رشد من به ندرت شنیده می شود پدر و مادر من در مورد شکایت خود را اتخاذ کشور ایالات متحده آمریکا است اما هر زمان که آنها بیدارم مورد لوله کش امتناع به پاک کردن کفش های خود را قبل از ورود به خانه ما و یا بیش از حد بودن کره در وعده های غذایی من همیشگی به سوال آنها این بود: “چرا می خواهم شما مهاجرت در اینجا پس از آن؟” من گریل شده آنها را در مورد اینکه چرا آنها به سمت چپ کره جنوبی (که آنها به طور مستمر loved) برای ایالات متحده آمریکا (که در آن آنها به طور مستمر تلاش). آنها همیشه به من می گفت همان چیزی که آنها به سمت چپ به خاطر من. هنگامی که فشرده به شرح آنها spewed خسته کننده و کلیشه ای مانند “آمریکا سرزمین فرصت ها” و “ما می خواستیم بهترین آموزش برای شما.” من پاسخ خود را عمیقا قانع.

آنها به ایالات متحده آمریکا در دهه بیست سالگی خود را زمانی که من تقریبا دو و برادر من نیست و در عین حال به دنیا آمد. در آن زمان من فارغ التحصیل کالج, آنها می خواهم در زندگی متحده به عنوان طولانی به عنوان آنها می خواهم زندگی می کرد در هر نقطه دیگری است. اما آنها هرگز متوقف اشاره به کره جنوبی به عنوان صفحه اصلی در یک محل پر از گل کوه ها و aunties که باور نکردنی وعده های غذایی. بنابراین من ابدی سوال خالی از سکنه و در نتیجه آنها را.

تبلیغات:

وقتی که من دریافت کمک هزینه تحصیلی فولبرایت به صرف یک سال در کره جنوبی بعد از دانشگاه, من بسیار خوشحال بود. من مشتاق به درک کشور مادر من غالبا با اشک در چشم او.

من نام مستعار برای من بود “پرنده کوچک” در کره تا زمانی که من در مورد به کشتی سوار بر یک سال در خارج از کشور, او گفت:, “من پرنده کوچک پرواز به دور.” گاهی اوقات او صدا درست مثل یک نالان شخصیت در یک احساساتی فیلم.

من به سادگی مشتاق به رفتن. من به خصوص مشتاق دیدار پدر من پسر عموی مورد علاقه یک دور عمو من هرگز قبل از ملاقات. از پدرم توصیف من پیش بینی یک خوشگذران حقه بازی.

تبلیغات:

ما توافق کردند که ملاقات در یک رستوران در سئول و پدر و مادر من در حال حاضر گسترش کلمه در مورد من “لاف زدن-شایسته” موفقیت در آمریکا: اولین دونده در کالیفرنیا Junior Miss رقابت در دبیرستان فارغ التحصیل از کالج آیوی لیگ فولبرایت, همکار, yada yada. پس از جلسه من برای اولین بار عموی من (که من تماس بگیرید جون) صمیمانه تبریک من برای ساخت پدر و مادرم افتخار می کنم. او خنده دار و گلهای به عنوان من انتظار می رود.

به شب کشید به نزدیک من بود و من به هاپ در یک تاکسی او اعلام کرد با صدای بلند “تبریک دوباره. اما شما می دانید, آن را واقعا خیلی بد دنیا یک دختر است.”

این احساس من سیلی زد و من تقریبا پریدند بیرون از کابین به پانچ بازگشت.

تبلیغات:

بیایید عقب کمی: این اواخر ’90s زمانی که کره جنوبی شد و هنوز هم در جامعه مردسالار. مردان تحت سلطه مکالمات و حکومت هر حوزه عمومی از تجارت به سیاست است. این بود که قبل از گسترش جنسيت-به دنبال گروه های K-pop, قبل از اینکه یک زن رئیس جمهور شد (هر چند او در نهایت بوت برای فساد). در مردسالار کره فرزند (و نه, دختر, مهم نیست که چگونه قادر) است که خانواده نماینده که به ارمغان می آورد افتخار به خانواده و دریافت تمام ارث در پایان. دختران در حال ازدواج کردن, پس, پسران هستند که به شما ارائه افتخار و آسایش به پدر و مادر پیری. ظاهرا.

