جزئیات جدید داستان کوتاه در مورد بشریت اولین برخورد با اخلال بیگانه


Alien with cartoon mouth on a ranting tirade.

تصویر توسط لیزا لارسون-واکر. عکس Danique Dohmen/Unsplash.

هر ماه آینده زمان داستان—یک سری از داستان های کوتاه از زمان آینده و آریزونا دولت دانشگاه را مرکز علم و تخیل در مورد چگونه تکنولوژی و علم را تغییر دهید زندگی ما—انتشار یک داستان در مورد یک موضوع. تم برای ماه های ژانویه—مارس 2020: سیاست.

پس از مراسم تحلیف سخنرانی و چهار جت flyover رئیس جمهور جدید در راه برگشت به سمت کاپیتول ساختمان و clasping دست همسرش را. “که خوب بود بله ؟” او گفت:.

“آنها شما را دوست دارم” گفت: بانوی اول.

او با فروتنی لبخند زد اما درست شد; آنها او را دوست دارم. تمام راه را به ملی مجسمه سازی سالن که در آن او خواهد معاشرت با بزرگان برای چند دقیقه قبل از رفتن به کاخ سفید, مردم ایستادند و کف زدند.

“جمعیت عظیمی” گفت: دیمون مبارزات انتخاباتی خود مشاور. “تقریبا 2013 اوباما.”

“بزرگتر” گفت: کلارا دبیر مطبوعاتی خود را. “تقریبا سال 2009 اوباما.”

“تقریبا به عنوان بزرگ به عنوان برگ برنده گفت: او گفت:” دیمون.

“در حال حاضر شما در حال مسخره گفت:” رئيس جمهور. او در هر دو آنها را. “ما آن را, متعجب? ما واقعا آن را انجام داد.”

“شما آن را انجام داد” گفت: کلارا که سپس افزود: “آقای رئیس جمهور.”

در ملی, مجسمه سازی, سالن, ژنرال بلافاصله یک beeline برای او یک بلوک جامد از پیر مردان فشرده به رسمی بست و تخته. نیروی دریایی رئیس پمپ دست خود را. “فوق العاده سخنرانی آقای رئیس جمهور.”

“برجسته” گفت: نیروی هوایی رئیس ستاد. “بهترین من شنیده ام.”

او لبخند زد magnanimously. “شما می دانید من همیشه می خواستم بپرسم. آیا ما بیگانه است؟”

نیروی هوایی رئیس ستاد blinked. “I beg your pardon?”

“بیگانه.” او winked بانوی اول. “من همیشه فکر. شما باید به من بگویید. من با رئیس جمهور است.”

نیروی هوایی رئیس ستاد pursed لب های او. وجود دارد یک سکوت ناراحت کننده.

“اوه خدای من” گفت: رئيس جمهور.

“شاید ما می توانید ذخیره کنید این کار را برای یک زمان مناسب تر گفت:” نیروی هوایی رئیس ستاد.

“وجود دارد …” رئيس جمهور خود را کاهش صدا. “واقعا وجود دارد یک … ”

“این خود در مراسم تحلیف گفت:” نیروی هوایی رئیس ستاد. “من شما را به لذت بردن از خودتان. ما می توانیم بحث در مورد این مسائل دیگر در یک محیط امن است.”

اتاق پر بود با مردم بسیاری از آنها را به زودی تلاش برای بستن در سریع کلمه یا یک دست دادن. “دنبال من” او گفت: نیروی هوایی رئیس ستاد ساخت برای نزدیکترین راهرو. دو مرد در تاریکی مناسب به نظر می رسد بخشی از سرویس مخفی جدا شدن که با شنا و جهش یافته در اطراف او گهگاه, تف کردن عوامل که نگاه بسیار شبیه او نمی تواند نگه داشتن آهنگ از ساخته اند. “می تواند به شما در پاک کردن این راهرو؟” آنها را تکان داد چرا که البته آنها می تواند. زمانی که آنها به تنهایی از او پرسید: نیروی هوایی رئیس ستاد: “در واقع ما بیگانه است؟”

نیروی هوایی رئیس ستاد در زمان طولانی تمایلی نفس. “بله آقای رئیس جمهور.”

بله ؟

“بله.”

“یک بیگانه.”

“ما بیگانه بله آقای رئیس جمهور.”

او بدقت نظاره گر به نیروی هوایی رئیس ستاد را رنگ پریده و چشم های آبی. “من احساس می کنم این ممکن است یک آیین hazing جدید رئیس جمهور.”

“من به شما اطمینان می دهم آقای رئیس جمهور این هیچ شوخی است.”

“بیگانه. همانطور که در … ” او fluttered انگشتان خود را. “یک سفینه فضایی به زمین آمد.”

“بله آقای رئیس جمهور.”

“چه آن را مانند نگاه؟”

“بیگانه آقا ؟ یا فضاپیما?”

“بیگانه” او گفت:. “نه. هر دو.”

“سفینه بود زرد (persian) که در نهایت ذوب دور به یک stringy چسبناک ماده است. بیگانه است و آبی jellylike شی تقریبا به اندازه یک مبل.”

“و ما آن؟”

“درست است آقای رئیس جمهور. آن را در منطقه 51.”

رئیس جمهور در چشم او. “من می خواهم به روشن است: اگر شما در حال سکس دهنی, انگشت کردن زنجیره ای من—”

“من نه سکس دهنی, انگشت کردن زنجیره ای خود را, آقای رئیس جمهور. ما یک بیگانه است.”

“آیا ما تا به حال آن را؟”

“دوازده سال است.”

“دوازده!” او گفت که تکرار از طریق راهرو. کاهش صدای او. “دوازده سال و هیچ کس گفت: هر چیزی ؟ نه بوش و نه اوباما ؟ نه تهمت?

“بیگانه” گفت: رئيس جمهور “و مغلوب ساختن پیشی جستن. آنها نمی بینم چشم به چشم.”

“مغلوب ساختن پیشی جستن او را دوست ندارم آقا.”

او متوقف شد. “من متاسفم؟”

“رئیس جمهور تهمت نمی توانید با بیگانه است. آنها تا به حال توفانی رابطه است.”

“من شرط می بندم که او گفت: قبل از اینکه بیاد خودش. این نیست که در مبارزات انتخاباتی. “شما معنی او می تواند صحبت کنید. بیگانه است.”

“بله آقا. ما به او آموخت انگلیسی. رئیس جمهور تهمت صحبت با او را چندین بار.”

“اما آنها را دریافت نمی کند همراه است.”

“نه آقای رئیس جمهور.”

“بیگانه” گفت: رئيس جمهور “و مغلوب ساختن پیشی جستن. آنها نمی بینم چشم به چشم.”

“که درست است آقای رئیس جمهور.”

