Walter Koenig: “پیشتازان فضا” است مهلت استقبال از این رسوایی از مغلوب ساختن پیشی جستن دولت

به عنوان یک ژانر علمی تخیلی ارائه می دهد یک چشم انداز از آینده است. اما دید که فیلتر شده است از طریق زمان حال و گذشته است. راه که داستان علمی تخیلی مذاکره آن تنش یکی از عوامل جدا که واقعا عالی از این داستان که متوسط شایع است و فراموش شدنی.

Gene Roddenberry “پیشتازان فضا” که به عرضه در تلویزیون آمریکا در سال 1966 ماندگار زیرا او امیدوار چشم انداز آینده جامعه بشری است که تا به حال جان سالم به در برد و بالغ فراتر از جنگ و نژاد پرستی و تبعیض, تعصب, قحطی, طمع, تقرير نابودی محیط زیست و دیگر رفتار ضد اجتماعی, الهام بخش مخاطبان خود را به بهترین خود را بلند كنيد.

تبلیغات:

در طی بیش از پنج دهه Roddenberry اولیه چشم انداز از آنچه او به عنوان “واگن قطار” در فضای تنظیم شده و با یک “پیام هفته” رشد شامل هشت مجموعه تلویزیونی و در حال حاضر به 13 فیلم. “پیشتازان فضا” جهان – برای بهتر و بدتر – همچنین شامل مجموعهای از رمان و کتاب های کمیک و بازی های ویدئویی.

بیش از 50 سال بعد چگونه است “پیشتازان فضا” اصلی و امیدوار چشم انداز آینده آشتی خود را با یک جامعه انسانی است که به نظر می رسد – به خصوص در حال حاضر با سن تهمت و ظهور جهانی راست به خیانت خود بهترین بالقوه ؟

در تلاش برای پاسخ به این سوال من به تازگی صحبت با Walter Koenig که تا به حال به تصویر کشیده پاول Chekov اصلی “پیشتازان فضا” سری و در هفت پس از آن متعارف است. “نسل” بود Koenig نهایی ظاهر در مقام “پیشتازان فضا” ،

تبلیغات:

در این گفتگو Koenig سهام عمیق خود را نگرانی و نگرانی در مورد وضعیت جهان و جامعه آمریکا در سن مغلوب ساختن پیشی جستن. Koenig همچنین منعکس کننده در هر دو قدرت و خطرات ناشی از امید در مشکل و زمان به چالش کشیدن. Koenig همچنین سهام چگونه او در بر داشت بازیگری را به عنوان حرفه خود و راه هایی که او سعی کردم به بهترین تجسم Chekov در “پیشتازان فضا” و شخصیت Bester در “بابل 5”.

این بازیگر همچنین توضیح می دهد که آنچه در آن به معنی برای او در نهایت شروع به راه رفتن به دور از شخصیت Chekov توسط دیگر حضور به عنوان بسیاری از “پیشتازان فضا” کنوانسیون و دیگر فرهنگ عامه تجمعات و حوادث.

Koenig خواهد بود ظاهر می شود این هفته روز شنبه, فوریه. 28 تا چهار شنبه, آوریل 1 در C2E2, شیکاگو, طنز و سرگرمی, نمایشگاه برگزار می شود در مک کورمیک محل.

تبلیغات:

این گفتگو ویرایش شده برای وضوح و طول.

از آن شده است 50-چند سال پس از اصل “پیشتازان فضا” عرضه در تلویزیون و در عین حال در اینجا ما هنوز در حال صحبت کردن در مورد این سری است. چگونه شما احساس ؟ حال شما چطور آشتی “پیشتازان فضا” امیدوار چشم انداز آینده با جایی که ما به پایان رسید تا در ایالات متحده و در سراسر جهان ؟

تبلیغات:

“پیشتازان فضا” و دولت از جهان ؟ در انتهای آن یک اتمی گودال که در آن انفجار به تازگی رخ داده است. از دولت های جهان است که بسیار ناراحت کننده است. آن depresses من به هیچ پایان. “پیشتازان فضا” است مهلت استقبال از این رسوایی از مغلوب ساختن پیشی جستن دولت و تمام مشکلات ما در زندگی با. “پیشتازان فضا” بود که همیشه مثبت است. بسیار قوی بخشی از من است که می خواهد به ترک “پیشتازان فضا” ، به آن چنین مرکزی بخشی از زندگی من در این مرحله صحبت نمی کنند و برای چه چیز دیگری من را انجام داده است که مردم هنوز هم harking به یک زمان است که بیش از پنج دهه ،

