آنچه آن را مانند به عنوان یک مشاور سلامت روان در حالی که تاکید بیش از $286,331 در بدهی های دانشجویی


29-year-old Asian American woman wearing glasses
اولیویا زمینه

این بخشی از بدهی های کشور, یک سری از مصاحبه با مردم در مورد چگونگی وام های دانشجویی را شکل زندگی خود را. دفعات بازدید: بقیه در اینجا.

تحصیلات: لیسانس روانشناسی; کارشناسی ارشد در بهداشت رواني مشاوره دارای مجوز در ایالت نیویورک به عنوان یک مشاور سلامت روان; در حال حاضر گرفتن یک دکترای مشاوره روانشناسی
شغل فعلی: مشاور سلامت روان
درآمد: $22,500
وضعیت ارتباط: درگیر
اوج بدهی دانشجو: $286,331
زمان بدهی دانشجو: $286,331

یکی از دلایلی که خانواده من به آمریکا بود, هیچ کس واقعا ما را و پدر و مادر من می خواستم برای با هم ماندن. پدر من از ژاپن و مادر من از مالزی. مادر من نمی تواند تابعیت در ژاپن است. پدر من نمی توانستم آن در مالزی است. آنها هم واقعا نمی خواهید به ماندن در مالزی. مادر من است که در جنوب هند و ما هندو اما مالزی مسلمان تحت سلطه کشور است. مادرم نگران بود در مورد تبعیض نژادی و او نمی خواست به منظور بالا بردن نیم هندی, نیمه ژاپنی, کودکان در ژاپن است.

ما به پایان رسید تا در برخی از مکان های خنده دار, مانند, Lancaster, Pennsylvania. پدر و مادر من تا به حال هیچ ایده آنچه در دانشگاه های ما روند پذیرش است و یا آنچه در یک برنامه مشترک بود. من تا به حال هیچ ایده که خانواده ها پرداخت از جیب و یا آنها می خواهم صرفه جویی در تمام این مدت. به عنوان مهاجران ما ارسال پول به پدربزرگ و مادربزرگ من. من در حال حاضر مدیون $286,331; $27,000 که از من کارشناسی و بقیه از مدرسه فارغ التحصیل.

“پدر و مادر من تا به حال هیچ ایده آنچه در دانشگاه های ما روند پذیرش است و یا آنچه در یک برنامه مشترک بود.”

من به رویای من فارغ التحصیل مدرسه بود که کلمبیا را در کالج معلمان. در آن زمان microaggressions پژوهش funneling از آن مدرسه و من واقعا هیجان زده بود. من می خواهم به انجام تحقیقات در چند نژادی مردم به خصوص در آسیا خارج است. من می دانم که مردم درمان مادر من و پدر من متفاوت است. اما من به یاد دارم که تقریبا هیچ کمک هزینه تحصیلی یا کمک های مالی برای کارشناسی ارشد در سطح دانش آموزان است.

من اعمال شده به تقریبا در هر کار و تحصیل کار در زیر آفتاب. من هر یک از آنها—وجود دارد بسیاری از افرادی که واجد شرایط برای کار و مطالعه اما نه به اندازه کافی موقعیت. بنابراین من خرده فروشی. من nannying. من کارشناسی ارشد برنامه شما دو نفر کارشناسی ارشد و یک پروانه در ایالت نیویورک است. وجود دارد مقدار زیادی از ترم. آن را نیز شروع می شود هرگز پایان دادن به چرخه در روانشناسی کار به صورت رایگان. شما باید به انجام 600 ساعت از میدان تجربه است که فقط کار در درمانگاه و یا بیمارستان و یا در جایی ارائه مشاوره وروان درمانی خدمات. اما شما برای آن پرداخت چرا که این یک کلاس. من مشغول به کار در جامعه تجاوز درمانگاه. من با زوج ها و خانواده ها. که من دوست داشتم. اما هر روز شما منفی است. [و] شما در حال تبدیل شدن به یک دکتر. شما در حال تبدیل شدن به یک مشاور سلامت روان. آن را فقط واقعا … خسته و احساسی تخلیه.