“به خدا قسم میخورم,” او گفت:, “اگر شما در حال خراب با من—”

“آقا من صفر حس شوخ طبعی گفت:” نیروی هوایی رئیس ستاد. “درخواست همسر من است.”

رئیس جمهور مالش چانه اش. “آیا من می توانم آن را ببینید؟”

نیروی هوایی رئیس ستاد به تصویب رسید pained بیان. در انتهای راهرو بانوی اول به نظر می رسد در پشت یک سرویس مخفی مرد مطرح نازک بازو و شنود گذاشته مچ دست. “من می توانید ببینید که شما مشغول هستید” گفت: نیروی هوایی رئیس ستاد. “من شما را نگه نمی—”

“بله شما خواهد شد. من می خواهم یک جواب است.”

نیروی هوایی رئیس ستاد تردید است. “خب آقا شما رئیس جمهور. اگر شما می خواهید برای دیدن بیگانه شما می توانید آن را ببینید. اما توصیه من در برابر آن.”

در انتهای راهرو بانوی اول قرار داده و دست خود را بر روی باسن خود را.

“من می خواهم به آن را ببینید” رئیس جمهور گفت:. “زمان من انجام با ترجمه, من می خواهم شما را به یک ویدیو برای من به تماشای.” او نقل مکان کرد و به سمت بانوی اول.

“آقای رئیس جمهور وجود دارد این است که هیچ تصویری.”

او تبدیل شده است. “چه؟”

“همه شواهد موجود در منطقه 51. آن را به عنوان بیش از حد خطرناک به خطر نشت.”

او رفت و برگشت به نیروی هوایی رئیس ستاد. “شما به من گفتن که اگر من می خواهم برای دیدن بیگانه, من باید برای پرواز به نوادا؟”

“متاسفانه بله” گفت: نیروی هوایی رئیس ستاد که به نظر نمی رسد برای پیدا کردن این بسیار مایه تاسف است. “هنگامی که شما برنامه باز می شود تا ما می تواند—”

“من در حال تغییر برنامه من” به رئيس جمهور است. “ما را ترک امشب.”

نیروی هوایی رئیس ستاد دهان آویزان باز برای یک لحظه. سپس او به آرامی بسته آن است.

“و من می خواهم شما را به با من بیا” رئيس جمهور گفت: “از آنجا که من یک مقدار زیادی از سوالات.”

“بیگانه ؟” گفت: اولین بانوی زمانی که آنها در داخل خودروسواری بزرگ.

او راننده سرشونو تکون دادن. “یک لعنتی بیگانه است.”

“آیا شما مطمئن هستید که او شوخی می کند?”

“این چیزی است که من گفتم. اما او اصرار دارد آن را واقعی است.”

“سلام.” بانوی اول استراحت چانه خود را بر روی مچ دست خود و gazed از طریق شیشه های دودی در عبور از خیابان. این بود شروع به باران.

“تا گوش” گفت: رئيس جمهور. “ما در حال پرواز به منطقه 51 امشب.”

او در او نگاه کرد. “چه در مورد خود برنامه؟”

“پیچ برنامه. من شده فکر کردن. این تنها چیزی است که من بوده ام به دنبال. یک راه برای شروع به مدت من با یک چلپ چلوپ. چه یک کلمه من استفاده می شود بیشتر در کمپین بلیزرز?”

اسکاچ” گفت: بانوی اول.

اعتماد” او گفت:. “آن اعتماد. از آن زمان به بازگرداندن اعتماد به دولت است. اما این اعتماد باید به دست آورده است.”

“بله من در سخنرانی عزیزم.”

“این بیگانه” او گفت:, poking پای نفس نفس زدن او برای تاکید “است پنهان نگه داشته شده برای 12 سال است. دوازده سال! چرا که دولت نمی اعتماد مردم بدانند. آنها انتخاب می شوند و من به آنها اعتماد.”

“Mmm” او گفت:.

“چه؟”

“آن را فوق العاده صدا نیش می زنند. من می دانم که این آزمایش از طریق سقف و برنده شما اوهایو. اما در حال حاضر که شما در دفتر شما نیاز به عملی شود.”

“در واقع من نیاز به انجام دقیقا آنچه که من وعده داده است.” او اسلحه خود را. “نیست که یک شوک? که می تواند دیده می شود که در حال آمدن است؟”

“عزیزم شما که چشمگیر است.”

“کسانی که نبودند گزش صدا. چیزی که من اعتقاد دارم. ما باید برای بازسازی اعتماد در این کشور است. اعتماد به دولت اعتماد در ما نهاد و مهم تر از همه اعتماد به یکدیگر است. که شروع می شود با آنچه که من در اولین روز. این شروع می شود با این بیگانه.”

“Hmm” بانوی اول است.

او در زمان دست او در سراسر چرم صندلی. “آیا شما باور من؟”

او لبخند زد. “من باور دارم که اگر هر کسی می تواند آن را انجام دهد, شما می توانید.”

“وجود دارد و ما,” او گفت:. او احساس خوش بینانه است. او نگاه از پنجره به بیرون و دیدم یک خانواده با تکان دادن پرچم. او دست تکان داد و برگشت حتی اگر آنها نمی توانستم او را از طریق شیشه ای. “وجود ما است.”

نیروی هوایی یکی برداشته در 8:11 pm رسمی آن مقصد بود ناشناس فرودگاه خصوصی در پنسیلوانیا است. به گفته دبیر مطبوعاتی رئیس جمهور شد بازدید از بیمار در خانواده و خصوصی و ماده فوری است که می تواند مورد بحث و بررسی بیشتر است.

“این درست است که اگر اولین چیزی که شما انجام دهید این است هاپ هواپیما به منطقه 51 مردم را نقطه اتصال” او گفت: “در سراسر راهرو. کلارا فیلدینگ بود که جای تعجب آرام در مورد ایده های هوشمند بیگانه زندگی به رئیس جمهور را داشته باشید. او می خواهم او را دیده جیغ مانند زخمی گراز بیش از یک misworded آزادی مطبوعات.

“من خواهید بود با اتصال نقطه برای آنها زود است.” او در حال حاضر دوست هواپیما. آن را فوق العاده بزرگ به عنوان اگر او بودند برخورد از طریق هوایی در یک آپارتمان. “در واقع من در حال حاضر نوشته شده است تا چند کلمه.” او حفر شده به جیب ژاکت برای نوت بوک خود را.

اولین بانوی ابرو furrowed.

“چه ؟” او گفت:.

“من می دانم که شما می خواهم به نوشتن و سخنرانی, اما برای یک رویداد این قدر نیست بهتر است اگر جف—”

“من آن را انجام نمی, چون من آن را دوست دارم. آن معتبر است.”

“بله, معتبر, بله,” او گفت: “تکان “اما جف است که شما می دانید یک حرفه ای speechwriter. در یک زمان مثل این آیا شما نمی فکر می کنم—”

“من می توانم نوشتن یک سخنرانی. من فقط یک سخنگوی جف.”

