لورن سندلر: چگونه آمریکایی ها آموخته به سرزنش بی خانمان برای خود فقر

جدید ترین نرخ بیکاری اعداد دولتی که حدود 26.5 میلیون آمریکایی بدون شغل و با توجه به همه گیر. گزارش از ضعف بانک های مواد غذایی و تکان دهنده شماره (یک سوم) از آمریکایی ها که نمی پرداخت اجاره در مارس یادآور چگونه بسیاری از آمریکایی ها به فقر و چگونه سرمایه داری شکست خورده است کسانی که زیر خط فقر زندگی میکنند.

در عین حال اگر شما تجربه نکرده فقر به طور مستقیم وجود دارد تنها تا این حد این اطلاعات محور داستان و گزارش می توانم به شما بگویم که چرا لورن سندلر جدید کتاب “این همه را من کردم” بسیار قدرتمند است. یک کار از روایت غیر داستانی سندلر شرح زیر است Camila یک جوان مادر تنها شکار برای مسکن مقرون به صرفه در شهر نیویورک است. “تصویر خود را در بیست و دو با هیچ حاشیه برای خطا” سندلر در کتاب می نویسد. “تصویر خودتان shouldering استرس مراقبت از نوزاد در حالی که در تلاش برای حرکت سیستم است.” اگر تصویر خود را در این کفش ها سخت است سندلر را واضح نوشتن کمک می کند.

تبلیغات:

در گزارش Camila, سندلر تبدیل از روزنامه نگار, به, دوست, پرورش عمیق و صمیمیت بین این دو آشکار است که در گزارش. علاوه بر این سندلر به ما نشان می دهد که اگر Camila نمی توانید شکستن حلقه فقر و سپس هیچ کس نمی تواند. “آنچه در آن به معنی برای دریافت مسکن پایدار نه تنها در این شهرستان بلکه در این کشور چیزی است که به آن سیستمیک غیر ممکن است زیرا ما سیاست” سندلر گفت: سالن در یک مصاحبه.

ما نشستیم با سندلر به بحث در مورد مسکن این کشور بحران فقر و امتیاز. مثل همیشه این مصاحبه شده و تغلیظ شده و ویرایش شده برای چاپ.

تبریک در کتاب خود, من فکر کردم آن بود. من می خواستم به شنیدن بیشتر در مورد چرا شما یک کتاب نوشت در بی خانمانی و فقر است. آن را برای تلفن های موبایل مانند شما ناراحت بودند چگونه فوریت فقر و بحران مشکلاتی روبرو در رسانه ها بیش از چند دهه است.

تبلیغات:

بی خانمانی چیزی است که وحشت زده مردم که احساس مانند یک بحران حقوق بشر. آن را نشانه ای از ما شکست خورده دولت در دهه 80 و اوایل ’90s. آن چیزی که [نیویورک] بار تحت پوشش یک یا دو بار در روز به طور متوسط بود که بر روی جلد مجلات به عنوان یک درست بحران است.

زمانی که من به نیویورک نقل مکان کرد و در سال 1992 بیش از 20000 نفر خواب در شهر نیویورک پناهگاه است. و آن را به عنوان یک عمل شنیع به عنوان آن را باید. من فکر می کنم که چه اتفاقی افتاده است [که بی خانمانی شد] چیزی است که مردم عادت کرده اند به و شده است وجود دارد یک کل روایت شده است که در اطراف ساخته شده است. [که] این اثر موج دار شدن از ریگان. روایت گفت که افراد بی خانمان بی خانمان هستند چرا که آنها نمی تواند آن را و این که ما در کشوری زندگی می کنند که در آن هر کس یک شات. من فکر نمی کنم که شما نیاز به انجام گسترده غوطه ور شدن در روزنامه نگاری برای کشف آن است که تکان دهنده نادرست است.

من فکر می کنم که بخش دیگری از این است که ما لازم نیست که بسیاری از داستان از افرادی که در فقر زندگی می کنند. این به آن معنا نیست که ما هیچ کدام. وجود دارد یک عصر طلایی روزنامه نگاری در اطراف انجام این کار. اما آن را گران کار را انجام دهد و این کار سخت را انجام دهد. آن استفاده می شود که مردم می پرداخت روزنامه نگاران برای انجام این کار واقعا در عمق واقعا پایدار شخصیت محور روزنامه نگاری در اطراف مسائلی مانند فقر. و به عنوان روزنامه نگاری تغییر کرده است بنابراین باید داستان ما. امروز ما در مورد بی خانمانی و فقر در کل بیشتر به عنوان داده های بزرگ داستان یا سیستم بزرگ ، و این اطلاعات واقعا مهم است اما چه اتفاقی می افتد هنگامی که ما نمی کنید برای ورود به آنچه فقر را احساس می کند, چگونه آن را در زندگی روزانه وجود دارد, جدایی نادر از سیمین که مجاز وجود دارد. و من فکر می کنم که این موضوع را با گفتمان ما در اطراف لیبرالیسم به عنوان من فکر می کنم آن را بسیار ساده تر برای افرادی که جدا از فقیر جامعه به احساس نگران است چرا که آنها به عنوان خوانده شده اطلاعات داستان در مورد آن. اما آنها هرگز واقعا به احساس می کنید آنچه در آن می خواهم به زندگی می کنند یک زندگی متفاوت. که آنچه در ادبیات می کند.