من فکر می کنم در پایان است که آن را در حال حاضر حداقل $175,000. من به یاد داشته باشید برای رفتن به دفتر کمک های مالی چون من تا به حال به کلاس های تابستان به پایان در زمان و آنها به من گفت من تا به حال به این مستقیم به همراه وام است که یک مقدار نرخ بهره بالاتر از وام استافورد و من فقط شروع به گریه چون من می دانستم که من تا به حال بسیار بدهی. چگونه شما می توانید انتظار کسی را نشان می دهد و توان خود را به بهترین مشاوره خود هنگامی که شما این همه استرس های مالی?

به عنوان یک درمانگر من از دیدن 30 مشتریان در هفته است. آن را به عنوان اگر شما در هفته فقط 30 45 دقیقه جلسات که در آن شما باید به شدید ترین شنونده. من را 30 دلار در ساعت است. آن را بسیار شایع رای برای بسیاری از کارشناسی ارشد-سطح پزشکان به همین دلیل است که من می خواستم برای رفتن به دریافت دکترا. من برای دکتری بالینی جزء بود در Bellevue, بیمارستان اما به دلیل coronavirus Bellevue حذف همه آنها روانشناسی externs. که یک مشکل بزرگ برای دانش آموزان در این زمینه من به دلیل گرفتن آن ساعت به این معنی است که بر روی کاغذ ما آماده نیست به درخواست ما نسخه اقامت. اگر رشته من بودند به تعویق افتاد, من شخصا پرداخت برای یک سال اضافی که من واقعا انجام کاری.

“چگونه شما می توانید انتظار کسی را نشان می دهد و توان خود را به بهترین مشاوره خود هنگامی که شما همه این مالی استرس؟”

من نمی بینم بسیاری از مردم مثل خودم عالی, دانشگاه, و من نمی بینم بسیاری از تحقیقات که در آینده به خصوص در بهداشت روانی مورد توجه و آسیایی یا آمریکایی های آسیایی تبار. به همین دلیل من پشت کردم به دانشگاه برای انجام تحقیقات و به حمایت و به قدرت بیشتر. اما هنگامی که شما نگاهی به نرخ بیکاری در حال حاضر آن را می سازد شما واقعا نشستن و فکر می کنم در مورد همه تصمیم گیری شما ساخته شده برای مدرسه و برای حرفه ای خود را.

من زندگی با شریک زندگی من است که مفید باشد. اما او نیز نمی آیند از هر چیزی, بنابراین ما برای پرداخت کل از همه چیز. ما لغو شد عروسی ما که قرار بود به اتفاق می افتد. سه هفته اول از همه گیر شد تب رویای بدانند ما چه کنیم با این چیزی که ما صرفه جویی شده برای چهار یا پنج سال ؟ که قرار بود 30 مه. ما لغو آن را فقط یک روز زن و شوهر خجالتی از آوریل 1. ما واقعا خوش شانس است که ما قادر به انتقال تقریبا تمام فروشندگان ما و محل برای سال آینده.

من می دانم که من نمی socioeconomically محروم به موجب این واقعیت است که من یک مدرک کارشناسی ارشد. من آگاه هستم که. اما من هنوز هم خیلی احساس شرم و خیلی بار مالی به دلیل این اسکلت در گنجه من. اما من اصلا تا به حال در مورد آن صحبت کنید چون من خیلی نگران—من نمی خواهم مردم را به فکر می کنم خانواده من نمی مراقبت در مورد من یا که من تا به حال هیچ مسئولیت مالی یا knowhow.

من به یاد داشته باشید من تا به حال خروج مشاوره وام در کالج. همه ما تا به حال به نشستن در یک سالن و ما تا به حال پوشه ها. ما آن را باز کرد و آن را به حال وام من بدهی و من بدهکار در اطراف $80,000 از دو سال من صرف وجود دارد من می خواهم انتقال از مدرسه دیگر. من به یاد داشته باشید فکر “وجود دارد افرادی که نیست اینجا. وجود دارد از دوستان من که کاملا در اینجا نیست.” و این زمانی است که من شروع به یادگیری که مردم برای این پرداخت از جیب. اما من نشسته وجود دارد با تحقق “اوه شما به من نیاز به پرداخت این بازگشت و من فقط امضا به انجام یک کار بسیار گران کارشناسی ارشد در یکی از شهرستانها گران ترین در جهان است. سرد است. اما هر کس به من گفتن برای انجام این کار. و من لازم نیست برنامه دیگری. دیگر برنامه این است که فقط رفتن به لنکستر و فراموش چه کنم؟”

میمی ناکامورا یک نام مستعار.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>