“من فقط به این معنی—”

“چرا شما نمی گوش دادن به آن ؟” او گفت:. “سپس شما می توانید تصمیم بگیرید که آیا جف می تواند انجام دهد بهتر است.”

دیمون خود را مشاور ایستاده بود و در راهرو تکیه کمی کلارا صندلی. “من شرط می بندم آن را به یک حذفی, آقای رئیس جمهور.”

“با تشکر از شما دیمون.” او نگه داشته و به معنی خلاص شدن از دامون. مرد بود بله ، آن را به طور مستمر شرم آور است که او تا به حال شده است قادر به کشیدن ماشه. “این اولین افکار. هیچ چیز را میخ.” او پاک گلو او را. “در برخی از نقطه در زندگی ما, همه ما تبدیل شده اند ما چشم به ستاره ها و تعجب که آیا کسی در خارج وجود دارد به دنبال بازگشت. امروز و در گذشته ما در نهایت ما پاسخ دهد.”

“Hmm” گفت: بانوی اول.

او در او نگاه کرد. “آیا شما یک نظر؟”

“آن را واقعا نمی ‘امروز’ است ؟ ما تا به حال بیگانه برای 12 سال است.”

“و امروز مردم در حال پیدا کردن در مورد آن. آنها در حال گرفتن پاسخ خود را امروز.”

“من فرض کنید.”

او به اطراف نگاه کرد. “من باید ادامه دهید؟”

“من آن را دوست داشتنی” گفت: دامون. “سمت راست جلو بروید آقای رئیس جمهور.”

“به کارگیری تکنولوژی فراتر از ما درک کنونی طلایی (persian) وارد جو و آمد به استراحت در خارج از ریچموند, ویرجینیا. از این خودرو بازدید کننده های ما پدید آمده است. او برای اولین بار استقبال—”

کلارا مشخصه flinched در صندلی خود را.

او در نگاه او. “چه؟”

“هیچ چیز, آقای رئیس جمهور. با عرض پوزش به قطع.”

“اگر شما بازخورد اجازه دهید آن را بشنوند” او گفت:. “این چیزی است که این روند در مورد.”

“من متوجه شما گفت:” او.’ ”

رئیس جمهور blinked. “این است که نه دقیق است؟”

“درک من در این نقطه گفت:” کلارا انتخاب کلمات دقت “است که آن را دقیق ندارد.”

“بیگانه است؟”

“من اعتقاد دارم که آن را نه.”

رئیس جمهور پیچیده در صندلی خود را. “از کجا Mc—” او خال خال نیروی هوایی رئیس ستاد در عقب از اتاق نشسته اند با یک گروه کوچک از پرسنل نظامی است. رئیس جمهور beckoned بی صبرانه. “بیگانه مرد؟”

نیروی هوایی رئیس ستاد استنشاق عمیق. او گم شده و هر فرصت را به آن را روشن است که او در اینجا بود تحت فشار. این یک رژه بی پایان اخم و دردناک مکث. “آقای رئیس جمهور همانطور که شما نیاز به یک جلسه کامل من اینجا فرستاده ویژه کوین Pilsman که ماموریت ما منجر شود.”

شسته و رفته و مرد میانسال در یک ژاکت آبی رنگ پا رو به جلو. “یک لذت بزرگ را به ملاقات شما آقای رئیس جمهور. من بسیار هیجان زده در مورد چشم انداز در نهایت ساخت یافته های ما است.” نیروی هوایی رئیس ستاد نگاه pained.

“عالی” رئیس جمهور گفت:. “این است که روح. آن مرد؟”

“به شدت از صحبت های آقای رئیس جمهور آن را نمی داشتن اندام جنسی. نه به عنوان ما می خواهم آنها را دسته بندی, به هر حال.”

“پس از آن sexless?”

“این درست است.”

رئیس جمهور نگاه نیروی هوایی رئیس ستاد. “من احساس می کنم مانند شما آن را به نام ‘او’ قبل از.”

نیروی هوایی رئیس ستاد گفت: “ما تمایل به استفاده از مردانه, نظر, رسمی, پس از آن به نظر می رسد مرد.”

کلارا ساطع شده از یک صدا بود که چیزی شبیه به خر خر کردن و چیزی شبیه به یک عطسه. رئیس جمهور نگاه او. “ببخشید” او گفت:.

بانوی اول ارائه شده “اما” این است که بسیار غیر شخصی. تقریبا ترسناک است. من فکر می کنم آن را آسان تر به فروش اگر ما می گویند ‘او’ یا ‘او’ به جای ‘آن است. ”

“نقطه خوب گفت:” رئيس جمهور. “و به نظر می رسد مرد؟”

“به چشم بله” گفت: نیروی هوایی رئیس ستاد.

کلارا خر خر کردن-عطسه دوباره.

رئیس جمهور گفت: “آیا چیزی وجود دارد که شما می خواهید برای گفتن کلارا?”

“صادقانه” کلارا گفت: “این برای تلفن های موبایل کمی مثل ما foisting یک جنس مذکر بر روی دانلود نر و ماده موجود است. که من باید بگویم من مخالف با.”

“چرا؟”

“از آنجا که آن را نمی. این نه مرد.”

“اما به نظر می رسد مرد گفت:” کوین.

کلارا تبدیل به او. “من با توجه به درک به نظر می رسد مانند یک کرگدن عبور با مجموعه ای از bagpipes. چگونه است که مرد؟”

“این واقعا احساس می کنید زمانی که شما آن را ببینید گمان می کنم” کوین گفت. “آن را شما می دانید بزرگ و زشت است.”

“این مرد به دلیل آن را زشت ؟ که منطق خود را?”

“من اهمیتی نمی دهند که آیا این زشت” گفت: رئيس جمهور. “من فقط می خواهم به دانستن آنچه که به آن تماس بگیرید, بنابراین من می توانید گذشته این جمله دوم از گفتار من. ما در حال گرفتن گرفتار.”

“آقای رئیس جمهور اگر من ممکن است گفت:” کوین. “ما انجام داده ایم این در حالی که در بر داشت و آن را ساده ترین برای استفاده gender-neutral نر شرایط است.”

کلارا پیچیده در اطراف در صندلی خود را. “ببخشید من؟”

“منظورم این است که ‘او’ در خنثی حس. مانند ما ممکن است می گویند یک هواپیمای جت در حال رسیدن به پایان ‘او’ خدمات. بدیهی است که جت نیست زن آن را صرفا یک بیان است.”

“اوه مانند زمانی که شما یک سگ در خیابان” دیمون interjected. “شما می گویند, ‘وجود دارد’ به عنوان یک پیش فرض است.”

رئیس جمهور نگاه کلارا.