چه جون ضمنی بود که بدون توجه به آنچه من می خواهم هرگز به عنوان با ارزش را به پدر و مادر من به عنوان یک انجام شده است. من هرگز با آن روبرو چنین آشکار تبعیض جنسیتی و بیانیه خود را نقض باور من از چه چیزهایی باید در جهان است. ارزش های آمریکایی برابری و آزادی coursed در خون من گرم به عنوان گدازه.

تبلیغات:

جون تا به حال هیچ درک درستی از این سفر است که در زمان من به کره جنوبی در یک یاران بودجه توسط دولت ایالات متحده. پدر من فقط به او گفتم خوب بخش هایی از زندگی ما در امریکا و نه بد. او هرگز با اشاره به جون زمانی که کوچک بودم و قبل از اینکه برادر من متولد شد پدر و مادر من به عنوان شب سرایداران در یک شرکت ساختمانی در L. A. با توجه به عدم مراقبت از کودکان آنها اغلب زمان من با آنها به کار می کنند. و به نگه داشتن ارواح آنها به من گفت داستان خنده دار در مورد افرادی که مشغول به کار در دفاتر در طول روز و بزرگنمایی من در اطراف خالی wastebaskets به عنوان اگر آنها اتومبیل های مسابقه.

حافظه خود رنج تعریف های زیادی از زندگی من—که من به کالج رفت (دانشگاه ییل) آنچه که من پس از آن (با حضور در دانشکده حقوق با وجود تمایل به مطالعه و نوشتن خلاق) اولین کار من امن (به عنوان یک شرکت وکیل سرکوب آرزوی من برای نوشتن کتاب). من می خواستم به آنها کمک مالی پرداخت وام مسکن دوم آنها قرض گرفته شده برای شهریه های کالج.

مبارزات خود را به شدت وزن من حتی زمانی که من خیلی جوان بودم. در درجه دوم من قرار داده شد و در کلاس پنجم ریاضی—نه چون من درخشان بود اما چون من کار بسیار بسیار سخت در مدرسه ضعیف در منطقه که در آن رقابت برای بالاتر قرار نبود هنجار. در دبیرستان من وارد Junior Miss رقابت—نه به این دلیل که من فکر کردم من می تواند برنده و یا من می خواهم از خواب در یک مراسم مجلل اما از آنجا که من نمی توانستم به یک شات در بورس. من برنده مقام اول, شهر من, و پس از آن قرار داده شده اولین نفر برای کالیفرنیا عمدتا از طریق محض شن. به عنوان مثال برای رقابت افراد با استعداد من برنامه ریزی شده بود به بازی پیانو, پس از ماه ها مطالعه و اجرای برنامه های از قبل Miss America برندگان و انتخاب یک قطعه زرق و برق دار بر اساس آنچه wowed قضات و مخاطبان (شوپن را “Fantaisie بداهتا”). برای سخنرانی رقابت تحليل من تمرین سخنرانی از دیگر شرکت کنندگان و پس از همه آنها صحبت کرد و عام در مورد وقایع کنونی من انتخاب بسیار شخصی و حرکت موضوع (نوجوان افسردگی با استفاده از نمونه های خاص) را به ایستادگی کردن از جمعیت.

تبلیغات:

جون بیانیه نفی تمام انگیزه برای بسیاری از دست آورد های من: a single-minded تمایل برای اثبات به پدر و مادر من که سفر خود به امریکا و ارزشمند بوده است. همانطور که آزادی و برابری coursed در خون من دو کره ارزش نیز تعریف من: jeong است که عمیق همدردی و شفقت و هان است که یک درد عمیق از روح (عمدتا به دلیل در کره تاریخچه فقر و جنگ/تهاجم).