تبلیغات:

این داستان سرایی از این کتاب بسیار مهمی است و جزء. جالب است هر چند به خاطر Camila زندگی ممکن است مانند نگاه مردم چگونه فکر می کنم فقر به نظر می رسد. مثلا او را نه در خیابانها. و من تعجب اگر به عنوان یک روزنامه نگار به عنوان یک نویسنده اگر آن را برای شما مهم است برای گفتن یک داستان در مورد فقر که ممکن است نگاه متفاوت به افرادی که آن را تجربه نکرده است قبل از ؟

اکثر افرادی که بی خانمان هستند آیا خواب در خیابان حداقل در شهر نیویورک است. اکثر افرادی که بی خانمان هستند و تنها مادران با کودکان. در عین حال ما باید این تصویر از روی نیمکت به پسر در مترو. که چه بی خانمانی است به مردم. تکان دادن فنجان قهوه با مقوا. است که اکثریت بی خانمانی در آمریکا هر چند. آن را فقط به سادگی قابل رویت ترین یکی است.

تبلیغات:

اما ما در بحران های مختلف . . . . آن است که 30 میلیون از کودکان و نوجوانان بی خانمان هستند. و اگر شما یک مادر تنها شما می توانید خواب در خیابان با بچه های خود را. منظورم این است که برخی وجود دارد که آیا, اما در بیشتر قسمت ها این است که انتخاب نمی که شما می توانید. ما زیادی بی خانمان ها سرپناه جمعیت و پناهگاه مردم است که اغلب ساخته شده از افرادی که به خوبی کار — چه کسی شما را نمی شناسد به عنوان کلیشه ای بی خانمان در هر راه.

زمانی که Camilla و من می خواهم از طریق شهر نیویورک وجود دارد و ممتاز من در کنار Camilla و نوزاد که فقط ملاقات با من از پناهگاه و ما در حال گرفتن مترو از طریق نیویورک — هیچ خفاش ها یک چشم است که ما به نحوی از هم جدا شوند. و آن را نه به این دلیل که هر کدام از ما بودند با لباس متفاوت از ما معمولا لباس و یا اقدام متفاوت از ما معمولا عمل وجود دارد فقط یک فرض است که من تصور کنید که او کسی است که نمی شود بی خانمان. و این مورد با هر زنی که من می دانستم که در پناهگاه. زنان در آن پناهگاه مشغول به کار در Applebee را کار کرده و در این فاصله مشغول به کار به عنوان خانه بهداشت و درمان دستیاران.

شما واقعا غوطه ور خود را در Camila است و او را دوست خود می شود. چه بوده است ؟

تبلیغات:

بله. منظورم این است که ما باید یک رابطه پیچیده. او و من را از طریق دوره های که در آن ما فوق العاده نزدیک به من در نوشتن این کتاب. من به نان در عروسی خود را. من شده است وجود دارد به عنوان دوست و نه به عنوان یک خبرنگار خیلی. ما واقعا تا به حال این توافق که وقتی کتاب به پایان رسید من دیگر وجود دارد به عنوان یک روزنامه نگار است اما فقط به عنوان کسی که بسیار به او نزدیک است. اما این بدان معنا نیست که قرار دادن یک کتاب در مورد او چیزی به حرکت. آن را سخت به در مورد نوشته شده است. حتی اگر شما شده اند به یک همکار در این فرآیند است. نه نوشتن و نه از ویرایش, اما, البته, دعوت کسی به زندگی شما.

و من فکر می کنم که اگر من تا به حال نگهداری می شود بسیار سخت مرزهای این راه است که شاید دیگر روزنامه نگاران خواهد بود و تا به حال آنقدر عمیقا درگیر در زندگی خود را که ممکن است یک راه ساده تر. که ممکن است مفهوم “با تشکر از شما به آنچه من نیاز به رفتن به جایی که من آمد و من آرزو می کنم شما بهترین است.” اما من فکر می کنم بخشی از دلیل این کتاب توابع این راه است که آن را ندارد وجود دارد این است که واقعا درست صمیمیت بین ما.