از سوی دیگر, آن را به یک زمان خوب است. آن زمان لذت بخش. من دوستی که تحمل در طول این نیم قرن به دلیل “پیشتازان فضا.” من خوشحالم که من هنوز هم در اینجا و در سلامت خوب است. من درک که. من کنوانسیون این روزها اگر چه من در روند پیچ در پیچ که در قسمت پایین. این اولین سال است که من در واقع گفت: برای من رزرو عوامل که من محدود کردن من ظاهر. من لذت بردن از وجود دارد. من لذت بردن از صحبت کردن با طرفداران. و سپس من را وادار به دیدن بازیگرانی که من با کار کرده است. این نوع مراسم. جلسه دیگر نوازندگان که با من کار قبل نیز سرگرم کننده است.

که در آن شما فکر می کنم که ما را اشتباه رفت ؟

تبلیغات:

ما در حال انجام همان چیزی که ما انجام داده ایم تا زمانی که بشر وجود داشته است. ما از طریق چرخه. ما فکر می کنم ما در حال نزدیک شدن به عصر جدید و راه های جدید تفکر با پیشرفت بیشتر و بیشتر بودن انسان دوستانه و داشتن آگاهی بیشتر و احترام به سایر افراد مختلف نژادی و قومی و پیشینه فرهنگی و پس از آن ما بازگشت و عقب. امریکا به عنوان سرزنش به هر کشور دیگر. رفته ایم از طریق برده داری. ما مرتکب نسل کشی علیه بومیان آمریکایی است. ما به نظر می رسد در نظر گرفتن یک گام به جلو و سپس ما را یک گام به عقب.

من فکر می کنم این خصوص شنیع لحظه ای در تاریخ آمریکا با دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن. این است که نه تنها به خاطر چند نفر که در حال حاضر کنترل دولت اما است که بسیار وجود دارد برای حمایت از آنها. وجود دارد خیلی تند و سوزنده نارضایتی و خشم. این افراد در حال حاضر به فدا کردن چیزهای خوب در فرهنگ ما و در زندگی ما به حمایت از کارهای بد. ما به عنوان یک کشور و یک فرهنگ را بدست دارند به مثبت جای پیشرفت که از آن ما در حال حاضر به عقب نشینی از.

آن را فقط می رود و در. ما مردمی خوب مردم است که ما به آن اعتقاد داریم. برای مثال زمانی که باراک اوباما رئیس جمهور شد, من به خودم فکر کردم: “خدای من. ما واقعا تبدیل به یک گوشه. من خیلی افتخار می کنم به زندگی می کنند برای دیدن این اتفاق می افتد.” و سپس ما دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن. وجود دارد برخی از ناامیدی که به دنبال من است که به من ثابت شده چون ما هنوز در حال انجام کارهای مشابه.

تبلیغات:

Roddenberry چشم انداز آینده خیلی امیدوار. داستان های علمی تخیلی به عنوان یک نوع نیز می تواند بسیار امیدوار و همچنین – در حالی که هنوز صدور هشدار در مورد چگونه آن را همه می تواند به اشتباه. در لحظات چنین سن تهمت و تمام آن تاریکی و درد است امیدوارم که یک چیز خطرناک? چگونه ما تعادل امید و ناامیدی ؟

اگر ما امید دارند پس ما تسلیم. پس از آن ما در حال دادن. امیدواریم که ممکن است موقتی باشد. از آن گذشته ممکن است برای مدت پنج سال یا 10 سال. ما محور را بهتر. ما که رویا برای ساختن یک دنیای بهتر. اگر در نهایت این همه تصادفات و سپس زشت قطعات از طبیعت انسان به سطح می آیند و ویژگی های آن تبدیل غالب ویژگی های یک فرهنگ و یک جامعه است. که غمگین و افسرده. اما من فکر می کنم که ما فقط انتخاب است نگه دارید که امید رفتن به چیزهای بهتر.