من فکر می کنم jeong و هان چه انگیزه من برای انجام کارهایی است که برخی از قفقازی دوستان یافت baffling: برای مثال وقتی من فرود آمد کار من به عنوان یک شرکت وکیل من استعداد پدر و مادر من بیست درصد از هر چک حتی گاهی اوقات همه چیز است. این تمرین برای تحمل بیش از یک دهه. چرا ؟ من نمی توانستم لرزش تصویر از آنها تصفیوی و جارو و عرق کردن به عنوان شب janitors.

من نوشت: حتی یک کتاب کودکان در مورد وقت خود را تمیز کردن دفاتر و چگونه آنها را به من القا حس تعجب در آن اواخر شب. که نسخه خطی فروخته شده به Penguin Random House و کتاب منتشر خواهد شد این هفته. اینکه یک نویسنده شده بود من رویای مادام العمر, و هنگامی که من برای اولین بار گفت: پدر و مادر من در مورد مقاله فروش پدر من هم گریه برای اولین بار در زندگی من است. کسانی که سال ها دشوار است برای آنها را پس از این واقعیت است که داستان ما خواهد بود یک کتاب برای به اشتراک گذاشتن با جهان است که به سادگی باور نکردنی است.

تبلیغات:

زندگی است که در مورد دستاوردهای اما زندگی با ذوق و شور و شوق است که نشان دهنده یک زندگی خوب زندگی می کردند. من متوجه شدم حتی نیمی از پتانسیل من تا به حال ما همچنان در کره جنوبی? اگر زندگی زن بستگان و زنان از سن و سال من در کره بودند هیچ نشانه ای من بوده است hemmed در تجویز مسیر برای کسی مثل من متولد در یک خانواده با چند اتصالات و کمی بودجه. من قطعا نمی خواهم که یکی از با شکوه ترین تجربه زندگی در خارج از کشور در پاریس.

یک زن در کره جنوبی گفت: به من در فولبرایت در سال “زندگی خود را بسیار پویا است. معدن شده است برای سال های بسیاری از آن را باقی می ماند همان رفتن به جلو است.” کلمات او بودند او اوراکل. وقتی که من تعداد بازدید او یک دهه بعد او زندگی می کنند در همان آپارتمان در شهر او را دوست نداشتند, کار در همان کار او را دوست ندارد و هنوز هم تنها به این دلیل او می ترسید “معمولی ازدواج” یک سیاه تنظیم که در آن او می شود و انتظار می رود از خدمات ثابت را به شوهر او و در قوانین.

مادر خود من صرف سال اول ازدواج در زندگی در-قوانین خانه پخت و پز و تمیز کردن برای یک خانواده هشت. من به دنیا آمد در آن خانه چون پدر و مادر من نمی تواند استطاعت بیمارستان هزینه. و وقتی مادرم را دیدم که من یک دختر بود, او گفت:, او, اول فکر کردم “او را رنج می برند روزی مثل من.” چه تفکر به حدود یک نوزاد!

اما پدر و مادر من تا به حال برنامه ای برای باز کردن سرنوشت من است.

تبلیغات:

کره جنوبی به طور چشمگیری تغییر کرده در چند دهه گذشته به طوری که هر زمان که من بازگشت من واقعا فکر می کنم من می تواند زندگی می کنند و رشد وجود دارد. آن را بسیار پیشرفته تر. اما این نیست که در مورد زمانی که پدر و مادر من در سمت چپ در دهه 70 و نه آن را در مورد زمانی که من در آنجا زندگی می کردند در ’90s.

پس از آن سال در خارج از کشور یکی از اولین چیزهایی که من هم برای تشکر از پدر و مادر من برای مهاجرت به ایالات متحده, من در نهایت درک دقیقا به همین دلیل آنها به سمت چپ. آنها دور نقل مکان کرد به طوری که پرنده کوچک خود را می تواند افزایش یابد.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

خرید کتاب زبان اصلی