من تلاش کرده ام با اسکیزوفرنی. این بیماری همه گیر است Messing با احساس من از واقعیت است.


People in a park.

این کار نیاز به داشتن یک مادام العمر اختلال روانی به احساس می کنید که پارامترهای واقعیت نیست تا پوشش مناسب در حال حاضر.

LSP1982/iStock/گتی ایماژ Plus

آن استفاده می شود اتفاق می افتد در پاسخ به embarrassingly آشکار باعث: تماشای آغاز به کار و یا هر چیزی Wachowskian. گوش دادن به Elon Musk حدس و گمان است که شانس زندگی میکنیم “پایگاه واقعیت” هستند خیلی کمتر از هر فرد شانس از خرد شدن توسط یک شهاب سنگ. اما آن را نیز گرفت تا از نشانه های راه زیرکانه از کسانی مانند زمانی که من دیده ام همان متمایز در دو بخش متفاوت از شهر در همان روز. یا متوجه وجود به نظر می رسد بیشتر یا کمتر مردم و در مورد از من پیش بینی کرده.

در حالی که تقریبا هر چیزی که smacked از عرفانی توطئه گر و یا به سادگی تصادفی به نظر می رسید قادر به بیداری آن: ناگهانی حس قوی که واقعیت دیگر واقعی است. رسما به نام derealizationآن را در یک فرم از تفکیک که برای من شده است یکی از بزرگترین چالش های زندگی با اسکیزوفرنی. علائم شده اند عمدتا خفته در حالی که برای در حال حاضر. اما این بیماری همه گیر کوروناویروس—با گسترده سازندگان: کسب و کار و نهادهای فرهنگی این paranoiac (و دقیق!) معنا است که هر کس صحبت کردن در مورد همان چیزی که در همه زمان ها است—به خصوص disorienting برای من.

آن سال 2017 هنگامی که یک دکتر برای اولین بار تایید کرد که شنوایی پچ پچ سرزده افکار بصری توهم و هذیان من در تجربه اضافه شده تا به شکل اسکیزوفرنی. همان که دکتر هم به من گفت که “تفکیک” بود نام احساس من به عنوان مثل déjà vu اگر déjà vu به طول انجامید بسیار طولانی تر از آن را در زمان یک بستنی سردرد به محو شدن. همیشه آن را به عنوان هر چند بار من خال خال جزئی بالقوه نقص در واقعیت من گیر کرده بود مشاهده کل نهاد به عنوان یک شم تا شدید احشایی شک و تردید در انتخاب به حرکت در امتداد. آن شواهد و مقاوم است. آن را می خوردند منطق برای صبحانه. هنوز هم برای بیشتر قسمت ها با کمک دکتر من, من در نهایت آن را تحت کنترل.

من در مورد دکتر من چندین بار در طول هفته گذشته یا بیشتر. آیا او را انجام جلسات در یک hazmat کت و شلوار. آیا او را در تقاضای بیشتر از همیشه قبل از. چرا که نیاز به داشتن یک مادام العمر اختلال روانی به احساس مانند پارامترهای واقعیت نیست تا پوشش مناسب در حال حاضر.

این همه احساس بیش از حد بر روی بینی بیش از حد آشکار بیش از حد رویا هم هماهنگ در آن غرابت.

من تعجب که چگونه روانشناسی صنعت مراتب به عنوان NBA اعلام کرد تعلیق نامحدود. به عنوان دیزنی بسته آن امپراطوری چیزی السا یک بار سوگند یاد Arendelle هرگز دوباره. به عنوان فروشگاه های مواد غذایی محروم می شدند طوفان لخت در حالی که آسمان در خارج باقی مانده روشن آبی است. به عنوان مدارس تمیز شد توسط biohazard تیم در شب. سپس بسته به طور نامحدود—یک کلمه ساخته شده است که آن دور در اطلاعیه اما هرگز کاهش نیافته در تاثیر. این صدا تهدید آمیز و چشمگیر به من در هر زمان تنها. بعد در خانه ناهار خوری در رستوران شروع بسته شدن به طور نامحدود. ما تمایل به بهتر در بسته بندی ذهن ما در اطراف به طور نامحدود از اطراف مفهوم دفاع از اسلام و یا تعداد اتم که مناسب می تواند در داخل یک بطری از جیره بندی مواد ضد عفونی کننده.