هنگامی که شما خود را منعکس حرفه ای و زندگی چه روایت? چگونه شما تصمیم به تبدیل شدن به یک بازیگر?

تبلیغات:

من یکی از آن بچه ها که کمی در بازنشستگی کنار من کمی خجالتی است. من یک مقدار زیادی از مثبت و اعتماد به نفس ، تنها زمانی که من واقعا احساس می کردم که من تا به حال برخی از اهميت بود که من اقدام شد. من رفتن به کلاس ششم. من تا به حال یک لکنت تا زمانی که من در زمان سرب در مدرسه بازی و که به کشته شدن لکنت. سپس رفتم به مدرسه خصوصی بود و من هنوز هم یک نوع پس زمینه شخصیت تا زمانی که من رهبری در سال دوم دبیرستان بازی. ساخته شده است که من بسیار محبوب است. همه می خواستم به دوست من. پس از آن اتفاق افتاد دوباره در من ارشد سال و پس از آن من شود من سال اول در کالج در آیووا از همه جا.

تمام مدتی که من فکر کردم من که قرار بود به یک روانپزشک است. سپس, زمانی که من متوجه شدم من تا به حال هیچ استعداد فیزیکی, علم من تغییر رشته روانشناسی و رشته من در آن منطقه مطالعه است. اما پس از آن من منتقل شده به UCLA – و فقط به عنوان یک تاخیر از همه دانشگاهیان – من در زمان یک کلاس بازیگری. من به پایان رسید تا با یک مربی که تا به حال بسیاری از ایمان من است. او بود که در واقع آن را گذاشته برای من. او به من گفت: “شما ازدواج نکرده. شما لازم نیست بچه ها. شما هیچ مسئولیت. چرا شما آن را یک شات؟”

بر اساس توصیه خود من رفت و برگشت به نیویورک آغاز شده و در محله تاتر. کریس لوید و Dabney Coleman و Brenda Vaccaro و الیزابت Ashley and Jessica Walter همه وجود دارد. من می دانستم که پس از آن که سال اول در محله تاتر که اقدام آن را برای من بود. وجود دارد هیچ عطف بازگشت. این جایی است که من احساس من تا به حال یک خانه. من تا به حال هیچ ایده که آیا من می خواهم که هر موفقیت است. من مطمئن هستم که من یکی از دانش آموزان آن است که کسی پیش بینی ممکن است برخی از به رسمیت شناختن.

چگونه شما را به تصمیم گیری ؟ آن داخلی خواهد شد ؟ چیز دیگری است ؟

تبلیغات:

من فکر نمی کنم آن لحظه خاص. من فکر می کنم زمانی که من دیدم چقدر من لذت بردن از رفتن به مدرسه آن را فقط نوعی از حل و فصل در. من فکر نمی کنم وجود دارد هر لحظه من فقط گفت: “در حال حاضر من دانشجو هستم و در چند سال وقتی که من به پایان درام, مدرسه, من از کار بازیگر مانند هر کس دیگری و پس از آن چه من انجام دهید؟” سپس آن را در حال حاضر تعیین می شود. من هر لحظه یک جایی که من تصمیم به آن را به کار.

من آمد به L. A. چرا که من فکر کردم من می خواهم به انجام یک فیلم با برت لنکستر و Shelley Winters. من تا به حال دیده شده است توسط کسی که دستیار John Frankenheimer در یک تصویر است که او انجام شده بود و او تا به حال توصیه من به دلیل بازی او را دیدم من در محله تاتر. خوب من در اینجا و آن را کار نمی کند. و بعد متوجه شدم که آن نمی تواند در بازی روز جمعه.

من انجام یک خواندن برای اولین بار یک بازی است که من تا به حال امتحان و من پس از آن کردم. حدود نیم ساعت رانندگی کردم و به استودیو که در آن ما در حال رفتن به شروع به تمرین و پس از آن من متوجه نبودم که در هر دو. آنها تا به حال توزیع مجدد بازی بدون گفتن به من.

من راه می رفت که درب گفت: به خودم “عیسی. اگر من هنوز هم احساس می کنم من می خواهم به یک بازیگر, فردا, سپس آن را به یک آدمکش. شما می دانید این است که من غسل تعمید از آتش سوزی, و اگر من زنده ماندن این است که آن. من لازم نیست به فکر می کنم در مورد هر چیز دیگری.” و من. من بیدار شد صبح روز بعد و گفت: “من هنوز هم یک بازیگر است.” که چگونه از آن آغاز شده است.

