تهدید کننده حیات “سوار” است که عمل پارک در واقع تصمیم به رها کردن


A human in a helmet inside a hamster wheel rolling downhill
این تصویر نمی مجسم سوار واقعی. چیزی که واقعی بود راه خطرناک تر است.
تصویر عکس با تخته سنگ. عکس های kaisorn/iStock/گتی ایماژ به علاوه RossHelen/iStock/گتی ایماژ به همراه عکس توسط ابرهارد grossgasteiger در Unsplash و Lucian3D/iStock/گتی ایماژ به علاوه.

این گزیده ای از اقتباس عمل پارک: Fast Times, وحشی و داستان بی حد و حصر آمریکا را خطرناک ترین پارک توسط اندی Mulvihill با جیک Rossen منتشر شده پنگوئن کتاب یک اثر از انتشارات پنگوئن گروه تقسیم Penguin Random House LLC. کپی رایت (C) 2020 توسط Andrew J. Mulvihill.

همه ما خیره شد در توپ.

توپ بود یک لوله پلاستیکی (persian) حداقل 10 متر قطر. آن را شبیه نوع از چیزی که شما گیر یک همستر در جز این توپ کوچک برای یک انسان است. یک انسان که موجب مایل به صعود در داخل احتمالا دارای یک عقل قابل مقایسه با آن بسیار مشابه همستر.

من نمی دانم که چگونه به توپ شده بود منتقل می شود در اینجا. در بهار سال 1980 آن را به حال شده است وجود ندارد و یک روز و در اینجا آینده. هیچ کس فکر آن را غیر معمول است. کارگران راه می رفت توسط آن بدون نظر. در پدر من ژن های مدار ناگهانی ظاهر قرون وسطی-به دنبال تدبیر در بدنام تفریحی اموال متعلق به او و عمل به مدت 20 سال به عنوان شناخته شده عمل پارک در ورنن نیوجرسی بود به سادگی قابل توجه است.

به عنوان آن را در مقابل ما از loomed نظر من خودم را خوش شانس من بود که هنوز هم به عنوان یک اسلاید آب همراه یک 16 ساله بازرس توپ غول پیکر ایمنی.

“بروید و در توپ فرانک” پدر من گفت.

فرانک ظاهرا یک کارمند توچال در زمستان عملیات. من تا به حال هرگز او را دیده اند. با توجه به آنچه پدرم برنامه ریزی شده بود, من ممکن است هرگز او را دوباره ببینم.

فرانک لمس سطح به عنوان اینکه یک فضاپیمای بیگانه ساخته شده از عجیب و غریب آلیاژ. او درآورده و آن را به عنوان هر چند تماس فیزیکی ممکن است فاش کردن اسرار آن. توپ wobbled کمی قبل از رفتن ، او داخل است و فقدان یک دست در پشت نرده های اطراف بیرونی. آن گیر کردم باعث مختصری وحشت. با ترسو پوزخند فرانک کنده آن را.

این به زودی خواهد بود که حداقل از فرانک مشکلات.

در داخل این توپ بود توپ دیگر یک مجهز به یک صندلی و یک مهار شانه مانند نوع موجود در اتومبیل های مسابقه (نه فقط عمل پارک اتومبیل های مسابقه که در مهندسی استخوان-فوق العاده ضرب وشتم). بلبرینگ جدا درونی توپ از بزرگتر بیرونی توپ اجازه داده است که درون توپ به مانع شدن مفصل گردنده به طور مستقل و جهت خود را به صندلی همیشه باقی مانده است درست. پشت پرده کشش در یک کج و معوج الگوی پایین پای کوه بود و یک مسیر طولانی ساخته شده از لوله کشی پی وی سی مانند نوع مورد استفاده در لوله کشی پنج یا شش اینچ در قطر. در سطح بیرونی توپ شد کاستور و چرخ مانند آنهایی که بر روی صندلی. با این زمینه سرنخ من شروع به درک فرانک دلهره.

“هنگامی که شما در توپ فرانک” ژن “شما در حال رفتن به رول که در امتداد مسیر …”

“من فکر نمی کنم—”

“نگران نباش” پدرم گفت: اقدام به عنوان هر چند صعود به یک توپ غول پیکر معمول بود. “شما رول در طول مسیر و رسیدن به یک نسیم تا حدی متوقف شود. شما در آن وجود دارد و سعی کنید آن را و ما آن را برای چرخش زمانی که سوار بازرسان آمده است.”

قبل از فرانک می تواند اعتراض بیشتر پدر من دست او را 100 دلار در لایحه. فرانک خیره شد در پول نقد به طور موقت متقاعد بشود. او باز یک تخم بر روی توپ و peered داخل. چارلی اوبراین و آل بزرگ است, پدر من را قابل اعتماد اما نه به شدت هوشیار نگهداری مردان به او کمک کرد تا در. هنگامی که فرانک بود بسته به صندلی دو شروع نورد او را در اطراف چمن مانند آنها از حوصله کودکان در حال بازی با یک اسباب بازی است.

“شما در حال رفتن برای پیدا کردن این در دیزنی” پدرم گفت: بشاش.

به ندرت او را متوقف به در نظر گرفتن وجود دارد ممکن است یک دلیل بسیار خوبی برای آن.

بیلی کن, مردی که آمد تا با ایده برای توپ است. او آن را به نام این مرد در توپ در توپ. وقتی که همه رو خسته کرد و گفت که آن اتفاق افتاد بلافاصله ما فقط آن را به نام بیلی توپ.