“من متاسفم” او گفت:. “من احساس می کنم تماشای این ده فرمان که در اینجا نوشته شده و مگر من می گویند چیزی در حال سوختن بوش در حال رفتن به جنسیتی برای بعد از 2000 سال است. وجود دارد هیچ چیز مانند یک gender-neutral نر ضمیر. که یک ترکیب متناقض است. دوم هنگامی که شما یک سگ را ببینید و می گویند ‘او’ شما فرض کنید یک دانلود نر و ماده سگ. شما فرض کنید یک سگ نر.”

نیروی هوایی رئیس ستاد آهی کشید.

بانوی اول تکیه به جلو است. “آنچه در آن تماس خود را؟”

“آه” گفت: Kevin. “بله. با تشکر از شما. نر. اشاره او به خود به عنوان یک مرد.”

“خوب است که حل و فصل آن گفت:” رئيس جمهور. “هیچ اعتراضی به استفاده از این بیگانه را انتخاب ضمایر من فرض کنیم?” او خود را مطرح دفترچه یادداشت.

کلارا پرسید: “که تدریس آن را به صحبت می کنند؟”

کوین گفت: “ببخشید؟”

“چه بوده است تعادل جنسیتی پرسنل که باید با تعامل بیگانه بیش از 12 سال گذشته خواهد به شما می گویند؟”

کوین نگاه در نیروی هوایی رئیس ستاد. “من مطمئن هستم که از ربط—”

“هفتاد درصد مرد؟” کلارا گفت. “توقف من وقتی که من نزدیک بود. هشتاد?” او بدقت نظاره گر ، “آن را دیده است؟”

“ما می تواند با استفاده از ‘آنها’ ” دیمون ارائه شده است. “یا” ز.’ این است که درست است ؟ ‘ز’ و ‘او’ و ‘زیر’ برای ‘او’? من فکر می کنم من شنیده ام که.”

“به خاطر خدا” گفت. “ما صرف تمام زمان ما در یک کلمه است.”

بانوی اول گفت: “این است که چرا من می خواستم به جف. او می تواند حرکت این چیزها.”

“خوب جف اینجا نیست.” رئیس جمهور با اسلحه خود را. “آیا شما می بینید جف در هر نقطه؟”

بانوی اول عبور از سلاح های خود را.

“من متاسفم. من معنی نیست که به ضربه محکم و ناگهانی.” او در اثر مالش پیشانی خود را.

“شاید یک استراحت کوتاه گفت:” بانوی اول. “شما در حال اجرا در دود. وجود دارد بدون نیاز به کشف تمام این خارج نشده است.”

“شاید حق با تو است.” او نمی تواند جلوگیری از مالش پیشانی خود را. “با تشکر از شما هر کس. من قصد دارم به دروغ پایین برای چند دقیقه.”

وجود دارد صادقانه به خدا خوابه کامل با یک میز و دو صندلی نشسته. یک اتاق خواب در یک هواپیما. او بر روی تخت و خیره شد در چراغ سقف احتمالا در حالی که بانوی اول به آرامی صعود در کنار او. پس از یک دقیقه او را فریب دهد با قرص.

“چه شما انجام شده است ؟” او گفت:.

او gazed در او بیش از او خواندن ، او می خواهم همیشه دوست داشتم آن ، او به یاد او کلاس هشتم, انگلیسی, معلم, در مورد کسی که با او حال می خواهم احساسات پیچیده. “این بخش اجرا شده است حالات در رفتن با بیگانه است. به احتمال زیاد واکنش و عواقب.”

“چه اجماع?”

“خوب,” او گفت: “پیمایش “آنها در جنبه های مختلف. من می تواند به شما خلاصه اگر شما می خواهم.”

“لطفا.”

“روابط بین الملل: به شدت افزایش احتمال عمده درگیری های ویژه با روسیه و چین است. افزایش خطر جاسوسی است. افزایش خطر ترور.”

“واقعا ؟ من فکر مخالف است. یک بیگانه خواهد متحد ما به عنوان یک گونه است. این نشان می دهد که ما مشترک است.”

“گمان می کنم آن را نمی انسانیت بیگانه اگر چه در آن است ؟ این امریکا است. ما به اشتراک گذاری آن؟”

“من حدس می زنم نمی,” او گفت:. “Hmm. من فکر نکرده بود که. من نمی خواهم این را به سیاسی. من می خواهم آن را برای کمک به افزایش ما فوق همه است.”

“بعد مذهب است.” او استنشاق. “خوبی.”

“چه اتفاقی می افتد؟”

“‘در مقیاس گسترده ای سقوط از ایمان در میان میانه همراه با شتاب رادیکالیسم و cultlike رفتار—’ ”

“واقعا؟”

“وجود دارد هیچ چیز در مورد بیگانگان در کتاب مقدس” بانوی اول است. “احتمالا این مشکل است.”

“گمان می کنم آن را نمی انسانیت بیگانه اگر چه در آن است ؟ این امریکا است. ما به اشتراک گذاری آن؟”

“این تحلیل بسیار بدبین. که این مشکل با این کشور است. ما از دست داده ایم ما—”

“اعتماد کرد؟”

“بله دقیقا. همه ما ماندم, به, مایل به محافظت از خود ما کمی پچ از هر یک از دیگر. اما این کشور تاسیس شد در اعتماد. این اساس بازار آزاد است. واحد خانواده است. هر جامعه به آن نیاز دارد.”

بانوی اول چشم منتقل شده از یک سمت به سمت خواندن. “خوبی,” او گفت:. “مهاجرت است که واقعاوحشتناک است.”

“قرار است که پایین” رئیس جمهور گفت:. “شما می دانید آنچه که من در حفظ و تفکر ؟ مغلوب ساختن پیشی جستن در مورد این می دانستند و بر روی آن نشسته. من نمی توانم شکل که. به نظر نمی رسد در انسان و طبیعت است.”

“شاید او فکر کرد که آن را ممکن است فکر او.”

“و یا در تضاد با او.” او نورد بر روی سمت خود را. “آن را مانند یک قدرت بالاتر نیست ؟ مانند بزرگسالان باید به اتاق می آیند و ما squabbling. در حال حاضر آن را برای ضربه زدن به ما با برخی از حقایق اصلی.”

بانوی اول چشم او. “اگر چه ما نمی مانند آن حقایق?”

او شانه ای بالا انداخت. “من هنوز هم معتقدم این مردم لیاقت شنیدن آن را برای خود.”

“Mmm” او گفت:.

“چه؟” او را لمس ران او. “من هنوز نا امید کننده خوش?”

او لبخند زد راه او دوست داشت که آن را فقط برای او. “من معتقدم که شما یک مناسب و معقول که همیشه کار درست را انجام دهد.”

“همیشه بوسید یک مرد در نیروی هوایی یکی است؟”

گوشه لب های او فر. “از من بپرسید دوباره,” او گفت: “در یک دقیقه.”

