Ottessa Moshfegh جدید رمان احساس جزئی تر و کمتر لذت بخش


The cover of the new book, Death in Her Hands, slowly unravels, as a hand enters from outside the frame and pulls on a thread

کتاب جدید بخشی آگاتا کریستی قسمت شرلی جکسون.

ناتالی ماتیوز-Ramo.

Ottessa Moshfegh را مرگ در دست او آغاز می شود با آن راوی پیدا کردن توجه داشته باشید مرموز در جنگل وزن با سنگ و قرار داده شده بر روی یک دنباله آباد تنها توسط خودش. “نام او را ماگدا” آن را می خواند. “هیچ کس تا کنون می دانم چه کسی او را کشته است. آن من نبودم. در اینجا این است که بدن مرده او.” وستا گل—72, بیوه, زندگی در یک decommissioned دختر پیشآهنگی اردوگاه خریداری با بودجه او از فروش خانه جایی که او زندگی می کردند با شوهر مرحوم او والتر—می توانید بدون بدن و یا هر گونه نشانه ای از اختلال در این نزدیکی هست. بنابراین او در جیب داشته باشید و سر خانه با سگ مورد علاقه خود چارلی. سپس او درآمد حاصل از رفتن بی سر و صدا رفته….

مرگ در دست او نوشته شده بود پس از 2015 را آیلین, Moshfegh برک آوت رمان و یک داستان کوتاه مجموعه, دلتنگ برای جهان دیگر اما قبل از سال 2018 را من سال استراحت و تمدد اعصاب. در ابتدا این رمان به عنوان Moshfegh به تازگی نیویورک تایمز گفت, خدمت به عنوان یک ورزش در زدودن یک دوره از تنهایی و غم و اندوه و نویسنده آن را کنار گذاشته و برای چند سال پس از او به پایان رسید. مانند Moshfegh دو رمان قبلی این داستان زن قطع از دیگر مردم اگر چه در وستا را در مورد او به سختی به نظر می رسد آگاهی از خود و مجرمیت در این. دور از غربی دولت (تصور کنید مونتانا اگر چه هرگز نام) که در آن او زندگی می کردند بیشتر از زندگی بزرگسالان, اسارت, دور توسط یک دریاچه در جایی در آنچه به نظر می رسد کوچک-شهر جدید انگلستان (تصور کنید کرانههای ماساچوست), وستا توقیف در باریک شواهد Magda توجه داشته باشید و چرخش به طور فزاینده ای پیچیده نخ زندگی می کند که در جایی بین واقعی و خیالی.

Backstory وستا تهیه برای ماگدا در طول این “بررسی” احساس می کند به اندازه کافی قابل قبول. بلاروس نوجوان به ایالات متحده آورده در یک برنامه کار ماگدا باقی مانده در شهر شام semilegally اجاره ملال انگیز زیرزمین اتاق از یک زن میانسال به نام شرلی که به تناوب بین خودخواهی و مادری نگرانی است. شرلی را بلیک کمتر از ماگدا و پرستاری نا امید کننده له نوشت: توجه داشته باشید. اما چه کسی کشته Magda? می تواند از آن جوان خوش تیپ لئو دوست پسر او—یا هنری یک پیرمرد که با این نسخهها کار در محلی فروشگاه و که استخدام ماگدا برای مراقبت از سالمندان پدر و سپس تهدید دختر به سکس با تهدید به دست او به مقامات ؟ و یا می تواند از آن کسی حتی بیشتر شوم کسی که با کمین در جنگل خارج وستا کابین تلاش برای کشف آنچه او می داند ؟ و در جایی که ماگدا را بدن ؟

به عنوان آن آگاتا کریستی–سبک عنوان نشان می دهد, مرگ در دست او است و تا حدودی یک سرهم بندی کردن کلاسیک دنج whodunnit. وستا ارشد ابزار تحقیق این است که یک لیست از راهنمایی برای رمز و راز رمان نویسان او در می یابد در حالی که جستجو در وب برای سرنخ. (او می داند که به نوع در www.askjeeves.com برای انجام این کار داشتن یک کامپیوتر در کلاس والتر اصرار اما ایده خود را از یک مولد سوال است که “آیا Magda مرده؟”) و bizarrely مختلف جزئیات این داستان است که ظهور به نظر می رسد تایید توسط وستا را در زندگی واقعی برخورد با ساکنان شهر کوچک و شام, مردم, Magda رد به عنوان “یقه آبی و کسل کننده است.” نه این که او چه کسی تماس بگیرید و بررسی است. “من این نوع از زن به سوال بپرسید,” او توضیح می دهد که در یک جمله که دو معنی می شود به طور فزاینده ای روشن است. “خوب پلیسی فرض بیشتر از او بازجویی.”