و بود که بسیار متقابل چیزی که باقی می ماند و پنج سال بعد. من شنیده ام از او در احتمالا چهار روز است و در حالی که و که باعث می شود من مضطرب است.

تبلیغات:

خود دوستی و صمیمیت خود را باعث می شود بنابراین گزارش ، و من فکر می کنم آن را نیز نشان می دهد آن نیاز به برخی از آسیب پذیری از شما بیش از حد است که من فکر می کنم این است که واقعا جالب است.

من دوست دارم که شما فقط گفت که. من بدست برخی از پوش بک از روزنامه نگاران و دوستان در طول راه در مورد چگونگی گزارش کنم. نه فقط برای این کتاب اما من فکر می کنم احتمالا اکثر اساسا برای این کتاب است. من نشان می دهد و من ارتباط با مردم و نه فقط در یک روزنامه نگار و قاتل راه اما از آنجا که بخشی از دلیل من این است چون من می خواهم به عمیق و اصیل ارتباط با مردم است. من همچنین فکر می کنم که این چیزی است که باعث می شود کار چیزی است که خواننده می تواند عمیق و اصیل با اتصال است.

چه نقش است و امتیاز خود را بازی در حالی که گزارش او ؟ چگونه شما در حرکت است ؟

منظورم این است که آن را به مرکزی بزرگ سوال. و به عنوان شما می توانید بگویید که از این کتاب آن چیزی است که من زمان زیادی را صرف فکر کردن در مورد.

تبلیغات:

من آگاه هستم که من افتخار بود که همیشه ناگفته عنصر در هر وضعیت. او کسی است که نه پرچم که تفاوت. او کسی است که تمایل به واقعا علاقه مند به بسته شدن تفاوت به جای اشاره کردن تفاوت. و پس از آن چیزی نیست که او می آورد تا بسیاری — که در برخی از راه های مناسب برای من اما از راه های دیگر بدان معنی است که وجود دارد برای من ثابت اخلاقی سنجیده. این چیزی است که من می آورد تا. من فکر کردم آن را واقعا مهم است برای من به اذعان آن را به طور مداوم. اما در یک نقطه خاص این احساس او بود گفت “آره آره. من آن را دریافت کنید. من آن را دریافت کند.”

او یکی از این قابل توجه افرادی که تمایل به خودش را حداقل در ظاهر راحت در بسیاری از روابط مختلف و بسیاری از محیط های مختلف. و بنابراین من فکر می کنم که او که با من به عنوان به خوبی. و من احساس آن مسئولیت من به فکر امتیاز من نه فقط در نوشتن بلکه فقط در راه رفتن را از طریق جهان. و آن را مسئولیت خود را به ذکر آن را در زمان.

راست. آره.

یک چیز وجود دارد من می خواهم برای اضافه کردن به آن است, آن است که من افتخار است که به من اجازه یک روزنامه نگار. آن واقعیت این است که من از دانشگاه فارغ التحصیل شد و بدون وام های دانشجویی است که به من اجازه شروع به انجام کار است که پرداخت نمی کند خیلی خوب است. و من نیز احساس شده است تعهد من به عنوان یک فرد امتیاز برای انجام کار است که در مورد افرادی که زندگی متفاوتی نسبت به من انجام دهد. من فکر می کنم که شده است وجود دارد بسیاری از سوالات در مورد که می شود بگویید که داستان ؟ و است که واقعا مهم مکالمه داشته باشند. این گفتگو که من انتظار می رود خواهد بود اصلی گفتگو در این کتاب که از آن بیرون آمد. که البته قبل از این دنیا جدا افتاد برای بسیاری از مردم است.

تبلیغات:

راست. و “خاک آمریکا” مطرح این گفتگو به تازگی.

من فکر می کنم این مهم است که به بحث در مورد که می شود بگویید که داستان و چرا. و من فقط می خواهم بگویم من فکر می کنم که منظور من از “خاک آمریکا” فرد است که البته یکی که حس می کند به من به خاطر آن های اخیر یکی. و آن را بسیار مورد توجه حتی اگر در حال حاضر احساس می کند که آن را در یک جهان متفاوت است. من فکر نمی کنم که کسانی که خرده نگرانی از یک جهان متفاوت است.

من فکر می کنم این مهم است که ما هنوز هم همچنان به این سوالات درباره هویت و افتخار و کسانی را که به روایت تاریخ است. که می شود به داستان چگونه زندگی می کنیم. و من امیدوارم که کار من چیزی است که اجازه می دهد که. که این کار برای خود صحبت می کند. و سپس من آن را انجام داده اند با یک حس تماس و اخلاق است که من افتخار است به من اجازه داد تا به انجام است.