آنها را لمس و نورد به خاکستری بینام و نشان آشیانه. پس از آن بود که یک آسانسور به عنوان بزرگ به عنوان یک آشپزخانه کارکنان توسط مردان جوان در لباس آبی رنگ که مستقیم به جلو خیره شد و بدون unblinking.

“بیگانه است محدود به یک 20-توسط-18-پا قفس” گفت: Kevin سازمان ملل. “آن را مهر و موم شده برای امنیت و بنابراین ما می توانیم حفظ بیگانه ایده آل آب و هوا. در اطراف قفس یک سری از فلز اسلاید ما می توانید باز کردن و یا بستن بر روی فرمان. و البته وجود یک میکروفون بنابراین شما می توانید ارتباط برقرار کنید.”

“من می توانم صحبت می کنند به آن را فقط مانند من و شما هستند صحبت کنید؟”

کوین راننده سرشونو تکون دادن. “او انگلیسی صحبت می کند خیلی خوب است.”

رئیس جمهور راننده سرشونو تکون دادن. “من باید بگویم من به دنبال به جلو به این.”

نیروی هوایی رئیس ستاد پاک گلو او را. کوین گفت: “چیزی وجود دارد شما باید بدانید. او سعی خواهیم کرد به شما یک پیام است.”

“یک پیام؟”

“بله آقای رئیس جمهور. هنگامی که او دریافت بازدید کننده های جدید, او می خواهد به آنها را به پیام خود را.”

“کدام است؟”

“صادقانه بگویم من می خواهم به جای نمی پیشدستی آن است.”

“من می خواهم به جای شما بود و من با رئیس جمهور است.” او در نیروی هوایی رئیس ستاد. “بیگانه به زمین آمد با یک پیام و من شنیدن در مورد آن در حال حاضر ؟ شما نمی فکر می کنم به ذکر است که قبل از آن؟”

“غیر قابل قبول” گفت: دامون.

“پیام است کمی ناراحت کننده آقا گفت:” نیروی هوایی رئیس ستاد.

“در آن است” گفت: رئيس جمهور. این که او می تواند بر این باورند: که بیگانه پیام نمی جفت کردن با اهداف و مقاصد نظامی ایالات متحده.

“و این چنین نیست که او وارد با پیام. او توسعه آن در سال متعاقب آن.”

درب آسانسور شروع به بستن و یکی از نگهبانان مفید به فشار یک دکمه برای باز کردن آنها را دوباره.

“شما می دانید چه ؟” گفت. “من فکر می کنم من قصد دارم به آن را بشنود برای خودم.” او strode بین درب.

هوا سرد گریبانگیر او. در مرکز یک کاورنو فضای زیر یک حلقه از خودنمایی افکن نشسته یک بلوک مستطیل شکل با توقیف تیره و خاکستری و فلز. ضخامت لوله ها و پیچ خورده, کابل افزایش به سقف که در آن پره های فن تبدیل شده و hummed.

“که در آن است?” او گفت: بی ارزش. نفس خود را fogged.

یک غریبه به او فکر می کردم. یک لعنتی بیگانه.

“بله آقای رئیس جمهور” گفت: کوین. “امن آب و هوا-محیط کنترل شده طراحی شده برای نیازهای خاص.”

“او باقی می ماند در همه زمان ها وجود دارد? چگونه او احساس می کنم در مورد آن؟”

“او را دوست ندارد آن را” کوین اعتراف کرد. “او ابراز تمایل به ترک. اما او نمی تواند زنده ماندن در فضای ما. او نیاز به یک دست کت و شلوار از برخی از نوع و تحرک دستگاه است.” او اشاره. “این راه است.”

رئیس جمهور عبور تیره بتن eyeing بلوک. او می تواند اسلاید کوین ذکر شده بود—در حال حاضر بسته کتمان هر آنچه که در داخل بود. در همان نزدیکی ایستاده بود یک منطقه با استفاده از جداول و تجهیزات: بلندگو میکروفون و دوربین. دوازده سال او فکر می کردم. مدت زمان طولانی برای یک مخلوق بود و در اسارت نگهداری می شود. موجودی با یک پیام.

آنها متوقف شده است. او در اطراف انداخت. “آیا من نیاز به یک میکروفون?”

“نه آقا. ما شما را.”

“و وقتی که من می گویند شما …” او اشاره در این بلوک در مقابل او.

“ما باز اسلاید بنابراین شما می توانید هر یک از دیگر. بله آقای رئیس جمهور.”

او راننده سرشونو تکون دادن. او عصبی تر از او می رود. تا حدودی به دلیل تاریخی وزن لحظه—فیلم که بدون شک می توان به دائمی بایگانی—اما عمدتا به دلیل موجودی خود را. یک غریبه به او فکر می کردم. یک لعنتی بیگانه.

او با نگاه به اطراف ، دیمون به او thumbs-up. “آن را باز کنید” رئیس جمهور گفت:.

وجود دارد توانا نرم افزار. خطوط به نظر می رسد در فلز اسلاید گسترش تا زمانی که رئیس جمهور می تواند برش محیط زیست در. او فکر است که آن ؟ , چرا که همه چیز تاریک بود و بی ریخت و سپس آه بله.

اولین تصور از یک چتر دریایی اما آبی. به جای شاخکهای آن bristled با تنومند لوله ها در طول های مختلف. کوچک mouthlike دهانه های بزرگ و بسته و منظم در سراسر بدن خود را. اگر آن را به حال چشم یا گوش او نمی تواند آنها را ببینید.

او تبدیل به کوین. “می توانید آن را ببینید؟”

صدای پشت سر هم از سخنرانان. مانند پدر من غرغره یک و نیم لیوان آب به رئیس جمهور فکر می کردم. “شما که هستید؟”

او تشکیل شده خود را. “من رئیس جمهور ایالات متحده است. نام من است”

“شما بلند است.”

رئیس جمهور لبخند زد خوشحال. “من فرض کنید من هستم.” آن صحبت کرد و از طریق آن لوله ها در او جمع شده بودند; او می تواند آنها را ببینید انقباض و شل. “شما از من در یک نقطه ضعف است ، من هیچ تصوری از ارتفاع خود را نسبت به مردم خود را.”

“من بلند است.”

“سپس ما دو افراد بلند قد شما و I.” این بود که کمی دنیوی او فکر می کردم. این بود که واقعا به آنچه که او می خواست برای رفتن به بایگانی تاریخی. “ما آمده ایم از دنیای متفاوت من و شما اما در اینجا ما با هم.”

خوشه ای از لوله ها بیرون رفته با هم. “من یک پیام است.”

“اوه بله” گفت: رئيس جمهور.

“این مهم است. شما باید به دقت گوش کنید.”