این همه ملزم به خواننده تبدیل به یک کارآگاه زیرک تر از وستا خودش به منظور انتخاب کردن آنچه در واقع اتفاق می افتد و یا آنچه که در گذشته اتفاق افتاده یا چه چیزی است که شاید یک رویا نشان از گذشته و تروما است. یعنی چه کسی حفر کردن تمام دانه وستا کاشته شده در باغ خود را و یا که او معتقد است کسی انجام داد ؟ آلمانی-متولد والتر که برای اولین بار به نظر می رسد در وستا گفتن به عنوان رمانتیک, شوهر, صفحه اصلی آوردن گل رز به تدریج ظهور به عنوان یک مستبد داخلی و حتی یک درنده که خواستار آن است که رادیو خاموش خواهد شد هر زمان برنامه نویسی در مورد نازی ها در آمد. وستا که خرس به نام روم الهه, اجاق, به یاد می آورد احساس زندانی عظیم خود را در خانه ظاهر ضد اضطراب meds در حالی که والتر استاد معرفت شناسی رفت و به جهان و berated او برای او بود ، “شما وقت زیادی را صرف بازی در ذهن شما مانند یک گودال ماسهبازی” او scolds او. “همه چیز فقط لغزش از طریق انگشتان دست خود را, هیچ چیز محکم نگه دارید.”

آن را احساس می کند مانند یک میان پرده های مجلسی, قطعه, یکی از شرلی جکسون بیشتر claustrophobic داستان کوتاه کشش آن تنگ جن اندام به رمان ظهر.

همان را می توان گفت از هر رمان نویس, اگر چه, و اگر وستا کمتر است به طور فعال misanthropic از آیلین یا راوی از یک سال استراحت و آرامش او است و حتی بیشتر عمیقا وفادار ماندهاند به یک کشور جهان است که به نظر می رسد به مراتب بیشتر زنده از بدن او حرکت می کند. ماگدا با سیگار کشیدن زنجیره ای, لغزنده او تیره مو و گریم خانواده تاریخ ثبت وضوح بیشتر از وستا که غیر طبیعی پودر معطر شکنندگی گل تحت حفظ شیشه ای. Moshfegh به پیر canard در مورد ارتباط بين نبوغ هنری و جنون یک پیچ و تاب و اضافی برای رسیدن به این مفهوم است که اختراع پیچیده داستان در مورد متقاطع زندگی کاملا خیالی مردم خود را یک گونه از جنون. در مرگ او دست به توطئه های ابداع شده توسط رمان نویسان خونتان شبیه توطئه توهم یک paranoiac. ماگدا داستان رشد می کند در وستا ذهن مانند یک قارچ نافذ در هر گوشه جنگیدن نشاط از تجربه واقعی. این است که خلاقیت به عنوان بیماری های روانی به عنوان انگل.

وستا فاقد خوشمزه خودت ضد اجتماعی گرایش آیلین و شخصیت اصلی از یک سال استراحت و تمدد اعصاب که ترجیح خواب تکه های بزرگی از زندگی خود را به دور به برخورد با فقط در مورد هر کسی—یا حداقل وستا فاقد شجاعت را در آغوش و جشن چنین گرایش. این مانع از مرگ در دست او را از رسیدن به منحرف عظمت این دو رمان ، آن را احساس می کند مانند یک میان پرده های مجلسی, قطعه, یکی از شرلی جکسون بیشتر claustrophobic داستان کوتاه کشش آن تنگ جن اندام به رمان ظهر. جزئی ویژه کلید به آن برخورد می کند آن را کمتر لذت بخش و حتی ممکن است آن را بیشتر از آن. جسورانه تر و جهانی چشم انداز چگونه انزوا می تواند رانندگی شما مهره را در حال حاضر کاهش کمی بیش از حد نزدیک به استخوان.

The cover of Death in Her Hands, with a fuzzy, mysterious image of a woman's face

توسط Ottessa Moshfegh. پنگوئن را فشار دهید.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.net

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>