تبلیغات:

چگونه شما خود را توسعه صدا و سبک است ؟ برای مثال Chekov بسیار متفاوت از Bester در “بابل 5.” Bester بسیار شوم در حالی که Chekov است.

من واقعا نمی دانم اگر آن را که متفاوت است. قطعا من تا به حال یک گویش به عنوان Chekov در “پیشتازان فضا.” صدا و سبک با استقبال از نقش و بررسی خود را برای پیدا کردن آنچه در داخل از شما را که شخصیت زنده است. چه سرمایه گذاری می تواند شما را از خود و زندگی خود را تجربه خواهد کرد که ایجاد یک باور شخصیت است ؟ من معتقدم که درست است برای هر بازیگر است. این چیزی است که من به طور خاص با استعداد. هر بازیگر خوب باید قادر به گسترش خود را در افق دید. و این چیزی نیست که شما آن را از خارج است. اگر شما آن را از خودتان وجود دارد زمانی که شما خوشحال هستید. بار وجود دارد که شما احساس سرخورده. وجود دارد زمانی که شما عصبانی هستید, هنگامی که شما تجربه یک حس انتقام. همه کسانی که تجربه بخشی از ما هستند. چه یک بازیگر می کند او فقط میدارد از طریق آن. او فقط به بررسی که او چه کسی است و آنچه در او اعمال می شود حتی اگر آن چیزی است که او نمی استفاده در زندگی روزمره است.

هنگامی که آن را به Chekov او یک غیور مرد. او یک پسر من هرگز به خودم اجازه می بود. که چه چیزی شما را بکنید هنگامی که شما یک بازیگر. Bester در “بابل 5” بود و همین.

برای روشن شدن من هرگز فکر نمی کردم از Bester به عنوان یک تبه کار. من فکر کردم او را به عنوان مردی که قرار بود برای محافظت از مردم خود را به هر قیمتی. از نظر سبک و صدا و ساخت یک شخصیت زنده و واقعی تبدیل شده تصمیم گرفتم به او یخ زده کار دست. Bester نمی تواند با استفاده از دست چپ خود را. آن را ساخته شده من, Walter Koenig احساس بیشتر شبیه به یک شخصیت از قدرت چون من تا به حال جان سالم به در برد این. من تا به حال غلبه بر این نقص و من هنوز یک رهبر در میان مردم است. من که اختصاص به شخصیت قوی تر است.

تبلیغات:

چگونه می توانم به شما ساکن یک شخصیت و آنها را واقعی به عنوان تنها نقش?

من با احساسات. رک و پوست کنده احساسات من سمت راست وجود دارد در بالای پوست من. منظورم این است که من می توانم می شود آرام. من خارج می شود می تواند. اما من دسترسی به بسیاری از احساسات زمانی که من به آنها نیاز دارید. من نمی باید به تولید احساسات است که در حال حاضر وجود دارد. آنها فقط وجود دارد. همه آن احساسات و نگرش فقط به من بود. من نمی توانم رنگ به ارزش یک رفو. من هیچ صدای آواز. من نگه نمی تونه برای بیش از دو میله. وجود دارد بسیاری از چیزهایی که من نمی تواند انجام دهد. من موفق به من آسیب پذیری چیزی است که من می توانید به زمانی که من بازی شخصیت های مختلف.

کنوانسیون مانند San Diego Comic-Con, C2E2 در شیکاگو و مختلف “پیشتازان فضا” و “جنگ ستارگان” کنوانسیون ها و گردهمایی های دیگر در حال حاضر یک ماده در واقع آنها معمول است. چه کسانی برای اولین بار “پیشتازان فضا” کنوانسیون در 1970s? آیا شما تا به حال تصور کرده اند که کنوانسیون ها و دیگر فن حوادث را تبدیل به چنین کسب و کار?