“شما باید به من توجه است.”

“این یک هشدار است. شما در معرض خطر هستند.”

او احساس سرد غلغلک دادن در قلب خود را. او رئیس جمهور بود. او می تواند nuke یک شهر سفارش ترور بازسازی جهان است. او تا به حال اجرا برای دفتر دانستن این مسئولیت بزرگ را به ارمغان بیاورد. در عین حال او تا به حال انتظار می رود به شنیدن در مورد خطر از یک بیگانه در یک روز.

“همه از شما گفت:” بیگانه. “شما محو شود خواهد شد در ظرف سه از نسل های خود را مگر اینکه شما اقدام کنند. آن را در حال حاضر ممکن است خیلی دیر است.”

این تغییر آب و هوا ، این لعنتی تغییر آب و هوا. او می خواهم آن را مشکوک خواهد بود بزرگترین چالش است. شاید این خواهد بود که مدار شکن. یک بیگانه به زمین می آیند با یک هشدار—که ممکن است متقاعد کردن زغال سنگ متحده است. اگر چه آن ممکن نیست. آن را فقط ممکن است خود را پشت تا مانند آن را به حال زمانی که آن را یک سوئدی نوجوان.

“شما در حال گوش دادن؟”

“بله” گفت. “من متاسفم. آن است که آب و هوا را تغییر دهید؟”

بیگانه را لوله hissed. “چیزی است که تغییر آب و هوا؟”

“خطر. خود را هشدار دهنده است.”

“هیچ.”

“آه” او گفت:.

“آن است که به مراتب جدی تر است. شما در صورت خوردگی در سطح اساسی از DNA است.”

وای او فکر می کردم.

“مسابقه خود را خواهد شد به طور کامل نابود شده است. آن ژنوم پراکنده است. کاهش می یابد به کمی بیشتر از حیوانات است.”

“چگونه به این گیرد؟”

“پرورش گفت:” بیگانه. “این در حال حاضر اتفاق می افتد.”

“آیا به شما می گویند, ‘پرورش’?”

“اختلاط تبارها. من باید توضیح دهد. هنگامی که یک مرد سفید طول می کشد یک زن پایین تر از انبار—می گویند یک Negress یا یک زن یهودی—یا به همان اندازه راه دیگر هنگامی که یک زن سفید گرفته شده توسط سیاه و سفید—فرزند خود را خون غیر قابل جبرانی رقیق شده است.”

رئیس جمهور دیک در لب های او. چند لحظه گذشت. او خیره شد بیگانه. “شما ببخشید من برای یک لحظه؟”

“من باید به شما بگویم. من هشدار ناقص است.”

“بله” گفت. “من مطمئن هستم. اما من فقط … ” او نگاه کوین. “آیا ما می توانیم …, از این؟”

کوین نشان داد. اسلاید ضرب دیده و لرزاند پشت هم در نهایت بسته های بیگانه از چشم. بود سکوت وجود دارد اما برای این زمزمه از طرفداران.

رئیس جمهور به اطراف نگاه کرد ، “چه بود؟”

هیچ یک پاسخ داده است.

“من باور دارم من یک سوال پرسیدم. چه جهنم که بود؟”

کوین پاک گلو او را. “من فرض کنید شما با اشاره به آه ایدئولوژیک که بیگانه نگه می دارد.”

“او یک نژادپرست گفت:” رئيس جمهور. “او بزرگ شعله ور نژادپرست است.”

“خوب-l-l-l …” گفت: کوین. “ما ترجیح می دهند به اطراف پرتاب labels.”

“که” رئیس جمهور با اشاره به در دیوار “بود فوق العاده فوق العاده نژادپرست است.” او یک دست خود را از طریق مو عصبی حرکتی که او فکر او می خواهم موفق به از بین بردن در کمپین بلیزرز. بانوی اول صورت بود ashen. کلارا دبیر مطبوعاتی خود, تا به حال سر خود را در دست او. “این چگونه ممکن است؟”

“آقای رئیس جمهور؟”

“چگونه است که یک آبی گونی یک سفید supremacist?”

“این خود-نفرت” گفت: دامون.

“در واقع گفت:” کوین “بیگانه نظر خود را به سفید است.”

“ببخشید من ؟” گفت: رئيس جمهور.

“در خارج از, بدیهی است که او یک semirigid آبی ژل اما ایدئولوژیک او احساس می کند یک میل با—”

“توقف” رئیس جمهور گفت:. “این چیزی است که من میخواهم. من می خواهم به می دانم که چگونه حساس مبل می شود یک نژادپرست است. آن را همیشه مثل این؟”

کوین سرش را تکان داد. “مشاهدات خود را اریب در طول زمان است.”

“چگونه است ؟ چگونه آن را حتی می دانم که این کلمات؟”

“او به تماشای تلویزیون.”

رئیس جمهور blinked. “ببخشید من؟”

“به عنوان بخشی از جامعه برنامه ما در معرض او را به اشکال مختلف رسانه ها. برخی از رادیو و برخی از تلویزیون—”

“چه نوع از تلویزیون است؟”

“تحت ریاست جمهوری بوش ما بیشتر به نمایش درام خانوادگی از ’50s و 60s. بیگانه به نظر می رسید برای لذت بردن از کسانی که اگر چه این دوره predates توانایی ما برای برقراری ارتباط پس از آن سخت است برای اطمینان می گویند. اما او را گسترش لوله های خود را به سمت صفحه نمایش در طول بسته شدن دنباله ای از The Waltonsبرای مثال در یک نسبتا سالم و شیوه است.”

“پس از آن چه اتفاقی افتاد؟”

“رئیس جمهور اوباما تشویق می شد سریع او را به گفتار توسعه و کارگردان ما را به باز کردن PBS, C-SPAN, کانال دیسکاوری و تاریخچه کانال, در میان دیگران. اما تاریخچه کانال ثابت مشکل ساز بود و بعد از آن خارج شود.”

“او را متهم و ما را از یک توطئه برای پنهان کردن حقیقت از او. و عادلانه بود ما واقعا کتمان وجود یک بیگانه است.”

“چرا؟”

“بیگانه شد در دام بیگانگان باستانیگفت:” کوین. “منظورم این است که او واقعا آن را دوست داشتم. نه در یک Waltons نوع راه است. آن متفاوت بود. در قسمت خود vibrissa فعال شد و برای ساعت ها پس از آن خود را لوله های باد و تخلیه در آشفته شیوه ای. دولت اوباما در رشد نگران این مورد و در مورد, چگونه تاریخچه کانال محتوای در حال تبدیل شدن کمتر است … ” او متوقف شد, جستجو برای کلمه.

“درست است” پیشنهادی به بانوی اول.

