را برای دیدار با سه نوه.

او در خواب خود را بدون درد و یا تا آنجا که من می دانم پشیمانی. این نوع از “مرگ خوب” است که مردم بحث در مورد در تشییع جنازه.

و پیوند و نقش من در آن است ؟ هرگز از آن آمد تا ما با وجود نزدیکی مکالمات روزانه بیش از کسانی که سال های بسیاری است. من آدرس مستقیم یا با خودم یا هر کس دیگری هر بخشی که من ممکن است بازی به عنوان اگر آن گفت: با صدای بلند لزوما آن را درست است. من نمی خواهم برای باز کردن یک پیوند نسخه از جعبه پاندورا که از آن اندام پرواز به “حق” گیرنده افشای این موضوع برای بررسی به خصوص معدن.

واقعیت این است که ما هرگز در مورد آن صحبت کردیم شاید که یک چیز خوب است. شاید این بود که ما کسانی که اضافه 12 سال تا زمانی که او به سن رسیده از 80 به پدر و مادر و نه بیمار و پزشک است. فقط به عنوان آن را باید.

به عنوان من تماشا COVID-19 بحران آشکار شدن من در یک راحت نقطه — بیمه مالی پایدار مقدار زیادی از ضد عفونی کننده دست در این نزدیکی هست. و با دسترسی به پیشرفته ترین بیمارستان در کشور کمتر از چند دقیقه رانندگی دور یک بیمارستان جایی که من کار پاره وقت و “دانستن” مردم است.

درست در همان قایق به عنوان هر کس دیگری اما هنگامی که قایق چشمه نشت به عنوان آن می تواند ما خواهد بود برای اولین بار از آنهایی که — برای دریافت یک کبد جدید مانند پدر من, مورد نیاز, اما برای دریافت مراقبت های بهداشتی مورد نیاز برای زنده ماندن. توسط بخت خوب این یک باد از موقعیت من خودم را در مقابل خط. آن را یک مزیت من باید اعتراف که من سعی می کنید به ورزش باید نیاز بوجود می آیند درست مثل من ممکن است اما تلویحا زمانی که پدر من نیاز به ذخیره شود.

در جامعه ما نفوذ است که اغلب ناگفته — آن را نیاز ندارد. شاید جورج اورول بود prescient در “1984” زمانی که او نوشت: “همه حیوانات با هم برابر هستند اما برخی از حیوانات برابر بیشتر از دیگران است.”

در حال حاضر من انجام خواهد داد آنچه هر کس دیگری در حال انجام است: دست شستن تماشای اخبار, مهم نیست چقدر وحشتناک و حفظ فاصله از سایر افراد به جز کسانی که نزدیک به من که باید نیاز بوجود می آیند, من می خواهم به کمک هر راهی که من می توانم. و به یاد داشته باشید در هر مرحله از راه است که دیگران نیاز به کمک بیش از حد در حال حاضر بیشتر از همیشه.

چه کار می کنید ؟

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>