هیچ. و من هرگز تصور نمی کرد که زمانی که “پیشتازان فضا” لغو شد در سال 1969 است که من می خواهم هر چیزی برای انجام با “پیشتازان فضا.” رادنبری به نام همه و گفت: “این خوب است کار با شما. امیدواریم که ما می توانید انجام دهید آن را دوباره مدتی.” در پاسخ به شما می گویند به خودتان “Yeah, yeah, yeah, yeah. درست است.” و شما را قطع کرده و می گویند: “در حال حاضر چه کار کنم با بقیه زندگی من؟” به طوری که تقریبا راه را احساس کردم. و سپس هنگامی که کنوانسیون آغاز شده و در اواسط دهه 1970 من احساس ناراحت کننده است زیرا نشان می دهد در پنج یا شش سال پشت سر من و مردم هنوز هم در تمجید از کار ما انجام داده بود کسانی که سال قبل است. من احساس “آنچه در حال حاضر ؟

آنچه در مورد آینده ؟ من که فقط با تکیه بر چیزی است که در حال حاضر بخشی از من در حال حاضر وجود برای به دست آوردن پول برای به دست آوردن یک حس از خود به احساس خوبی در مورد خودم؟” من احساس بی دست و پا که در مورد. من احساس می کنیم تمجید یک شبح. آن نیست تا زمانی که ما شروع به انجام فیلم دوباره که من احساس زنده. من احساس می کردم در حال حاضر و کار جدید در “پیشتازان فضا” بود بیرون رفتن به جهان دوباره.

در آن اوایل کنوانسیون هیچ سابقه برای چه این قوانین بودند چگونه بازیگران را در تعامل با طرفداران و مانند آن. آیا آنها می خواهند به دیدار تو بازیگر یا شما شخصیت Chekov? چگونه شما آن را کشف کردن ؟

آن می شود که خود را در آن. من باور نمی کنم که من تا به حال بیش از حد بسیاری از تصورتان به عنوان به آنچه که اتفاق می افتد. من راه می رفت به یک اتاق با 5000 نفر در آن وجود دارد و جیغ و گفتم: “اوه. چه شد که در مورد؟” پس از یک در حالی که زمانی که شما آن را انجام دهید برای بیش از 30 سال شما به آن استفاده می شود. من احتمالا کمی عصبی است که برای اولین بار در کنوانسیون و یا فن آوری, اما به سرعت این شد خانواده من. و حقیقت این است که شما می توانید انجام دهید هیچ مشکلی با “پیشتازان فضا” مگر اینکه شما واقعا یک حرکت تند و سریع. “پیشتازان فضا” طرفداران می خواهند به شما را دوست دارم. آنها می خواهند به احساس می کنید مانند شما بخشی از خانواده خود را. “پیشتازان فضا” جمعیت است ساده ترین جمعیت من تا کنون کار کرده ام.

چه شد رادنبری بود ؟

او بخشی از زندگی روزمره من است. او در این مجموعه شاید یک یا دو بار در هفته. آن را همیشه سرگرم کننده برای دیدن او. جورج [Takei] همیشه لذت بخش است. به غیر از یک وضعیت من همیشه به حال یک مشرب ارتباط با او. من می دانستم که وجود دارد مسائل پشت درهای بسته بین [ویلیام شاتنر] و ژن و [لئونارد نیموی] و ژن چیزهایی که از طبیعت.

اما در این چند سال من این سری حداقل سال اول من این سری من فقط خیلی خوشحال به همراه برای سوار شدن. و واقعیت این بود که من حتی نمی باید اجرا نشان می دهد قرارداد. من بر اساس این هفته. من نمی دانم اگر من قرار بود به کار بر روی “پیشتازان فضا” هر هفته بر اساس مداوم است. در آخرین روز از یک قسمت ما تیراندازی شد, آنها می خواهم دست من صفحات برای هفته آینده. آن را ثابت تعجب.

تنها زمانی که من تا به حال یک مشکل بود و ما آماده برای انجام این تلویزیون نشان می دهد متحرک و من دعوت شده بود برای نوشتن یک قسمت که من. و ژن خواسته برای حدود پنج یا شش بازنویسی و من فکر کردم آن را فقط به من اما من کشف کرد که او که در این سریال بیش از حد. وجود دارد ثابت بازنویسی از همه قسمت است که هر کسی نوشت. ژن ها به طور کلی حال بازنویسی نهایی. در پایان این قدرت که می شود قرار بود که در نهایت خوشحال با آنچه که من انجام داده بود به صورت متحرک نشان می دهد.

