هزینه بازمانده ICU


ICU machines and wires

جاستین Paget/سنگ via Getty Images Plus

تخته سنگ است که ساخت آن coronavirus پوشش رایگان برای همه خوانندگان. مشترک برای حمایت از ما روزنامه نگاری. شروع محاکمه آزاد خود را.

ما تمایل به ایجاد حس از بیماری نسبت سطح به آن مانند مدال در المپیک بوکس: هیچ ورزشکار پروزن “من در زیر آب” یک سبک وزن “رنگ پریده بیمار است.” و پس از آن وجود دارد فوق العاده سنگین وزن حریف است که در واقع شما را می ترساند. تعداد کمی از مردم با این نوع از بیماری است. من. که ممکن است چرا که من اسکن از طریق اخبار روزانه درباره کروناویروس من تمایل به جست و خیز آمار چگونه بسیاری از آنها کشته شده اند هواکش ما ندارد و این سیاست قرنطينه شغل از دست داده و حتی نان پخت. من خودم دست خوش پیشامد میشه به ذهن کسانی که روح بسته به gurneys در راهرو روکشی در یک macramé از لوله ها و سیم را برای مبارزه با هر نفس. اینها رو فوق العاده سنگین وزن. برخی از آنها خواهد مرد. اما آنهایی که من فکر می کنم در مورد آنهایی که زنده خواهد ماند. چون من شده است وجود دارد. من می دانم که گرفتن ونتیلاتور نخواهد بود پایان داستان. و من می دانم که نه مریض بودن به این معنا نیست شما هست.

بیماری من در آغاز یک راه است که در حال حاضر برای تلفن های موبایل بیش از حد آشنا هر چند برای من این اتفاق افتاد در اوایل تابستان سال 2013 است. خشک, سرفه, تنگی در ریه ها من شروع به احساس غیر طبیعی پس از 103 درجه تب ایمنی بدن به ایبوپروفن یا استامینوفن. روز سوم من از خواب بیدار پردهی در وهم آور ترس است که انسان اولیه باید احساس زمانی که او می دانست که او تا به حال بیش از حد سرگردان از آب است.

با هم به جهنم همسر من, Tessa, سوار من به بیمارستان هر نفس احساس استنشاق پروپان blowtorch. به محض ورود من با عجله به واحد مراقبت های ویژه تخت. روز بعد من chest X-ray بدتر شد و در روز 4 من می خواهم از دست داد 75 درصد از ظرفیت ریه. من متصل شد به هشت نوار سیم و چهارم آویزان با 11 آنتی بیوتیک و چهار آنتی ویروسها. انگشت oximeter نشان داد من O2 سطح شیرجه رفتن به 85 درصد است.

من باید توجه داشته باشید که O2 سطح عبور-شکست—85 درصد است نه یک B; آن است که “شما نباید زنده” از آنجا که هر چیزی تحت 90 درجه عدم. آنها رو من تا به یک rebreathing کیسه و قرار دادن بینی کانول گذاری دوطرفه تا بینی که در پمپ اکسیژن خالص. پرستاران گفت: من راه بیش از حد جوان به ذات الریه بود.

من تست شده برای سارس, MERS, Valley fever. من و همسرم 8 سال تنها می تواند ببینید من برای چند دقیقه در هر روز, و من شروع به توقف ساخت ، در مه, من به یاد داشته باشید یکی از پزشکان رسیدگی بالین من و گفت: “در طب به ما آموخته كه اگر شما از شنیدن hoofbeats, فکر می کنم اسب و نه اجاره.’ “به این معنی است که 99 درصد از بیماری ها چیزی عادی و نه عجیب و غریب.

اما آنها در حال اجرا اسب, و من شروع به رویای گورخر.

سر از بیماری های عفونی بخش در زمان همسرم کنار و گفت: من ساعت دور از امکان لولهگذاری. که معمولا آخرین توقف قبل از پایان پس از او پرسید: در مورد تماس با پدر و مادر من و بیشتر مطمئن شوید که امور ما را در جهت بودند.

که زندگی در خارج از بدن من. داخل شد ، من می خواهم شروع به فرود و یا صعود بسته به نظر خود من به حجاب بین مرگ و زندگی. هر روز احساس می کنم می تواند لایه های بیشتری از خود تعریف افت دور مانند لباس های قدیمی. احساسات من بیشتر شد بدوی کمتر پیچیده تر مانند یک بچه.