راست آره. که همه را حس می کند. کتاب خود را نشان می دهد که آن را فوق العاده به چالش کشیدن برای خارج شدن از فقر حلقه حتی زمانی که شما سخت کار می کنند و مصمم هستند. اما برای بسیاری از ما در این کتاب سخت کار کردن و داشتن یک حس تعيين می تواند یک منبع از امید. آیا شما فکر می کنم که کار سخت و عزم و تنها راه است اگر شما خوش شانس ؟

تبلیغات:

هیچ. منظورم این است که آن را سخت به تصور کنید کسی که کار سخت تر و یا در حال مصمم تر یا بیشتر سازمان یافته و یا محکم تر از Camilla شد. و از آن مهم نبود. بنابراین هر کسی که در پناه خواهد به شما بگویم که مهمترین و بنیادی نیاز است که آنها مسکن است. وجود یک میلیون چیزهای دیگر که مورد نیاز هستند و همچنین. اما بدون که اساسی ترین عنصر ثبات و بقیه از آن غیر ممکن است. و آنچه در آن به معنی برای دریافت مسکن پایدار نه تنها در این شهرستان بلکه در این کشور چیزی است که به آن سیستمیک غیر ممکن است به دلیل سیاست های ما.

من در یک زوم ملاقات با این مرد اجرا می شود که یک سازمان برای بی خانمان کمک رسانی در سیاتل. او شده است در حال کار وجود دارد. و او گفت: چیزی که من واقعا آرزو می کنم من تا به حال فکر در مورد خود من. اما من فقط به فکر کردن در مورد آن و او گفت: “هر کس را بسیار وحشت زده با قیمت درآوردن در مورد ضد عفونی کننده دست. چرا هیچ کس وحشت زده در مورد قیمت سنگ آهن در بازار در مورد مسکن ؟

این یک سوال بسیار خوبی است.

منظورم اینه که خیلی کامل است. البته مسکن می رود به بالا . . . . و اگر شما نمی توانید استطاعت آن و سپس شما آن را دریافت نمی. پایان داستان. هیچ مفهوم است که مسکن یک حق انسانی. هیچ مفهوم است که این چیزی است که باید تنظیم شود که باید آن را عادلانه در هر راه. و البته آنچه که اتفاق افتاده این است که بازار املاک و مستغلات ساخته شده است مسکن و عدم امکان برای مردم است. منظورم این است که اکثر مردم اجاره اسلام است.

من می دانم که آن دیوانه.

آن دیوانه. بنابراین آنچه در آن است که ما انتظار داریم مردم به کار سخت را به انجام ؟

پس [کاملیا] وارد یک قرعه کشی به سعی کنید به مسکن مقرون به صرفه. و نام او می آید تا در قرعه کشی, و او هنوز هم نمی توانیم آن را به دلیل آن را مقرون به صرفه برای افرادی که فقیر هستند. ما استفاده می شود به این درک ما استفاده می شود به می دانم که کوپن مسکن ضروری بود به مردم مسکن امنیتی است. ما استفاده می شود به فکر می کنم که مسکن بود واقعا خوب راه حل واقعا بد مشکل است. و در حال حاضر آن چیزهایی است که فقط غیر ممکن است برای مردم برای دسترسی به.

این تصور که به طور کامل به تقلب مفهوم است که شما به نحوی می تواند بر میزان سیستمیک بی عدالتی مگر اینکه شما متولد در یک خانواده است که می تواند به شما کمک کند آن را انجام دهد همه فقط ارث بازی. و آن غیر ممکن است. و این یک فاجعه است. و این یک فاجعه است که مردم آن را نمی بینیم.

نکته دیگر که باعث می شود من دیوانه این است که چگونه از آن آسان خواهد بود برای حل این مشکل است. منظورم این است که من به تماشای همانطور که همه ما باید کمک مالی شده است که در جریان بسته محرک و آن را مانند توانایی فقط مرتکب تریلیون دلار است. شماره ای که اکثر افراد در آن توافق کرده اند برای سال در حال حاضر برای پایان دادن به بی خانمانی شده است 20 میلیارد دلار است. 20 میلیارد دلار است. بنابراین مقدار از پول است که ما فقط به دست دلتا و روت کریس خانه استیک منظورم این ضربات ذهن من چگونه اگر ما می خواستیم برای رفع این مشکلات می تواند. و رک و پوست کنده اگر مارک زوکربرگ می خواستم برای رفع این مشکل او می تواند نوشتن یک بررسی. اگر جف بزوس می خواستم برای نوشتن یک بررسی برای $20 میلیارد و او هنوز هم 90 دلار میلیارد دلار.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>