“مناسب” کوین گفت. “فسخ آن ساخته شده بیگانه بسیار ناراضی است ، او را متهم و ما را از یک توطئه برای پنهان کردن حقیقت از او. و عادلانه بود ما واقعا کتمان وجود یک بیگانه. اما به هر حال خود را از رسانه ها دريافت شد و پس از آن محدود تا اوایل سال 2017 در آن زمان دولت جدید تشکیل یک دیدگاه متفاوت است.”

“اوه خدای من” به رئيس جمهور است. “مغلوب ساختن پیشی جستن آن را نشان داد Fox News.”

بانوی اول قرار دادن یک دست بر دهان او.

“بله آقا. اما من می خواهم به روشن: تلویزیون تنها یک جزء از جامعه برنامه. من نمی خواهم به این مفهوم را میرسانند که او انجام شده است چیزی جز خیساندن Fox News.”

“چه چیز دیگری؟”

“او بار خوانده شده روزنامه ها ، و او مرور اینترنت است.”

“آن را تا به اینترنتدسترسی داشته باشید؟”

“بله آقای رئیس جمهور.”

“شما معنی آن را مرور وب سایت? این به کجا میرود؟”

“در چند سال گذشته باید اعتراف کنم او صرف بیشتر وقت خود را بر آنچه شما توصیف ممکن است به عنوان alt سمت راست سایت. او همچنین پست در رسانه های اجتماعی است.”

“چرا ما به او اجازه دهید پست؟”

“این یک فرایند دو طرفه” گفت: Kevin. “بیگانه نیاز به ارتباط برقرار کردن با مردم به منظور بهبود ارتباطات و مهارت های اجتماعی. همچنین این فعال تعدادی از پروژه های جانبی مانند مطالعه به اینکه بسیاری از افراد می تواند تشخیص دهد که آنها در حال تعامل آنلاین با یک فرازمینی.

رئیس جمهور تردید است. “آیا آنها؟”

کوین سرش را تکان داد. “بیگانه را ممنوع از نیویورک تایمز در بخش نظر دهید. اما نه برای اینکه یک بیگانه. برای شعله ور.”

رئیس جمهور خیره شد.

“این است که مانند چرخش گفت:” بانوی اول. “با استفاده از التهاب زبان به ناراحتی مردم است.”

“آیا شما به من گفتن که بیگانه بود چرخش در بخش نظرات به New York Times?”

“اگر شما بخواهید بیگانه” کوین گفت: “او ممنوع برای ارسال حقایق ساده.”

رئیس جمهور مالش صورت خود را. “مراقب باشید عزیز گفت:” بانوی اول. “موهای خود را.”

این یک فاجعه او فکر می کردم. او نمی تواند پرده آبی سفید supremacist به جهان است. یک فکر به او رخ داده است و او تبدیل به نیروی هوایی رئیس ستاد. “گفت: شما تهمت نمی مانند بیگانه ؟ چرا که نه ؟ من فکر کردم آن ممکن است … ”

“اعتراض به جمعیتی خاصی?” ارائه شده بانوی اول.

“وجود دارد برخی از بحث رفتن در مکان های عمومی, آقای رئیس جمهور. هر دولت لگد در اطراف این ایده از اعلام عمومی. رئیس جمهور تهمت و بیگانه در حال سقوط است.”

“از آنچه طبیعت؟”

“یک طبیعت شخصی من می گویند آقای رئیس جمهور.”

“این توهین نیست؟”

“بله آقا. آنها توهین به یکدیگر است. آن را بسیار گرم می شود. پس از آن نه خواهد ببخشد دیگر.”

رئیس جمهور سرش را تکان داد. “همه حق است. همه چیز شما انجام شده است را متوقف می کند. هیچ مطلب فاکس نیوز. هیچ بیشتر در اینترنت است.”

“آقای رئیس جمهور” گفت: Kevin وحشت زده. “این یک پروژه طولانی مدت. فسخ تحقیقات ما در این نقطه خواهد—”

“آن متوقف شد,” او گفت:. “و اگر من در کفش خود را, من نمی خواهد استدلال. شما تبدیل به اولین بازدید کننده برای زمین به یک نژادپرست است.”

“آقای رئیس جمهور, من باید بگویم که عمیقا ناعادلانه است. ما نمی توانیم به زور آن را به اتخاذ این نمایش. در مقابل تیم علمی در زمان خنثی, دست کردن موقعیت به منظور اجازه می دهد آن را برای توسعه بدون بی تاثیر است.”

“به یک نژادپرست” رئیس جمهور گفت:. “چه کسی ما را سرزنش ، روباه؟”

نیروی هوایی رئیس ستاد گفت: “به نظر من آقا بیگانه است که به سادگی نوع یک،”

رئیس جمهور به او نگاه کرد.

“ما می توانیم کمک هزینه برای این واقعیت است که او می آید از یک فرهنگ متفاوت. اما رک و پوست سر او هوشمند است. و او لذت می برد که دشوار است. برای مثال گاهی اوقات او اخراج مایع. ما می دانیم که او می تواند آن را مستقیم به ظرف ساخته شده برای هدف, اما هنوز هم گاهی اوقات او آن را بر روی زمین. و او نمی خواهد می گویند که در آن او را از.”

“به نظر من آقا بیگانه است که به سادگی نوع یک ، “

“ما نمی دانیم که سیاره او را از؟”

“آقا ما در واقع هنوز مطمئن شوید که اومی داند.”

“پس چرا او اینجا ؟ چرا از آمدن به زمین است؟”

کوین گفت: “ما چندین نظریه. او ممکن است لگد توسط خود مردم و یا به سادگی بدست از دست داد. آن را به نظر می رسد کمتر به احتمال زیاد در حال حاضر که او یک فرستاده ویژه فرستاده می شود در اینجا با یک هدف مانند ما معتقد بودند در آغاز راه است.”

“این حس را به من گفت:” کلارا. “اگر او رد شده توسط خود مردم و بدون جناس در نظر گرفته شده و از خود بیگانه که ممکن است تحت فشار قرار دادند و او را به سمت افراطی views.”

“این” گفت: رئيس جمهور. “تحت فشار قرار دادند آن را.’ ”

“بله,” او گفت:. “این چیزی است که من به معنای،”

“آقای رئیس جمهور” گفت: نیروی هوایی رئیس ستاد “من فکر می کنم شما می توانید ببینید در حال حاضر چرا این امر می تواند یک اشتباه وحشتناک به فاش کردن این نکته به جهان است.”

“آه من لزوما موافق گفت:” کوین. “به عنوان کسی که از نزدیک با بیگانه برای سال, من فکر می کنم آن زمان برای به اشتراک گذاشتن عموم چه فوق العاده ای موجود داریم. من درک می کنم او چند لبه های خشن سیاسی, صحبت, اما, این نیست که, خوب, بازتابی از جامعه ؟ آیا همه ما ارزش آزادی بیان را حتی زمانی که آن را نه گفتار ما به توافق برسند؟”

“اوه لطفا” گفت: بانوی اول.