حس کردم در حال کاهش از دست دادن سال است. در toddler English, من می خواهم به خودم بگویم: “نفس کشیدن پنج دقیقه پس از آن را استراحت خوب است؟” من تجربه قرنتیان در معکوس: صحبت من به عنوان یک کودک من درک به عنوان یک کودک من فکر کردم به عنوان یک کودک من دور قرار داده بزرگسالان همه چیز. من به خودم قول داده من می خواهم به یک استراحت پس از پنج دقیقه تنفس شما می دانید مانند گرفتن دسر اگر شما به پایان رسید وعده غذایی خود را.

به جز شما نمی توانید یک استراحت از تنفس. بنابراین من می خواهم به راه اندازی مجدد و راه اندازی مجدد, و من خسته مثل غرق شدن قربانی شما فریاد زدن در را بیدار نگه دارید.

آنها در حال اجرا اسب, و من شروع به رویای گورخر.

Chris Cuomo مناسب است: این جانور در شب می آید. تسا خواهد بود در اتاق بیمارستان تا ساعت بازدید به پایان رسید در 10 p. m. او می خواهم ماساژ پاهای من راه ما انجام خواهم به بچه های ما هنگامی که او نوزاد بود. من قادر به صحبت می کنند, اما همسر من به دنبال نه اجازه و نه تایید. آن را یکی از چند لحظه بشریت کردم.

اما او می خواهم برای رفتن به صفحه اصلی برای ما است چرا که او بیش از حد نمی تواند استراحت; او همیشه خواهد بود ، بنابراین او می خواهم tuck me به من کمی تخت بیمارستان که در ذهن من تبدیل شده بود به یک قایق کوچک قایق رانی. او را از جلو و پرده ها بسته شد و اتاق را ترک راه اندازی کوچک من قایق به سرد و تاریک اقیانوس. قسمت من صبح هشت افتضاح ساعت فراتر از افق وجود دارد هیچ تضمینی وجود ندارد من می خواهم هنوز هم می شود شناور است.

وجود دارد یک شب وقتی که من دیگر نمی تواند شانه غیر قابل تحمل سنگینی بودن. شما هیچ نظری ندارم که چگونه بسیاری از چیزهایی که شما در هر لحظه به نگه دارید تا ظاهر شدن یک انسان تا زمانی که شما اجازه دهید آن را برو. یک شوهر در حال چپ من. پس از آن که یک پدر. در نهایت من حس از خود شروع پراکنده مانند پودر. شما می خواهم فکر می کنم آن می توان با یک نوع بودایی, آرام, اما این امر می تواند بیش از حد آسان است. نوظهور در یک قیمت می آید. من شروع به گمان من پزشکان در تلاش بودند به من مریض تر. از طریق rebreathing کیسه دیدم پرستاران صحبت کردن به هر یک از دیگر, و من می دانستم که آنها تنها می تواند توطئه چگونه مرا رنج می برند.

من تا به حال سند چشم انداز کابوس موجودات دریا شنا کردن در اطراف تخت من به عنوان ICU آب شروع به افزایش است. من می پیچ بیدار چون من فکر کردم غول پیکر ماهی مرکب به حال آن متصل مکنده به صورت من بود و sluicing زندگی از من. من پاره پاره آن را تنها برای پیدا کردن آن rebreathing کیسه بینی و کانول گذاری دوطرفه. من می خواستم واقعی هوا ، هوا به معنای مرگ است.

من نگه داشته از دست دادن. اما من هم نگه داشته تنفس. و کنجکاو چیز در مورد تنفس است که اگر شما در حفظ و انجام آن شما زنده بماند! زنده ماندن به اندازه کافی بلند و لوله ها شروع به بیرون آمدن. دو هفته بعد من خمیده صفحه اصلی با بازوی من در اطراف من همسر و دخترم برگزاری کمربند من حلقه. پزشکان انجام تست آنتی بادی و آمد تا با چیزی. پنجاه درصد از همه موارد پنومونی هیچ منشاء شناخته شده.

من تا به حال بهبود است. اما در برخی از راه های واقعی بیماری شد و عاطفی یکی. در حالی که در بیمارستان من تا به حال دچار “ICU هذیان” یک بیماری مشخص شده توسط پارانویا و توهم است. حتی به من بدن بهبود خود من فلسفه در زمان ضربه. برخی از چیزهایی که آمد در یک نفس: دوست دختر و همسر من و خانواده و دوستان نزدیک است. اما من تا به حال شده است blanched پاک کردن بسیاری از مفاهیم قبلی—همه چیز ناگهان اختیاری. بسیاری از اعمال شد به سادگی یک نیروی اراده یک سیاه معامله.