پس از آن ما در یک کنوانسیون در L. A. قبل از متحرک نشان می دهد که قرار بود برای شروع و دوروتی فنتنا بود که داستان ویرایشگر در سری و تولید کاردانی ساخته شده یک اطلاعیه در مقابل یک اتاق از چند صد نفر است. او اعلام کرد که بازیگران متحرک نشان می دهد و من نمی گنجانده شده است. و این مردم ریختن بیرون از اتاق که او انجام شد. یک دسته از آنها را احاطه من و گفت: “چگونه می توانم شما احساس می کنید در مورد بودن در انیمیشن نشان می دهد؟” که بزرگ بود. که واقعا من ناراحت. و گفته شده است در پیش از آن ساخته شده بدتر است. من می دانم چه اتفاقی افتاده است. یک نفر فکر کسی به دیگری به من گفته بود و کسی فکر کسی به دیگری به من گفته بود. اما هنوز هم من فقط خرد آن است.

ما تا به حال یک بحث است که بعد از ظهر با ژن است. ما همه در اتاق انتظار برای مخاطبان به فیلتر در. من به او و گفت: “ژن من نمی دانم که من در انیمیشن نشان می دهد.” و او تحریک شده. او می رود “خوب, شما می دانید در حال حاضر.” که تنها زمان من تا به حال یک مشکل با او. اما دیگر از آن ما خوب است. ژن خوب بود پسر. من همیشه به حال خوب سطحی ارتباط با او.

چگونه شما را به صلح با به تصویر کشیدن یک شخصیت نمادین و در حال حاضر شناخته شده است که بیشتر برای یک نقش ؟

من تا به حال هیچ مشکلی با آن در حالی که انجام این نشان می دهد چرا که کار من بود. من کاملا با آن درگیر. به عنوان حداقل به عنوان بخشی بود من کاملا درگیر در فرایند تلاش برای ایجاد Chekov زنده آمده است. من فکر نمی کنم من همیشه متنفر نقش. من فقط خجالت آن است. آن چیزی است که من انجام شده بود برای زندگی. بله, آن را به کمک به زندگی حرفه ای من اما من فقط بازی کردن شبح از یک نقش است. من رفتم به کنوانسیون ها و طرفداران را به من بگویید چقدر آنها را دوست داشت و من به عنوان Chekov. من نمی توانستم بگویم: “نه. همین که می گویند.” اما این احساس بی دست و پا برای من.

من تنها 12 قسمت اما من برخی از سراسر دو فصل است. من یک کار بازیگر است. چیزی وجود دارد که من می توانم نشان می دهد. نبود صدا و خشم چیزی معنابخش. من یک حرفه ای. که خوب بود.

چگونه من احساس می کنم در مورد آن در حال حاضر ؟ این تلفات در من گرفته. من انجام داده ام این کمی مستقل پروژه های, و آنها به من داد برخی از حس امید و برخی از احساس تعلق و بخشی از صنعت است. هنوز تحسین اذعان به “پیشتازان فضا” است نامتناسب به آنچه که من انجام شده است. این راه بیش از آنچه من کمک کرده است. که شرمسار من. آن را به من احساس ناراحت کننده است. و در این مقطع من تصمیم گرفتم من پشت برش. من قصد ندارم برای انجام به عنوان بسیاری از ظواهر. این اولین سال است که من در واقع حذف تعدادی از کنوانسیون که من قصد دارم به انجام تقریبا نصف کنید و سعی کنید به سهولت از این.

آیا شما فکر کردن در مورد گذشته خود کنوانسیون و آنچه را وداع آدرس خواهد بود ؟

کسی از من خواست به این من وداع با سال. من نمی خواهم به انجام این کار است. در حال حاضر من احساس می کنم مثل من می خواهم به عقب نشینی تا حدودی از همه از این. من نمی ممکن است احساس می کنید که راه در یک سال است. سوم به یک معامله بزرگ با برخی از نوع “وداع با سال” ساخت است که واقعا یک معامله بزرگ از چیزی است که من در حال حاضر خودم است – بدون در نظر گرفتن چگونه طرفداران احساس نمی کند که یک معامله بزرگ. من نه مارلون براندو. من نه کری گرانت. من هر یک از این افراد است. من اصلا این نوع از قد و قامت.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>