رئیس جمهور به اطراف نگاه کرد ، کلارا گفت: “آقای رئیس جمهور شما نمی توانید. آن را پاره کشور از هم جدا است.”

“هر آنچه که شما تصمیم می گیرید آن را درست انجام دهید آقای رئیس جمهور” گفت: دامون.

“Mmm” گفت: بانوی اول.

او دست خود را از طریق مو خود را. در این زمان هیچ کس صحبت کرد. “همه حق” گفت: رئيس جمهور. “من قصد دارم برای حل این مشکل است. آن را باز کنید.”

فلز اسلاید باز ترک خورده. بیگانه منتقل شده بود رئیس جمهور را دیدم; آن را به حال heaved خود را نزدیک تر است. “آه” آن gurgled. “نگاه کنید که برگشت. رئیس یهودی-nited متحده است.”

“من می خواهم چیزی را به شما روشن گفت:” رئيس جمهور. “من تو را در قلب من یک امید بزرگ که من و شما می تواند دوستان شما. اما دیدگاه شما بیان می اخلاقی منفور. آنها ریشه در جهل و تحمل نخواهد شد.”

بیگانه سکوت کرده بود.

“آیا شما را در درک؟”

“من درک می کنم شما را شستشوی مغزی شده است توسط رسانه های جریان اصلی.”

“من نمی شستشوی مغزی” رئیس جمهور گفت:. “این است که شما متاسفانه که شستشوی مغزی شده است.”

بیگانه gurgled به طور خلاصه. “شما احمق هستید.”

“در حال حاضر گوش دادن در اینجا,” او گفت:.

“من فکر کردم شما ممکن است متفاوت باشد. اما شما دولت مردم همه یکسان است.”

“شما شده گمراه من متاسفم که می گویند آنچه شما بوده ام به شنیدن. اما امروز به پایان می رسد. از حالا به شما داده می شود اطلاعات واقعی از مناسب, خوبی تحقیق منابع. شما—”

“شما فیلترینگ اینترنت من?”

“—دریافت واقعیت-بررسی معتبر—”

“شما نمی توانید مسئولیت رسیدگی به یک بحث بنابراین شما تعطیل حقیقت است. بسیار برای تحمل گفت:” بیگانه. “بسیار برای باز کردن بازار از ایده ها. آیا شما یک یهودی? من شنیده ام شما یک یهودی است.”

“من نمی بینم که چگونه است که مرتبط است.”

“پیام دریافت و با صدای بلند و روشن است.”

“من رئیس جمهور ایالات متحده,” او گفت:, گرفتن, گرم می شود. “من قدرت مطلق بیش از آنچه که اتفاق می افتد به شما چه که انجام شده است برای شما—”

“می آیند اینجا و می گویند که گفت:” بیگانه.

“من لعنتی را” رئیس جمهور گفت پله رو به جلو “شما goddamned قطعه—”

“آقای رئیس جمهور!” گفت: بانوی اول.

دوربین هنوز هم در حال اجرا است ، او barked “نزدیک آن!”

فلز اسلاید شروع به نزدیک است.

او عرق شد. دامون ارائه یک دستمال. او آن را پذیرفته سپاسگزاری و شروع به پاک کردن پیشانی خود را. سکوت کشیده. “خوب,” او گفت: بیشتر به خود. “OK.”

“آقای رئیس جمهور ؟” گفت: نیروی هوایی رئیس ستاد.

“دفن آن,” او گفت:.

“آقا؟”

“قرار داده و آن را دور. من نمی خواهید به شنیدن در مورد آن را هرگز دوباره. من نمی خواهم هر کسی در مورد آن را بشنوند.”

نیروی هوایی رئیس ستاد ظالمانه لبخند زد. “بله آقای رئیس جمهور.”

کوین نگاه کرد بین آنها است. “اما … اما ما نمی توانیم … ”

“شاید ما به یک دیگر” کلارا گفت: به طور ناگهانی. “یک بیگانه به زمین آمد; شاید شما وجود داشته باشد دیگر. و این بار ما می تواند آن را به درستی.”

“اوه بله” گفت: بانوی اول. “این یک ایده فوق العاده. من دوست دارم که.”

“اما گفت:” کوین “چه می شود اگر آن را می پرسد چه اتفاقی افتاده است به یکی؟”

“ما می گویند ما نمی دانیم که آنچه در آن صحبت کردن در مورد. تظاهر آن را هرگز اتفاق افتاده است.” بانوی اول را در آغوش کشید و خودش را در برابر سرما. “که همه شما می توانید انجام دهید گاهی اوقات آن نیست ؟ قرار داده و آن را پشت سر شما تظاهر آن را هرگز اتفاق افتاده است و حرکت می کند. این که چگونه ما پیشرفت سال گذشته 200: با شخم در هر چه با ثابت قدم چشم در آینده است.”

“و نادیده گرفتن اشتباهات گذشته” کلارا گفت. “دقیقا.”

“شما نمی توانید همه چیز را ثابت گفت:” بانوی اول. “گاهی اوقات شما فقط می توانید … آن را نادیده گرفت.”

“آقای رئیس جمهور” به دادگاه تجدید نظر کوین. “مطمئنا شما نمی توانید—”

او مطرح شده ، کوین بدارد.

“من خسته ام” گفت. “من می خواهم به بازگشت به نیروی هوایی.”

بانوی اول لبخند زد. او ارائه شده دست او را و او آن را گرفت. آنها به عنوان راه رفتن بودند دور او را برای یک نگاه گذشته اما بانوی اول گرفتن سخت تر در خود. “تنها به جلو عزیزم” او گفت:, و او راننده سرشونو تکون دادن.

خواندن یک مقاله پاسخ توسط سارا Scoles نویسنده از آنها در حال حاضر اینجا هستید:: UFO فرهنگ و چرا ما دیدن بشقاب.

های اخیر در زمان آینده داستان

“نه ماه و تخت آرام” توسط الیزابت خرس
“فضای تره” چن Qiufan
“صفر در بابل” توسط E. لیلی یو
“چه مرد مرده گفت:” Chinelo Onwualu
“دو مارپیچ” با مارسی کلی
“Affordances” توسط Cory Doctorow
“یک کشیش و خاخام و یک ربات راه رفتن را به یک نوار” توسط اندرو دانا هادسون
“در واقع Naneen” با مالکا مسن
“حقیقت این است که همه وجود دارد این است که” توسط Emily Parker

و خواندن 14 بیشتر Future Tense داستان قصه ما گلچین Future Tense داستان: داستان از فردا.

Future Tense یک مشارکت
تخته سنگ جدید امریکا و دانشگاه ایالتی آریزونا که به بررسی فن آوری های نوظهور, عمومی, سیاست و جامعه است.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>