این می تواند یک انقلاب است. آن را می توانید پاک کردن پاک کردن تمام ریزه که از زندگی گذشته خود را و اجازه می دهد تا شما را به بازنویسی تمام قوانین است. اما متاسفانه در دوره نقاهت بعد از تروما معمولا بدان معنی است که شما بیش از حد خسته به انجام هر چیزی به جز شراب خواری Netflix بکشد (که خوب است چرا که هر کس دیگری است که چند فصل جلوتر از شما).

در ماه های پس از من سمت چپ ICU یک بی حس اختلال استرس پس از سانحه در مجموعه مربوط تنها با حملات گریه وقتی که من می خواهم بیمارستان ها در تلویزیون و یا کسی که شنا در زیر آب. من ترک شغل نوشتن چون من دیگر احساس من تا به حال یک نقطه نظر است. آن زمان شش هفته قبل از من می تواند راه رفتن تا پله بدون گرفتن نفس اما شش ماه شروع به تبادل پروژه ها دوباره. آن را یک سال دیگر قبل از این کابوس از بین رفت. حتی در حال حاضر که من درایو گذشته بیمارستان به دختر من به من نگاه سوم-طبقه گوشه پنجره به عنوان اینکه برخی از بخش کوچک از من است که هنوز هم وجود دارد.

و حالا در این گیر من نمی تواند متوقف به فکر جان کلاچ از آمریکایی ها چنگ می زنند خود را در راه بازگشت به ساحل مانند من تا به حال. بسیاری از آنها در تلاطم ICU هذیان. زمانی که آنها بهتر آنها باید بدانند که خود را هذیان یک چیزی شناخته شده به علم آنها نیست پس از همه. من به تازگی صحبت با یکی از پزشک (که خواست باقی می ماند بی توجه به نزدیکی به کروناویروس درمان و پیام) در مورد آنچه که من را از طریق رفت و آنچه که برخی از مردم او را درمان ممکن است انتظار می رود به رفتن را از طریق بیش از حد. به عنوان استاد بالینی بیماری های عفونی در یک دانشگاه دیده است و به توهم نزدیک است.

“این بیماران در بسیاری از meds. و وجود اکسیژن از دست دادن. آنها نمی دانند که آنها هستند و آنها به صحبت افرادی که نمی وجود دارد,” او گفت:.

به منظور کمک به فرد متصل به دستگاه کشف کردن آنچه اتفاق می افتد دکتر من توضیح داد: “ما با استفاده از ‘هشدار و گرا بار سه,’ است که: که هستید ؟ که در آن شما هستند ؟ و هنگامی که شما هستند؟” این که سوال این است که معمولا “است که رئیس جمهور ایالات متحده است ؟ برای من آن را به حال شده است باراک اوباما که در عمل به عنوان یک ضد درد است. اما در حال حاضر ؟ “ما هنوز هم بپرسید” او خندید. “شما را بسیار سریع مشاهده کسی را از سیاست است.” با فرض این که آنها می دانند که آنها به هر حال.

زمانی که من را از طریق رفت مصیبت من, من می دانستم که تقریبا هیچ کس که تا به حال شده است در تلاطم که در آن من بود. در چند ماه ممکن است وجود دارد یک میلیون نفر است. آنها نیاز به پیدا کردن هر یک از دیگر, الکلی های گمنام–سبک. آنها ممکن است مجبور به دوباره خود را به یک زندگی آنها تا به حال به من بدهید تا برای زنده ماندن. سند چشم انداز نزدیک به مرگ برخی از افتضاح برخی از زرق و برق دار, همه متفاوت خواهد نفوذ به آگاهی عمومی است. آنها نیاز به دانستن خود را به PTSD است که به خوبی به دست آورده و آن را OK به دروغ آیش در حالی که برای. پس از آن آنها نیاز به کمک پرش-شروع احساسات خود را.

خبر خوب است ؟ من فقط می توانم برای خودم صحبت می کنند اما مرگ دیگر در نزدیکی قدرت آن را یک بار تا به حال بیش از من. به دلیل آن بود demystified. چون من تا به حال کمی بیشتر طناب از من فکر کردم. چون من لعنتی جان سالم به در برد.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>