بیلی بسیار تحریک مردی که تا به حال شور و شوق کودکانه برای سواری. او میفروخت توپ خود را پر شور ترین ایده در تفریحی کنوانسیون پدرم آباد. کن گفت: او فکر کردم در حالی که کار به عنوان یک نگهبان در یک Kmart و به طور تصادفی ریختن یک دسته از سوت زدن توپ بر روی زمین است. به عنوان آنها نورد در اطراف بیلی تصور یک فرد در داخل هر یک.

در حال حاضر از آن رایگان است. این توپ تا به حال به دست استقلال.

پدر من داوطلب خدمت سربازی او را به ساخت خود را پیگیری. هنگامی که او به پایان رسید و ما با حضور در پای کوه—من پدر چارلی اوبراین یک پزشک که بدون توضیح توصیه در مورد ایمنی سواری به نام دکتر شکر کن. همچنین در حال حاضر یک بازرس از وزارت کار که به نظر می رسید به لگد در نزد آهنگ کوه. که او وجود دارد و در همه چیزی بود که از یک تشریفات. به طور معمول دولت تا به حال کمی ایده چگونه به ارزیابی پدرم مشارکتی و تا به حال هیچ سرنخی که چگونه به خود را بررسی کنید مشخصات ایمنی. بیلی توپ خواهد با این وجود نیاز به نشان دادن برخی از اساسی زمینه را برای زندگی انسان به منظور لاستیک مهر.

پدر من تا به حال می خواستم به دیدن توپ در عمل اولین چیزی که در صبح و امید به آن را دریافت به روز بعد اما بازرس اجرا شد. به دلیل تاخیر فرانک شده بود در توپ و پخت و پز برای بیش از نیم ساعت در طول روز از آب و ما می خواهم دیده می شود. او در حال حاضر در مسیر 600 تا کوه.

وقتی که همه در جای خود کن به یک thumbs-up. آل بزرگ تحت فشار قرار دادند و توپ را از آن موقعیت شروع کردن درجه شیب. همه چیز خوب پیش رفت برای اولین بار 15 ثانیه یا بیشتر با فرانک باقی مانده درست در مرکز توپ. اما در اولین به نوبه خود به رفتن به عقب در سراسر کوه توپ نمی ماند در شیار. آن را شکست و شروع به نورد مستقیم سراشیبی.

کن در صورت سقوط کرد. او مشغول به کار بود تا آخرین لحظه چسب پی وی سی با هم تحقق آن تاب شد تحت حرارت. من در حال حاضر می تواند دیدن شکاف در لوله. آسیب دیده توسط آفتاب داغ پلاستیک بود, گسترش, قطع راه آهن که قرار بود به توپ جهت. در حال حاضر از آن رایگان unburdened با آهنگ. این توپ تا به حال به دست استقلال.

آن را به دست آورده حرکت غلت بیاختیار پایین به صورت شیب و چیدن سرعت فوق العاده ای. داخل فرانک چرخید و بی اراده قادر به متوقف کردن. او نمی تواند رها کردن صنایع دستی به عنوان درب باز تنها از خارج است.

زمانی که تدبیر از آن ساخته شده به پایین و بدون هر گونه آسیب قابل مشاهده و فرانک هنوز هم به نظر می رسد آگاهانه من بیرون رفته. اما آن را متوقف نمی. از آن شروع به نورد با سرعت بالا نسبت به ما مانند تخته سنگ در Raiders of the Lost Ark. ما پراکنده من و پدرم خزیدن به سمت چپ و کن و چارلی به سمت راست. دکتر شکر و بازرس منجمد شد هر یک از چهره خود یک rictus از ترور.

توپ پاک یک تپه کوچک به طور خلاصه رفتن هوابرد و سپس زیپ شده راست در سراسر مسیر 94 این جاده دو خط تقسیم پارک. اتومبیل honked و ناودان خود به ترمز. اگر وجود داشته است مخالفت با ترافیک, فرانک را تبدیل به بخشی از زندگی واقعی بازی پنگvolleying از یک سپر خود را به دیگری.

هنوز هم در تعقیب ما به دنبال توپ به سمت یک دریاچه کوچک در موتور جهان که اختصاص داده شده بود برای ناوگان کوچک قایق سپر برای کودکان. این منطقه نبود باز نشده اما خالی قایق بودند در حال آزمایش و شناور بر روی سطح. توپ افزایش یافت و بیش از چمن و شکست به چند تا از آنها پراکندگی دیگران با ناهمواری امواج از تاثیر که راه اندازی برخی از قایق های چند پا در هوا است.

چارلی و کن به waded آب به دنبال تخم. پس از برخی از مشکلات آنها آن را باز کنید. چارلی کشیده فرانک با گرفتن او را زیر بغل مانند یک کودک. فرانک crawled شده تا بانک سرفه و کندوپاش. او جاسوس در سراسر چمن را به عنوان همه ما خیره شد که bobbed در آب مانند آن را متصل به یک ماهیگیری فریب.

ما بپرسید نه برای بازرس در گزارش نه ما همیشه شنیدن از یکی بودن ظ. بیلی کن بازگشت به کانادا. این snowmakers پاک دور پی وی سی. گفت: به دور از بیلی توپ آنها نورد آن را به جنگل که در آن باقی مانده است برای سال های بسیاری است.

پدر من unbowed. او نگه داشته و طراحی و doodling جاذبه به ما گفتن در مورد چیزهایی که هنوز در پارک اما به زودی خواهد بود. “فقط صبر کنید,” او گفت:. “فقط صبر کنید.”

The book cover showing a skeleton with flaming hair riding an ATV that's popping a wheely

توسط Andy Mulvihill با جیک Rossen. کتاب پنگوئن.

برای بیشتر سرگرم کننده کسب و کار داستان از تخته سنگ و گوش دادن به قصه های خطر ناک سرمایه داری مدرن.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>