من تصور کنید که در حال حاضر دکتر من رزرو شده است جامد و من امیدوارم که او است. او می تواند کمک به مردم را در صلح با واقعیت جامعه در حال متوقف شده و ناشناخته حاکم به طور نامحدود. همانطور که برای من درس گرفتم از او دور. من هنوز هم می دانم که چگونه به رسمیت شناختن آغاز derealization قسمت که بله من قطعا می خواهم امیدوار من انجام شد. اما حداقل من می دانستم که چه در انتظار زمانی که آن آغاز شده تا این زمان در پاسخ به دیدن فیلم تولیدات و کتابخانه ها و استارباکس, از فروشگاه. من می دانستم که چه در انتظار زمانی که تصور اولیه به وجود آمد: که همه این بود که بیش از حد بر روی بینی بیش از حد آشکار بیش از حد سینمایی و یا خواب بیش از حد هماهنگ در آن غرابت.

من می دانستم که به بریس برای احساس مسخ شخصيت دیگر فاحش نوع تفکیک است که به مقدار شدید قطع از بدن فیزیکی خود را. من می دانستم که چشم انداز مثبت در محیطی توهم و وسواس فکری شد و انتظار می رود که این علائم و بیشتر شد و طبیعی برای شرایط غیر طبیعی از سقوط از هماهنگی با واقعیت است. زمانی که من در اولین برخورد با این تصور که این خاموش شدن ناگهانی مساوی nonreality من احساس کردم برای یک لحظه احمقانه رفعت می آید که با اعتقاد به یک مشکل قابل حل است به موجب آن هرگز وجود داشته است در وهله اول. سپس زمانی که این تصور از واقعیت wobbling عمیقتر من احساس موقت ترور از آن است. نور توهم انعکاسی روشن از طریق سر من. برای چند ثانیه در یک زمان من “را دیدم از طریق همه چیز” به یک سیستم میله فلزی نازک است که هر کس و همه چیز بود نصب شده در. وحشت. وحشت است که به طور معمول چیزی که بعد از من انتظار می رود در این موارد.

اما این بار وحشت تنظیم نشده است ، در بخشی از این ممکن است به دلیل واقعا بزرگ درمانگر به من آموخت نه به سعی کنید با استدلال غیر منطقی دشمن حتی در خود من اما به من را قبول شرایط دقیقا آنچه در آن بود. برای دیدن طنز در آن را هر زمان ممکن است. به اتخاذ گام های کودک به عنوان اساسی واحد اندازه گیری برای پیشرفت. سعی کنید به وحشت نیست (چیزی که همه ما را به شنیدن جدی چهره های قدرت تشویق های آینده نامعلوم مدت زمان) اما به خودم اجازه دمدمی مزاجی یک کمیدرک این است که به خوبی تنظیم واکنش طبیعی موجود به شدت غیر طبیعی شرایط. همه از آن است که مشاوره خوب برای بسیاری از ما داده شده بسیار غیر طبیعی و شرایط فراگیر در جهان است.

یکی دیگر از بخشی از آنچه که ممکن است کمک به این زمان است که خودخواه و عقل آن را به عنوان ممکن است — من احساس می کنم که جدا شده به عنوان من معمولا وقتی واقعیت را می شکند. این زمان برای بهتر یا بدتر از آن احساس می کند مانند ما در حال همه گیر در وارونه با هم.

Joannie Penderwick یک نام مستعار نویسنده استفاده می کند برای محافظت از هویت خود را زمانی که او می نویسد در مورد تجربه خود را با بیماری های روانی.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>